هوالحق

سلام

 

نميدونم اينجا چکار دارم و برای چی آمدم ولم نميکنن تا برگردم به

همونجايی که بودم بابا خسته شدم دوست دارم برم چرا نميزارين. تمام

پرهای پروازم ريخته چرا نميميرم راحت بشم چراچرا چرا چرا؟..................؟

 

اين حرفا اکثرا توی مغزم ميپيچه و جوابی براش ندارم اگر شما جوابی داريد

من را هم آگاه کنيد تا لاقل بدونم اين سوالها جوابی داره يانه؟

 

ياعلی

 

/ 4 نظر / 39 بازدید
ناناز

سلام ممنون از اينکه اومدين و نظرتون رو گفتين من استفاده کردم راستش صحبت شما هم منو تحت تاثير گذاشت و با خودم گفتم که واقعا زندگی با تلخيها و شيرينهاش - با پستيها و بلنديهاش زيباست اگر زندگی کلش شيرين باشه و هيچ مشکلی وجود نداشته باشه حالت يکنواختی ميگيره همين مشکلات هستش که آدم رو ميسازه حالا سوالم اينه که شما چرا اينجا از نااميدی حرف زدين از مردن ؟!!!! اصلا خوب نيست که اينگونه حرف ميزنين هميشه اميدتون به خدا باشه و توکل به اون کنين برای منم دعا کنين يا علی

hakan

سلام جالب و خواندنی بود منتظرت هستم

حكيمه(مسافر غريبه)

سلام.فکر نمی کردم برای شما هم همچين سوالاتی پيش بياد! فکر مي کردم شما اين سوالا رو رد کرديد ماييم که مونديم تو اين بودنمون!! نميدونم منظورتون از اينکه نمی ذارند کيا هستند يعنی کی مانع آدم تو رفتن و موندنه!؟ اگه کسی یا کسانی هستند که ارزش موندن براشون رو داريم چرا بايد به دوردست پرواز کنيم...(البته با وجود چيزايی که نوشتم خودمم تو اين منجلاب بدجوری گير کردم)...

atefeh

سلام ممنون که به من سر زدين آره فعلا حوسله و وقت آپ کردن را ندارم انشاالله در آينده دوباره ادامه ميدم اگه خدا بخواهد و زنده بودم تنها چيزی که متونم در مورد اين مطلب بهت بگم اينکه هيچ چيزی رو به خودت تلقين نکن و هميشه اميدوار باش و به زندگی ادامه بده انشاالله زندگی به کامت خواهد بود خيلی التماس دعا دارم اين التماس از اين جهت بهت دارم که ميدونم حداقل پاکتراز منی اميدوارم که اين خداحافظی آخرم با شما نباشد بای