سلام خوبی؟

نماز روزهای شما مقبول هو

ميگن عشق حضرت مسيح عشق واقعی بوده چرا؟ خوب چون حضرت مسيح از شهوت بدنيا نيامده بود تا شهوت داشته باشد ايشان هيچگاه همسری اختيار نکردنند چون شهوتی نداشتند پس اگر ايشان عاشق يک نفر ميشدنند واو را دوست داشتند از روی شهوت نبوده حال ميبينيم که دوست داشتن ما از روی شهوت است يعنی يا به خاطر مال يا مقام يا سواد يا ارزا شدن پس دوامی ندارد حال ببينيم اسلام چی ميگه اسلام ميگه عشق يعنی يکی شدن يعنی هيچ پرده ای وجود ندارد حال ببينيم اگر پرده ای وجود نداشته باشد چه اتفاقی می افتد

جالب است بدانيم در مقام بالای عشق محرم ونامحرمی نيست همه يکی هستند ميگن وقتی منصور حلاج به عرش هنگام حلقه ی ذکر رسد اين ذکر را گفت ان الحق منم خدا شاگردان ترسيدن از گفتن اين ذکر وقتی منصور به حال عادی برگشت وجزبه خود را از دست داد شاگردان به او گفتند که چه چيزی را ميگفته منصور بر آشفت وگفت اگر باز گفتم مرا بزنيد تا از اين حال در آيم چون اين کفر است بار ديگری که مشغول ذکر شدند باز منصور اين ذکر را ادا کرد مريدان ترسيدند ومنصور را از حال جذب در آوردند وباز او همان داستان را تکرار کرد بار سوم که اين اتفاق افتاد منصور گفت من به عرش رسيدم ديدم با ذکر شما وبا آهنگ ذکر ملايک ميرقصند واما هيچ کسی نيست منصوری نيست خدايی نيست پس خدا ومنصور يکی هست (وحدت) پس منم خدا او را کشتند واما خود شما بهتر ميدانيد او را در ۳ روز وبا چه حالی کشتند پس خدا می فرماييند هرکس عاشق من شود او را خواهم کشت وخون بهايی او منم

امشب خيلی زياد گفتم اما خدا کند ساده گفته باشم

موفق سبز پايدار باشيد

راهنماييم کنيد

يا علی مدد

/ 4 نظر / 42 بازدید
علیرضا باقریان

سلام رئيس ، بابت شعر بايد بگم من صاحب اون شعر نيستم بلکه صاحب اون شعر هر کسی هستش که اونو ميخونه پس تو هم صاحب اونی و برای استفاده از اون نياز به اجازه از من نيست . و اما درباره وبلاگت ازم خواستی وقتی بهت سر ميزنم راهنمائيت کنم ، من اول ميگم بی خيال بابا ما رو چه به راهنمائی ، ولی بابت نظر دادن ميگم چشم . اما به يک شرط و اون شرط هم اينه که وقتی به وبلاگ من سر ميزنی بی خيال تعريف کردن از وبلاگم بشی ، چون اگه قرار بشه تو بيای بمن بگی وبلاگت قشنگه من هم به تو بگم وبلاگت قشنگه اونوقت می افتيم توی يه دور تعارف ، پس از اين به بعد اين توافق رو با هم ميکنيم که تو ديگه بمن نگی وبلاگت قشنگه تا من بتونم نظرم رو راجع به قشنگی وبلاگت تو راحت بگم . قبول . پس توافق انجام شد . ایــول .

علیرضا باقریان

و اما عشق.....عشق مسيح واقعی بود ولی نه بخاطر محصول شهوت نبودن بلکه بخاطر محصول عشق بودن . من ميگم عشق مسيح بخاطر اين واقعی بود که از عشق آفريده شده بود و اين آفريده شدن از عشق اونو عاشق واقعی کرده بود.....حلول روح عاشقانه خدا در ظهور انبياء و ائمه ، در جسم و روح عشاق ديگر به بار نشسته و آنها را از بهم پيوستگی دو عاشق ( دو عاشق به خدا ـ و عاشق به بنده خدا ) بوجود آورده ، و در آفرينش مسيح مستقيم بوده . يا علی مدد

افشين ( بی نام بی پايان )

سلام عزيزه خودم بابا من نوکرتم اگر دوست داری يه راهنمايی کنم اينکه راز موفقييت تو لينک دادنه همين .......... موفق باشی راستی يه سری به من بزن من يک داستان همين امشب نوستم بيا حالشو ببر بای.........