ماه مبارک

هوالحق

باسلام

این ماه هم بگذشت !

برای چند دقیقه فقط به اعمال خود در این ماه فکر کنیم!

از خودت راضی هستی؟

فکر می کنی توانستی خواسته های خودت را براورده کنی؟

ما را دعا کن

یاعلی

/ 9 نظر / 7 بازدید
محسن بيات(ياس سفيد)

غرض از مزاحمت خسته نباشيد بود و تشکر واينکه آدرس وبلاگم بهteshnehdel.blogfa.comتغيير کرد.با تشکر از شما منتظر حضور گرمتون توي وبلاگم هستم.

رضا

قَالَ [عليه السلام] الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ وَ نِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَى . درود خدا بر او ، فرمود : ناتوانى ، آفت و شكيبايى ، شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهيزكارى ، سپرِ نگه دارنده است : و چه همنشين خوبى است راضى بودن و خرسندى . در پناه حق سالم و سر افراز باشید.

جن گيران

نازنين جون سلام خوبين؟ جون گرفتم ديدم به روز کردين دست گلتون درد نکنه راستش چند بار به این که ماه رمضون امسال چه کار کردم فکر کردم اولین بار بود تو عمرم دعای مجیر و افتتاح رو خوندم یا حتی بعد از سالها احیا گرفتم و اینکه خدا یه پسر بهم داد اما در کل وقتی رفت حس کردم می شد خیلی بیشتر استفاده کنم اما خواب بودم خدا کنه همه استفاده کرده باشن و مثل من دلتنگ از غفلتشون نباشند دلم براتون یه ذره شده منم دعا کنین یا علی مدد

عليپ

سلام دلم براتون تنگ شده مه خوبی بود اما زود تموم شد امسال بهتر از سالهای قبل بود خصوصا که ما برای اولين بار توی اين مدت با هم احيا گرفتيم و جوشن کبير خونديم برام خيلی دعا کنيد ياحق علیپور

مصاحبه با وبلاگنويسان

سلام دوست عزيز روز به خير وبلاگ مصاحبه با وبلاگنويسان به روز شد . گفتگو با رضا عزيز از وبلاگ ايلند(ايسلند)حضور گرم شما رو ميطلبه لطفا به پی نوشت ها توجه کنيد اين يه متن که واسه همه بچه های وبلاگی فرستاده ميشه برای با خبر شدن از آپ وبلاگ شادباشيد نازنين.تنها

يه آشنا

سلام من که راضی نبودم خوش به حال آنانی که راضی گشته اند از کردارشان. خوش حالان بد حالان را دعا بفرمايند.

محسن بیات(یاس سفید)

الهی! اگر دردی است بیداری جسم است اگر دوایی است تسلط روح بر جسم است اگرزوالی است پایان هجر است و میعاد نزدیک است. الهی! اگر ذوقی است... برای خواندن ادامه مطلب منتظرتون هستم. موفق باشید

گمنام

ـ هفت بار روح خويش را به تحقير و تمسخر گرفتم: بار اول ـ آن هنگاه كه ديدم براي بلند شدن تظاهر به افتادگي مي‌كند. بار دوم ـ هنگامي كه ديدم پيش لنگها، لنگ‌لنگان راه مي‌رود. بار سوم ـ آن هنگام كه بين سهل و دشوار مخير شد و سهل را برگزيد. بار چهارم ـ آن هنگاه كه گناهي را مرتكب شد و براي تسليت تسكين خويش گفت: «ديگران نيز مرتكب گناه مي‌شوند.» بار پنجم ـ آن هنگام كه هر‌چه برايش آمده بود حمل بر ناتواني خويش كرد، اما صبر آن پيشامد را بر توانايي خويش نسبت داد. بار ششم ـ آن هنگام كه چهره‌اي زشت را تحقير كرد، حال آنكه آن چهرة زشت به تحقيق نقابي از نقابهاي خوش بود. بار هفتم ـ وقتي كه زبان به ترنم مدح و ثنا گماشت و آن را فضيلتي انگاشت. به ما سر بزنيد