سلام خوبی؟

امروز ميخوام بگم :

عشق است وحسين، شاه است وحسين، من مست حسين و انا مجنون الحسين.

کمتر کسی رو ديدم که اسم امام حسين را بشنود وحالش دگرگون نشود حتی آنهايی که کافرند ويا لاييک هستند بمحض شنيدن اسم امام حسين وزمانی که درباره ايشون سخن ميگن حالت حرف زدن آنها بسيار با احترام هست چرا؟

يک اسم يا يک شخصيت در وجود خود چی دارد که ما بايد نسبت به او اينچنين باشيم؟

واين احساس يا حال چه نام دارد؟

ما ميگيم بر فرض همه  اتفاقاتی که در کربلا افتاد داستان وافسانه است اما دراين افسانه چه سری نهفته که مارا اينچنين ميکند؟

اصلا اسم اين رابطه را چه چيزی ميتوان گذاشت؟

ساده بگو برام تا منم ياد بگيرم بگو

/ 3 نظر / 41 بازدید
leila

سلام جالب بود موفق باشی به منم سر بزن

علیرضا باقریان

اصلا رمز برجستگی رازآلود حسين(ع) در عاشق بودنشه، حسين (ع) بزرگترين هنرش عاشق بودنشه ، و قشنگترين کار اين عاشق هم اينه که اين عشق رو به کسائی هم که دوستشون داشته هديه کرد.به نظر من حسين(ع) عين عشق به زن ، بچه ، اهل و عياله !!!!! آره من به اين ايمان دارم اگه يکی اينقدر عاشق زن و بچه اش نباشه اصلا به فکرش نمی ياد اونارو به اين وادی ها بکشونه حسين(ع) اگه عاشق زنو بچه اش نبود اصلا راضی نمی شد اونارو در عشقبازيش با خدا شريک کنه ، ببين يه نفر چقدر بايد عاشق اهل و عيالش باشه که حاضر بشه اونارو شريک در عشق خودش بکنه به اين ميگن عشق در عشق و حسين اين کارو کرد....و اينهم از اون کارائيه که فقط حسين انجام داده و بس و بخاطر همين حسين فقط حسين شده وبس . وهمه اونئی که پا برهنه ، سيلی خورده ، زخمی .....در اون بيابون کربلا حسين حسين می گفتن در عشق بازی تماشائی حسين شريک بودن ، من فکر ميکنم ما هم ميتونيم بعد از چهارده قرن توی بيابون دلمون بدويم و در اين عشق بازی شريک بشيم ولو با گفتن يک يا حسين.....تو اينطور فکر نمی کنی ؟؟؟