قدم اول

هوالحق

باسلام

سوال من را خيلی از دوستان بدون جواب گذاشتند اما از چند تن از

فيلسوفان اين سوال شده و جوابهائی جالبی دادند مثلا ((اشو)) در جواب

گفته: اگر اتم اين همه انرژی در خود دارد هيهات انرژی نهفته  در انسان !

چه بگويم؟ از اين شعله حقير آگاهی انسان ! اگر روزی اين شعله حقير

شعله ور گردد . بی تردرد سرچشمه لايزال انرژی و نور خواهد بود . همين

گونه بودا بودا و مسيح مسيح شده است ! ((کلارنس بی گی مان ))

اعتقاد دارد: هيچ راه ميان بری وجود ندارد . هيچ چيز ارزان بدست نمی

آيد . و هميشه بهترين راه دشوارترين است !

اينکه با چشيدن طعم معنا و مفهوم زندگی و شناخت خويشتن خويش و با

بيدار شدن و رسيدن به حقيقت مانند : ((بودا)) و با رسيدن به خود آگاهی

مانند ((سارتر)) و شناخت مسئوليت خويش بايستی راه آتی زندگی خود را

انتخاب کنيم اما از آنجا که زندگی يک جاده يکطرفه است و فقط يک بار

حق انتخاب داريم بايد به عظمت و اهميت وضعيت خويش برای انتخاب پی

ببريم . دکتر می فرمايند زندگی يک سه راهی دارد پليدی ! پاکی ! پوچی!

حال بايد تو انتخاب کنی اما برای انتخاب راه بايد مقصد را در ذهن خويش به

تصوير بکشيم . ما کی هستيم؟ کجا می خواهيم برويم؟ و برای چی ؟

يقينا با تصوير ذهنی که از خويش داريم فردای خود را می سازيم و در اين

راه بايد دلهره داشته باشيم اما نگران نباشيم چرا ؟ چون امروز فردائی

ست که ديروز نگرانش بودی ! و بايد شجاعانه حرکت کرد و اولين گام را

مردانه و شجاعانه برداشت چراکه (( بزرگترين کارها با کوچکترين گامها

شروع شده و سخت ترين گام اولين گام است !)) به قول ويليام فاکنر :

مردی که کوهی را جابجا ميکند با برداشتن سنگهای کوچک آغاز ميکند .

اما بايد دانست شايد تا به حال خسته افسرده و شايدم شکست خورده

شده باشيد در اين راه راه عشق را منظورم هست اما بايد بدانيد ناکامی

يعنی تاخير نه شکست! مسير انحرافی موقت است نه کوچه بن بست !

دوستی ميفرمود: سرانجام دريافتم که در قلب زمستان تابستانی

شکست ناپذير در درونم وجود دارد !

ودر انتها بايد بدانيم که اگر خم شديم هرگز خرد نخواهيم شد .

اما در اين راه گفتيم شجاع باش و نترس اما شجاعت يعنی چه؟

اين را برايم بنويسيد که شجاعت را چگونه معنی ميکند شجاعت و ترس را

و يک راهنمائی اينکه: شجاعت و ترس دو صفت متضاد يکديگرند بايد ابتدا

طعم اين واژگان را بچشيم و بعد پاسخ دهيم به اين کلمات بانديشيد و برايم

بنويسيد منتظرم .

اما حرف دال :

داغ درد و دريغ بر پيشانی دل دارد

از دوری دلبر!

اگر حضرت عشق دستی بر دلت کشيد .

درخشش نور را در دل می بينی !

سپس

دف زنان و سماع کنان

به

ديار دلبر که مان

دهکده دلدادگی است گام می گذاری !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ما را دعا کنيد ملتمس به دعا هستيم .

 

ياعلی

/ 7 نظر / 36 بازدید
شبگرد

سلام اين بار مطلبی که نوشته ايد دارای نکات با ارزشی است و ميتوانم بگويم که با نوشتن اين مطلب باعث بوجود آمدن انقلاب های بسياری شديد خوشحالم که بالاخره با يکی از پستهای شما توانستم راحت کنار بيايم که البته اين را مديون به حقيقت زندگی نزديک تر بودن اين پست شما ميدانم. يک معذرت خواهی به شما بدهکارم بالاخره بزرگ تر و کوچک تری گفته اند دعا کنيد که خداوند به همه ما نعمت همت را عطا فرمايد. موق باشيد خدانگهدار

رها

سلام شجاعت نه جسارت !!!شجاعت قدرتی است که به انسان توان رويارويی با مشکلات و اتفاقات جدید را میدهد شجاعت نیرویی است که به انسان قدرت بیان عقاید و گفته های گاه عجیبش را میدهد شجاعت قوه محرکه انجام کارهایی است که گاه انسان در حالت معمول حتی قدرت فکر کردن را نیز نداریم شجاعت نیرویی است که خدا به همه بندگان نداده

رها

ترس :ضد نيرويی کهانسان را وادار به سکونميکند ضد نيروييکه انسان را از مواجهه با اتفاقات و افکار جديد منع کرده و قدرت حرکت به جلو را از انسان ميگيرد و گاه انسان را مجبور به تحمل شکستها و ناکاميهای فراوان ميکند

درنا

سلام شما فرمودین ترس و شجاعت یعنی چی ؟ من به گواه لحظاتی که در طول زندگیم گذروندم بارها و بارها ترسیدم . و حالا وقتی دیدم شما از ترس پرسیدین خنده ام گرفت که نتونم معنیش کنم می نویسم اما اگه تعریف خوبی در نیومد ببخشید وقتی می خوای یه کاری رو انجام بدی یا شروع کنی یه حس غریبی به آدم دست میده بخصوص وقتی اطلاعات کافی در اون زمینه نداشته باشی . حس دودلی و شک که آیا انجام بدم یا نه ؟ و ذهن از این تردید ها به نقطه ای می رسه به نام ترسیدن و اگه با وجود این کار رو انجام دادی میشه نقطه ی مقابل یعنی شجاعت همون که شاید تو زندگی من کمیاب ترین چیز بوده در راه دلدادگی هم چون راه سخت به نظر می رسد و همین طور هم هست و انسان عاشق تنبلی است شروع می کند خود را ترساندن که نه تو نمی توانی کار تو نیست زندگی خودت را بکن و .......... این وسط شناخت ناکافی از قدرت خود آدم هم به این ترس دامن میزنه

درنا

شاید این وسط اطرافیان هم بی تقصیر نباشند وقتی واقعیت ها رو از دید مادی نگاه کنند . به همین نماز و روزه و انجام واجبات محدودت می کنند اما اگر فقط خواستی که راه او را بروی و جز او چیزی را طلب نکنی و فقط او را بخواهی و به خاطر خودش، می شود شجاعت و او بی هیچ تردیدی راه رو نشانت می دهد . و این وسط تنها نمی مانی . گاهی وقت ها خودت هم می مانی که از کجا این همه بهت کمک شد تو که هیچ نمی دانستی درست مثل خانم آرین که هیچی نمی دونست و فقط از او خواست که بهش کمک کنه . نمی دونم شاید هم نتونستم خوب معنا کنم اما به یه چیزی ایمان دارم وقتی خودت و زندگیت رو سپردی دست او و توکلت به او بود نه به غیر از او و تموم تلاشت رو کردی که موفق بشی بی برو برگرد دستت رو می گیره و کمکت می کنه اون وقت دیگه انجام هیچ کاری سخت نیست چون به نیرو و قدرت عظیم او تکیه کردی . همون چیزی که خیلی وقتا نادیده اش گرفتم و با سر رفتم تو چاه. دید مادی داشتن باعث میشه همه چیز رو مادی ببینی و اون وقته که اگه مطابق میلت پیش نره می ترسی . اما اگه به بودن یه خداوند مهربون و نازنین اعتقاد داشته باشی اون وقت از انجام هیچ کاری نمی ترسی

درنا

به نظرم اولین گام در راه دلدادگی و عاشق شدن این است که با تموم وجود بخوای و خواستن یا به قول عرفا طلب کردن اولین قدم است و واقعا سخت که از بین همه ی زیبایی های ظاهری چشمت اونقدر وسعت داشته باشه که او رو ببینی و بخوای به او برسی و قدم های بعدی نتیجه ی قدم اول که اگه نترسی طی می کنی ولی اگه بترسی سر نقطه ی اول در جا میزنی . اگه اینا رو به صورت ایمیل فرستادم گفتم شاید دارم اشتباه فکر می کنم و منظور سوالتون رو درست درک نکردم این ها رو از شما یاد گرفتم جسارت منو ببخشید ولی چون شما پرسیده بودین فقط خواستم جواب بدم و گرنه من تا اخر عمر شاگرد شما خواهم بود و این برایم افتخاری بس بزرگ است . اگه دوست داشتین تو قسمت نظرخواهی بذارین اگرم نخواستین که هیچی . ولی از اینکه می دیدم نظرات دیگرون رو در اول متن هفته ی بعد می نویسین خیلی خوشم اومد این جوری ادم خیلی چیزها یاد می گرفت راستی چرا دیگه این کار رو نمی کنین ؟

نيکو

سلام خيلی وفته نه سر ميزنی نه خبر ميکنی که بيام متنتو در اولين فرصت ميخونم از اولش نشون ميداد بايد جالب باشه موفق باشی و آبی