ببخشید

هوالحق

باسلام

خیلی وقت هست که مطلب نگذاشتم دوستان باید ببخشید این از تنبلی نیست دوستانی که ایمیل مفرستند در جریان هستند که خیلی سریع جواب ایمیل آنها داده می شود ولی مطلب نوشتن توی این وبلاگ را یک مقداری به تاخیر انداختم به علت اینکه دوستان بتوانند از مطالب موجود استفاده ببرند.

در هر صورت این بار به سفارش جناب آقای ..... مطلبی می نویسم در مورد بخشش آیا بخشش باید باشد یا نه؟

اینکه می گویند تبری و تولا یعنی چه؟

اینکه ما باید در مواردی بخشش داشته باشیم اما نمی توانیم جائی که دین خدا یا ایمان خود ما در خطر هست بخشش کنیم دقت کنید این آقا با من تماس گرفتند حدود دوسال پیش که معصومی من با یک خانمی دوست شدم آیا رابطه با ایشون جایز هست یا نه؟ گفتم: اگر به گناه آلوده نشوید بله فرمودند: ما هر شب تماس داریم و در مورد آب و هوا صحبت می کنیم!!!!!! ایشون یک شهر دیگر من هم یک شهر دیگر هستم فقط در مورد مسائل روز مره حرف میزنیم این جایز هست یا نه؟ گفتم: اگر به گناه آلوده نشوید می توانید . آقا ایشون هر چی گفتند ما همان را گفتیم دیگر زنگ نزدند بعد از حدود یک سال دوباره تماس گرفتند آقا من اشتباه کردم راه زندگیم را اشتباه رفتم حالا می خوام جبران کنم میخوام آدم موفقی باشم از بخشش بنویسید و بگویید بخشش جایز هست یا نه!!!! بخشش در چه موردی؟ بخشش کی و چی؟ هیچی ایشون نگفتند .

ولی آقای عزیز خواهر گرامی پسرم دخترم این ها همه بهانه هست گناه نکن و کسی را وادار به گناه نکن رفتی با یکی دوست شدی برو حلالش کن موقعیت نداری صبر کن چرا حرام؟ بعدم از خدا مدد بخواه خود مولا مدد می دهد امتحان کن خواستی کسی را به گناه آلوده کنی نشد حالا پشیمونی توبه کن و بگذار زندگی مسیر عادی خودش را طی کند اگر صلاح باشد همانی میشود که خدا می خواهد جائی که وقت برای بنده بگذاری برای خدا بگذار عاشق خدا بشو خودت و مالت و وقتت را فدای خدا کن نه برای بنده .

لیلی مرد(فوت کرد) از مجنون پرسیدند چرا بی قراری نمیکنی چرا خودت را به اب و اتیش نمیزنی گفت: من عاشق خدای لیلی بودم نه لیلی من وجود خدا را در او می دیدم نه لیلی را خدا بلکه خدا را لیلی می دیدم .

 گمان کردی که ما لیلی پرسدیم؟         که ما آن لیلای لیلی میپرستیم

حالا بخشیدن خوب است انسان را لطیف میکند بر ترین چیز برای پالایش روح بخشش و دور کردن کینه از دل هست ولی به چه قیمتی؟ کسی که می دانید بر خورد شما با او  به هر گونه ای شما را به گناه سوق می دهد باید رابطه خود را با او قطع کنید شاید حرف زدن من با خانم ..... من را به گناه نکشاند ولی اگر او به گناه الوده شود و ترس از این داشته باشد باید رابطه را قطع کرد یا حلال به هر حال دوستان و خصوصا جناب آقای ....... همه چیز را برای خدا بخواه از حرف مردم و برخورد انها هم نترس چرا که به قول قدیمیا روز قیامت هیچ کس جای شما پاسخگو نیست و این شما هستید که باید جواب اعمال خود را بدهید .

التماس دعا از همه شما

یاعلی

 

/ 21 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قطره

علی شب آن روز را بناراحتی گذرانید در تمام شب منظره تلخ زندگی چند کودک در برابر چشمانش مجسم بود و بحال آنان می اندیشید و از اینکه مصالح عالی آنها فراموش شده بودفرنج می برد و در انتظار فرا رسیدن صبح دقیقه شماری می کرد.بامدادن که مرد شهر هر کدام به دنبال کارهای خود بودند در کوچه و کنار بازار براه افتاده اند و همه به خود و زن و فرزند خود می اندیشیدند تنها زمامدار مملکت است که یک زنبیل پر از آذوقه کرده و بسوی کلبه یتیمان براه افتاده و به آنها می اندیشد.برخی خواهش می کردند که زنبیل را از دست او بگریند و حمل کنند.اما او می گفت: - اگر امروز شما بار مرا حمل کنید فردای قیامت چه کسی هست که بار مرا بر دوش گیرد؟! علی به مقصد میرسه و از بچه ها پذیرایی می کنه با گوشت و خرما و بهر کدام می فرماید: - فرزندم علی را حلال کن! حضرت علی می فرماید:خجالت کشیدم و قتی دیدم در کار تو و کودکانت کوتاهی شده... این پشوای ماست! کسی که در شبهای تنهایی تنها دستم به دامان او بلند میشد و میشه... بقیه مهم نیستند... عشقم اون چیزی جز پناه دادن به کودکی یتیم نیست.با این عشق و علاقه به سر کار می رم می خوابم و نفس می کشم... خود کودکی بودم د

قطره

حضرت علی می فرماید:خجالت کشیدم و قتی دیدم در کار تو و کودکانت کوتاهی شده... این پشوای ماست! کسی که در شبهای تنهایی تنها دستم به دامان او بلند میشد و میشه... بقیه مهم نیستند... عشقم اون چیزی جز پناه دادن به کودکی یتیم نیست.با این عشق و علاقه به سر کار می رم می خوابم و نفس می کشم... خود کودکی بودم در انتظار نوازشی مهربانانه و نه ترحم آمیز یه دوست ... عشقم از زخم های سینه ام منشا’ گرفته.. شما را به خدا سوگند این زخم ها را تازه نکنید!!!

سارا

سشمشئ سلام ممنونم که زحمت کشیدید

م.عروج

قضیه تمرین یکی از دوستان برای گرم کردن و آموختن مهارت های پیش از ازدواجه [نیشخند]

قطره

سلام متشکر از حرفهایی که زدید! می گن روزی مردی در یاط مسجد در حال وضو بوده که بهش می گه آقا عجله کن پیش نماز تکبیر رو گفت.جواب می ده :این پیش نماز روغن فروشه! بعد از نماز آن شخص میره به پیش نماز می گه آقا ما به یک نفر در حیاط مسجد گفتیم بیاد زودتر به نماز برسه گفت شما رئوغن فروشید!من نفهمیدم... پیش نماز با دست بر پیشانی خودش می زنه و میگه وای بر من!! من دکه روغن فروشی دارم و در حال نماز داشتم به یک معامله فکر می کردم....ایشن حتما امام زمان بودند.... بعد می گن نه آقا ایشون امام زمان نبودند.یک عارف بودند و گرنه امام زمان کسی رو ضایع نمی کنه در برابر بندگان خدا و یا ابروی کسی رو نمی بره...

قطره

کاش کمی به حرفام توجه کرده بودید در نظرات قبلیم که گفتم "خیلی چیزها رو ترک کردم!" می دانید خیلی از اقوام و دوستان و نزدیکان وبلاگم رو می خونن!!! اما حسن و امام حسین (ع) چطور به اون پیرمرد طرز صحیح وضو گرفتن رو آموزش دادند؟! شما هم شماره ام را داشتید هم ایمیلم را هم می تونستید نظر خصوصی بگذارید! سیراب در محیط شدم ز آبروی خویش........در پای خم ز دست ندادم سبوی خویش در حفظ آبرو ز گهر باش سخت‌تر.....کاین آب رفته باز نیاید به جوی خویش یا علی

آرزو

يك ميليون پيمان براي آزادي عقيده و بيان امروز ایران قربانگاه اندیشه های آزادیخواهانه است .القاعده فرهنگی ایران بر اساس مدارک مستند اقدام به نسل کشی دگراندیشان می کند . طالبان مذهبی ایران همان باند مخوف امنیتی است که قتل های زنجیره ای، قتل بانو زهرا کاظمی، ترور کشیشان مسیحی و رهبران سنی مذهب، زندانی کردن اقلیتهای مذهبی و بسیاری از ترورهای مخفی نخبگان ایران را در پرونده سیاه خود دارد و این در حالی است که همه خشونت و بی عدالتی ها در پوشش مقدسات و به نام قرآن و اسلام صورت می گیرد . امروز همه ما عزم خود را جزم کرده ایم تا بر علیه تمام ظلمها به پا خیزیم و نگذاریم تا اقلیتی متحجر، شعله های آزادی خواهی و عدالت طلبی را در ایرانمان به خاموشی بکشانند . ما امضا کنندگان این بیانیه، حمایت کامل خود را از تمامی آزادیخواهان، دانشجویان، معلمان، زنان، کارگران، اقلیت های قومی و مذهبی، روزنامه نگاران، روشنفكران، وبلاگ نويسان، هنرمندان، فعالان حقوق بشر، جمعیت های فرهنگی و معنوی و از تمام زندانیان عقیدتی و سیاسی اعلام می نماییم . ما از سازمان ملل مي خواهيم كه مسئولین قضایی ایران را وادارد كه دستور آزادی تم

سایه

استاد ایلیا ( پیمان فتاحی (کیست و از چه می گوید؟ بعد از 12 سال، بخشی از سخنرانی های عمومی و بیوگرافی استاد ایلیا منتشر شد آموزش‏هاي عمومی ايليا « ميم » درباره حضور الهي، تجربه عشق الهی، احياء روح، انقلاب دروني، نور زنده، هدايت الهي و زندگي متعالي و همچنين آموزش روش‌هاي تفکر و مباحثي مانند علم موفقيت، ازدواج هماهنگ، تغذيه نوراني، کلام خلاق، روشها و سبک‌هاي مبارزه باطني، روشهاي سخنراني و نويسندگي و تحقيق ، نشانه شناسي در طبيعت، روشهاي درمان ديناميکي، تفسير و تحليل متن و روشهاي انسانشناسي است، اما عمده سخنراني‌هاي عمومي به مبحث معنويت الهي ومعرفت باطني اختصاص داشته است . برای آشنایی بیشتر به کتب و فیلم ها و اخبار جمعیت ال یاسین مراجعه کنید و به دیگران نیز معرفی کنید www.revayatgaran-iliya.blogfa.com www.entesharat-saay.blogfa.com www.yaasin-times.blogfa.com

قصه گو

سلام و وقت بخیر[گل] بینهایت خوشحالم کردید...[لبخند] و البته این ما هستیم که نیاز مند به محبت و دعای عزیزانیم. راستش بنده در امور ناموسی زیاد تجربه ندارم... ولی میدانم بخشندگی که یکی از صفات خداوند یکتاست در وجود ما هم هست. پس اگر بنده ی با ایمانی در خطایی افتاد و از ارحمن الراحمین طلب بخشش کرد آیا امکان دارد که خدا او را صرفاً به خاطر نوع گناهش نبخشد؟

قصه گو

يک شبي مجنون نمازش را شکست بي وضو در کوچه ليلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده اي زد بر لب درگاه او پُر ز ليلا شد دل پر آه او گفت يا رب از چه خوارم کرده اي بر صليب عشق دارم کرده اي جام ليلا را به دستم داده اي وندر اين بازي شکستم داده اي نشتر عشقش به جانم مي زني دردم از ليلاست آنم مي زني خسته ام زين عشق،دل خونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد اين بازيچه ديگر نيستم اين تو و ليلاي تو من نيستم گفت اي ديوانه ليلايت منم در رگ پنهان و پيدايت منم سالها با جور ليلا ساختي من کنارت بودم و نشناختي عشق ليلا در دلت انداختم صد قمار عشق يکجا باختم کردمت آواره صحرا نشد گفتم عاقل مي شوي اما نشد سوختم در حسرت يک يا ربت غير ليلا بر نيامد از لبت روز و شب او را صدا کردي ولي ديدم امشب با مني گفتم بلي مطمئن بودم به من سر مي زني در حريم خانه ام در مي زني حال اين ليلا که خوارت کرده بود درس عشقش بي قرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو ليلا کشته در راهت کنم [قلب][گل]