دوست

هوالحق

باسلام

گفتیم که داشتن دوست بسیار مهم است ولی نه اینکه دوست

 مدام و در همه حال با ما هست .پس باید در انتخاب او بسیار

 محتاط و بسیار دقیق باشیم .

تاثیر دوست همانگونه که شما دوستان فرمودید بسیار بر روح

 و حتی جسم انسان تاثیر میگذارد وباعث تغییرات مثبت و منفی

 در وجود ما میشود پس دقیق بودن بی مورد نیست وانبیا نیز بسیار

 سفارش کردند و مردان خدا در کوشه کنارصحبت هایشان بارها به

این مورد اشاره کرده اند .

  نیما یوشیج در جائی اشاره کرده:

یاد بعضی نفرات روشنم می دارد ، قوتم می بخشد ، راه می اندازد .

نام بعضی نفرات رزق روحم شده است ، وقت هر دلتنگی ، سویشان

 دارم دست !

حال ببینیم مولا چه میگوید :

دوستانت بر سه گروهند:

دوست تو ، دوست دوست تو ، دشمن دشمن تو .

دشمنانت نیز بر سه گروهند :

دشمن تو ، دوست دشمن تو ، دشمن دوست تو !

خواندن داستان  (شاهزاده کوچولو خصوصا دوستی او با روباه)

 و دقت و اشارات آن همه چیز را در باره دوستی بیان کرده

 فکر نکنم دیگر جائی برای سخن گفتن داشته باشد.

اگر عمری باقی بود برای دوستانی که نخواندن و مرور دوستانی

که کتاب را خواندن خواهم نوشت.

 شما دوستی خود را با هر چه وهر که هست مقیاس کنید بااین

 داستان تا دریابید قدرت عشق را .

واما دوست به مانند اینه ای هست شفاف که تمام خطاهای ما را

 به ما گوشزد کرده ، در گوش جانمان میگوید:

(( هیچ لغزشی به خطا بدل نمی شود ، مگر انکه کمر به اصلاح

 آن نبندی، اما خطا کردن یک کار انسانی است ولی تکرار آن

  یک کارحیوانی است!))

هیچ وقت نباید این کلمه را بگویم یا به ان باندیشیم که: (( اگر کتاب

 زندگی چاپ دومی داشت، هرگز نمی گذاشتیم این همه غلط تکرار

 شود!))

اما بازهم برای شناخت دقیق تر و شفاف تر دوست باید الگو داشته

 باشیم. اگرکسی به شما یک سیب بدهد و بگوید: این سیب گلاب است.

 شما ابتدا آن را بومی کنید و به رنگ آن نگاه می کنید و می گویید:

 سیب گلاب بوی عطر می دهد و آبدار و تازه است و با مقایسه آن

 می فهمید که آن سیب چون مشخصات را ندارد ، سیب گلاب نیست !

 در این جا داشتن الگو ضروری و اجتناب ناپذیراست !

مولانا میفرمایند که:

بعضی باشند که سلام دهندو از سلام ایشان بوی دود آید !

وبعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی عود آید!

این را کسی دریابد ، که او را مشامی باشد !

- اما عرفا معتقد هستند که:

همه چیز در رابطه با خدا معنا می دهد .

((به خصوص  دوست))

ولی باز سخن در مورد اهمیت دوست تمام نشده چرا که این بحث

خیلی بیشتر از اینها مهم بوده و جای تامل بسیار دارد .

 پس اگر اجازه بفرمائید چون مطلب زیاده نشود این باب را همینجا

تمام کنیم و در پست بعدی الباقی مطالب را بنویسیم و شما ما را از

 راهنمائی خود بی بهره نگذارید منتظر راهنمائیهای

ارزشمند شما یاران هستم .

در پست بعدی داستان شاهزاده و دوستی او با روباه را خواهم نوشت

التماس دعا

یاعلی

 

/ 40 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.عروج

دوست آن باشد که گیرد دست دوست. در پریشان حالی و درماندگی. . والا شما انقدر خوب می نویسید که جای بحث باقی نمی زاره. اما هر موقع به نظرم نکته ای مبهم رسید حتما خبر می دم. [گل][گل][گل]

م.عروج

در مورد راهنمایی تون هم بسیار ممنون. البته اگر کارم به سربازی بکشه حتما به طور جدی در این مورد فکر می کنم. [گل][گل][گل]

م.عروج

در مورد دوستم هم چون خودش وبلاگ نویسه حتما تبریکتون رو به ایشون می رسونم. یا حق [گل][گل][گل]

لیلا

سلام فقط خوندم و لذت بردم....نميشه نظري داد انگار[چشمک] . . مرسي كه بهم سر زديد[لبخند]

زیتون

بسم الله سلام لطف ميکنين اگه به من سر بزنين و نظر بگذاريد ممنون تر ميشم.[لبخند]

لیلا

سلام...خوب تفسیر خوبی داشتید...ولی خوب گاهی توی انتخابامون احساس ما تصمیم می گیره...گاهی ممکنه درست نباشه...ضربه ای که ممکنه دوست بزنه...شاید از هر ضربه ای توی زندگی کاری تر باشه...و کمکی که می تونه بکنه هم از همه بیشتره.[گل]

/*;'°•.ღ.•°ستایش°•.ღ.•°*;'/

سلام. بسیار عالی نوشتین. البته اگه بتونیم همیشه در انتخاب دوست فقط از عقلمون پیروی کنیم خیلی خوب میشد. منتظر اپ بعدیتون هستم[گل]

م ر ی م

آب، سهم تشنه نيست. خوب است از تشنگی، آهسته با آب اندکی سخن بگوييم، شايد، با قيد احتياط، کبوتری مهمان چشمه و باران باشد! هی گلبرگِ شکوفه‌ی انار! هميشه آب، سهم تشنه نيست، اما وقتی که تيهو،‌ نُک از خوابِ آب گرفت، من مراقب حرف خودم بودم. به گمانم قاصدکی دارد سمت ستاره‌ای دور می‌رود. هرچه نباشد، خبری که هست!