توصیف عشق از زبان یکی از دوستان

هو الحق

باسلام

عشق شاید به شکل یک دلتنگی ساده حجم قلب تو را اشغال کند.

شاید به شکل اشک های معصومانه کودکیها روی گونه هایت بغلطد.

شاید دردی باشد که زیر آوارش، لحظه لحظه پوست بیندازی.

نمیدانم شاید.

اما خوب میدانم. عشق آتش زیر خاکستر است.

انگار از اول هم بوده و تو نمی دانستی.

و آن هنگام که با نگاهی ساده دلباخته می شوی، بیدار می شود و دوباره یکه تاز میدان می شود.

و حالا اوست که به تک تک اعضای بدنت جان می بخشد.

و همه گوش به فرمان او می شوند.

غم بی رنگ می شود. و رنگ دیگری می گیرد. شوق می شود.

تنهایی می شود انتظار دیدن دوباره.

در این میان بند بند پیکرت هم نو می شوند.

چشمانت در هر چیزی ردی از معشوقت می گیرد.

عقل به خواب ابدی می رود.

دست و پا و بقیه اعضایت راه می جویند به درگاه معشوق.

و قلب چنان می تپد که انگار می خواهد قفس بشکند و پر بکشد.

زنده باشی ای عشق که از تو زنده ام .


پ.ن : جالب بود ولی نه کامل و ساده برای شما گذاشتم بخوانید نظر بدین منتظرم


یاعلی مدد

/ 7 نظر / 17 بازدید
نرگس

عشق یک چیزی هست که ازهمون اول بوده..... خداماروافریده،پس این یک نوع عشق هست،میتونست عوض ما یه موجوددیگه خلق کنه،که اینقدرم دردسرنداسته باشه براش،اینقدرقلبشو به دردنیاره......... عشق اون قدرتعریف ومثال زیادداره که هیچ کس به همه ی تعاریفش نمیرسه...

مریم

جالب بود ... [لبخند]

[گل]

لیلی سا

سلام....توصیف زیبا و کوتاهی بود.......اما....عشق به نظر من خیلی خیلی فراتر از این حرفاس...و توصیفش....شاید ب توصیف نیاد......من که همیشه زبانم بسته شده در برابرش

لیلی سا

ببخشید اگه کم سر می زنم....فرصتم بسیار بسیار محدوده

درنا

جالب بود ولی نه کامل و ساده

هیوا

عشق و آرامش استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌كنند و سر هم داد می‌كشند؟ شاگردان فكرى كردند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم. استاد پرسید: این كه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى كه طرف مقابل كنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت كرد؟ چرا هنگامى كه خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟ شاگردان هر كدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچكدام استاد را راضى نكرد... سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى كه دو نفر از دست یكدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یكدیگر فاصله می‌گیرد. آنها براى این كه فاصله را جبران كنند مجبورند كه داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر كنند. سپس استاد پرسید: هنگامى كه دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آنها سر هم داد نمی‌زنند بلكه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌كنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیك است. فاصله قلب‌هاشان بسیار كم است. استاد ادامه داد: هنگامى