اخلاق اسلامی - ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

با سلام

اکثر دوستان نظر فوق را قبول دارند یعنی همه

 چیز جبر نیست اما چیز هائی که باعث تغییر

سر نوشت می شوند.

 

 اما ما باید دقت کنیم  و آنها  را برای خود ملکه

 قرار دهیم و نیمه خالی لیوان را نبینیم.

 یک بحث را می خواهم بنویسم خواهش میکنم

 تا آخر بخوانید مفید است و مقداری از عرف به دور،

اما حال اینکه چرا کودکی را در خانواده ای فقیر و

 کودکی را در خانواده متملک متولد میکند این تقصیر

 خدا نیست مقصر خانواده هستند که در بهتر شدن

و حلال شدن روزی خود سعی نکردند و یا اینکه

 خانواده ای از مال حرام امرار معاش میکنن و

 خانواده ای از پول حلال این مقصر خدا نیست خدا 

میفرمایند در

 پیدا کردن روزی بسیار دقیق باشید تا روزی حلال

برای خانواده خود بیاورید.

 

  لقمه حرام در تربیت فرزندان تاثیر گذار هست اما

 تا آنجا که پدر مقصر است او تنبیه میشود و این

 جبر نیست تا شما به تکلیف نرسیدین و نمیدانید

 خوردن لقمه ای که پدر برای شما تهیه میکند حلال

 است اما از زمانی که عقل رس میشوید و خوب را از

 بد تشخیص دهید باید به دنبال نان و لقمه حلال باشید

 و از منابعی که مطمئا نیستید و یا شک دارید استفاده

 نکنید شما شخصی را برای یک بار میبینید نمیدانید

 نماز خوان است یا کافر یا متدین باید فرض را بر این

بگذارید که او مالش حلال است و خمس و ذکات

 مالش را میدهد و شک به او نکنید.

 اما کسانی که میخواهند خود سازی کنند این را باید

 برای خود جزو مکروهات بگذارند و هر لقمه ای را نخورند

 حتی اگر به مقدار سر سوزنی شک در پاک بودن آن دارند

 اما برای عام خلاف نیست این داستان واقعی است

 بخوانید:

 

یکی از دوستان من که اکثر شما هم میشناسید و یکی

 از مداحان اهلبیت هستند میفرمودند:

 

در جوانی با چند تن از دوستان تصمیم به چله نشینی

 گرفتیم یک اتاقی اجاره کردیم و نیت به چهله کردیم و

 در آن اتاق خود را مبحوس کردیم یکی از یاران مسئولیت

 تهیه مایحتاج را داشتند یک روز صبح نماز صبح همه ما

قضا شد الغرض به فراصت افتادیم علت را پیدا کنیم و

نگذاریم خطا دوباره تکرار شود.

 به کردار خود در روز قبل رجوع کردیم همه سکنات به

 مانند روزهای قبل بود از نظر وجه نیز اطمینان داشتیم

 چرا که همه پول از کار کرد خود ما بود و میدانستیم که

 حلال است ما هر روز مقداری گوشت میخردیم ظهر

 آب آبگوشت وشب گوشت کوبیده را میخوردیم با دوست

مامور خرید به درب مغازه قصاب رفتم قصاب را قسم دادم

 که آیا گوشت دیروز شما موردی نداشته ؟

 

قصاب که مردی مومن بود و او را از قبل میشناختم گفت :

نه و مثل همه روز بوده وگوسفند را خود او ذبح کرده بود و

در ذبح آن بسیار دقیق شده بود.

 به درب دکان نانوائی رفتیم از نانوا سوال کردیم او نیز

 همان پاسخ را داد به سراغ پسرکی که خمیر نانوائی را 

درست میکرد رفتیم او را با وعده و عید و مقداری پول و

قسم خواستیم بگوید در خمیر روز گذشته مشکلی نبوده

 مثلا فضله موشی یا نجاستی یا مثلا بریده شدن دست

 یکی از کارگران و مخلوط شدن خون با خمیر اما او نیز با

 قاطعیت گفت خیر.

 ما حبوبات را از قبل ذاشتیم اما باز به سراغ بقال رفتیم

و او نیز از سلامت جنس خود خبر داد

ما یک روز ماست میخوردیم و یک روز سبزی روز پیش

سبزی خورده بودیم به سراغ سبزی فروش رفتیم او نیز

منکر هر گونه آلودگی در جنس خود شد

ناامید بودیم و ناراحت که نتوانستیم علت را بیابیم در همین

 هنگام دیدیم کودکی با چرخ دستی سبزی از باغ آورده و

  دارد جلوی مغازه خالی میکند او را به کناری کشیدیم و

 به او نیز مقداری پول دادیم تا اطمینانش جلب شود و از او

 خواستیم تا اگر موردی هست بگوید کودک گفت نه موردی

 نبوده اما ما هر روز از شهر ری سبزی می آوریم با چرخ تا

 نازی اباد ( که این داستان در آنجا اتفاق افتاده بود ) صبح

زود همه دوستان به دنبال هم و به صورت دو و مسابقه با

 گاری دستی سبزی را به مغازه دارها میرسانیم چون ما از

 کنار جاده حرکت میکنیم و دست انداز دارد مواقعی پیش

 می آید که سبزی از چرخ جلوئی می افتد و ما بر می داریم

  و بر روی چرخ خود می اندازیم اما همه همین کار را میکنن

 این موردی ندارد

 روکرد به ما و گفت اینکه گناه نیست.

 ما همگی نفسی به راحتی کشیدیم و خوشحال از اینکه

سبب خواب ماندن و قضا شدن نماز صبح خود را یافته بودیم

 مقداری به کودک پول دادیم و با همان زبان کودکانه به او

 فهماندیم که این کار اشتباه هست و باید از صاحب این بار

 که یا مغازه دار است یا باغدار اجازه بگیری وگرنه همان یک

 دسته سبزی حرام تمام بار گاری را حرام میکند چرا که

 مشخص نمیشود کدام حلال بوده یا کدام یک حرام .

 

این باز یک مثال بود دقت کنید من نمیخواهم بگویم همه

 باید اینگونه باشند خیر میگویم :

 

1-    ما باید خود خوب باشیم و خود حلال خوار نباید به

 دیگران اعتنا کنیم

 

2-    یک دانه گندم حرام یک انبار را نجس میکند باید

 مراقب بود

 

3-    اگر تا به حال توجه نداشتیم به لقمه ای که

 میخوردیم از حالا یک مقداری دقت کنیم چرا که

 شخصیت خود ما و حتی فرزندان فردای ما نیز از

 همین لقمه ها شکل میگیرد

 

4-    سعی کنیم بدن و جسم خود را پاک کنیم خصوصا

 الان که ........  بهترین موقع هست تا بتوانیم ذرات

 وجودی خودمان را پاک کنیم و از خدا بخواهیم که اگر

 ندانسته لقمه ای حرام تناول کردیم آن را از بدن ما دور

 کند و کمک کند تا از این به بعد بتوانیم روزی حلال تهیه

کنیم و در این راه ما را راهنمائی کند

 

باری بسیار طولانی شد ببخشید و عف کنید ما را دعا

 کنید خصوصا در این شبها  باز هم از همه شما پوزش

 میطلبم .

 

یاعلی

 

+   معصومی ; ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

اصالت در وجود انسان

 

 

هوالحق

باسلام

 ببخشید که دیر شد اما کوتاه مینویسم در ضمن متشکر از راهنمائی

 ها و  نظرات بسیارارزشمند شما دوستانی که با ایمیل  هم سوال

 مطرح کرده بودند  جوابهای آنها را ارسال کردم.

  اما مکتب اگزیستالیسم یا مکتب((اصالت وجود)) خداوند که جهان

هستی را آفرید قبلا یک ماهیتی از کوه دریا درخت اسب سگ و

خلاصه از تمامی آفرینش در ذهنش بوده و بعد بر اساس ان ماهیت

 دست به خلقت زده است.

 مثال : در آفرینش اسب او میخواسته حیوانی خلق کند که نجیب

 ساکت زیبا بارکش و.... باشد اما در مورد انسان وضع به این

گونه نبوده و مطلب به کلی فرق میکرده یعنی ابتدا خداوند انسان را

 خلق کرد بدون اینکه ماهیت او را بسازد و صفت یا خصوصیاتی

 را در آن نهاد بنابراین این انسان است که انسان بودنش را به اراده

 خویش میسازد و آفریننده ی خویشتن خویش است و به تعبییری دیگر

 انسان آینده ی خویش است .یعنی آینده انسان در ذهن سازنده اش نبوده

 و این خود اوست که آینده اش را میسازد و این گونه تفکر دو احساس

را در انسان بیدار میکند

 - دلهره شدید

 - مسئولیت شدید

 این مکتب به جبر اعتقادی ندارد و انسان را آزاد میداند و کسی

که به جبر اعتقاد داشته باشد دیگر مسئولیتی ندارد و مجبور

 نیست کاری انجام دهد و بارها شما این را از دهان  دیگران

 شنیدید که خدا خواست تقدیر این بود و...... در این مکتب هر

کسی مقتدا و امام همه هست  پس انسان بایستی در زندگیش

 نمونه ساز و سرمشق ساز و قانونگذار همه ی انسانها باشد.

  پس چون ساختن خویشتن خویش صرفا به دست انسان نهاده

 شده پس  باید اعتقاد داشته باشیم که اگر(( یک افلیج قهرمان دو

 نشود مقصر خود  اوست!!!!!!!))

 نظر شما در مورد این نکته چیست آیا قبول دارید که خود او

 مقصر  است ؟ یانه و دلیل.....

  متشکرم از اینکه راهنمائی میکنید منتظرم

 یاعلی

 

+   معصومی ; ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

اگزیستانسیالیسم

 

هوالحق

با سلام

ابتدا اینکه اگر کسی به بنده نظر لطف دارد و تماسی میگیرد ابتدا میگویم برو دنبال زندگیت ولی اگر خودت خواستی و آمدی و یاد گرفتی باید بی‌آبرو بشی رسوا بشی ما برای خدا زندگی میکنیم نه‌برای فامیل و دوست جناب قطره (با ما میا در این ره اینجا ز سر سفر کن....... ما مرد ننگ و نامیم از ننگ ما حذر کن) این شعار ماست که همیشه مینویسم توی این وبلاگ بالای ده بار نوشتم و بارها برای بچه ها خواندم برادر من برو دنبال زندگیت .

 

اما جایگاه ما در زندگی کجاست؟

انسان متعالی! حیوانی نشخوارکننده! لجن! فرشته! کدامیک هستیم؟

اگر بخواهیم همچون حیوانی باشیم‌‍‌ تکلیفمان مشخص است

اما اگربخواهیم انسان باشیم چه باید بکنیم؟

باید وظیفه خود را در قبال زندگی بفهمیم! و بعد بر اساس

شناخت وظایفمان که طبعاً زایش مسئولیت را در پی دارد، به

آن عمل نماییم.

با نگاهی به ارگانیزم پیچیده و شگرف خلقت هر غباری وظیفه ای

بردوش دارد . ابتدا نگاهی به طبیعت داریم  خداوند هر جانی را که آفرید

در گوشش و ظیفه اش را نجوا نمود و به همین دلیل است که از صبح

آفرینش ‌گل یاس در هر پگاه بهاری سرریز گل می گردد قناری با

تماشای بهار می‌خواند کبوتر در وقتی معین مادر میشود و ماه در زمانی

معین شبهای مهتابی را برایمان به ارمغان می آورد و پروانه که وظیفه

گرده افشان گیاهان را برعهده دارد و بر دوش نرم و نازکش نهاده شده

به نحو شگرف این مهم را به انجام می رساند .

از این نوع در طبیعت بسیار داریم .

اما مصنوعات بشر ! یخچالی که سرما ندارد یا رادیوئی که نوائی ندارد !

از همه مهمتر و شگفت انگیزتر ارگانیزم بدن است!پیشرفته ترین دوربین

چشم است عظیمترین سیستم دفاعی گلبولهای سرباز خون هستند و

سیستم گوارشی با میلیونها یاخته در این فرآیند بس شگفت‌انگیز

گوارش که غذا را از شکل جامد به کالری تبدیل میکند و در ماهیچه‌ها و

خون تزریق میکند و سیستم عصبی بدن که خود یک کتاب کامل است .

با یک مقدار تفکر در هستی دیدیم هر ذره وظیفه ای بس عظیم بر

دوش می‌کشد .

اما وظیفه ما چیست ؟

می‌دانیم که هرگونه شناختی نیاز به شعور دارد سپس رسیدن به

معرفت و در نهایت عمل به آن معرفت تا رویت قله ی رفیع خود آگاهی .

اما اینجا باید در مورد یک مکتب سخن بگویم مکتب اگزیستانسیالیسم یا

به قولی مکتب مسئولیت و آگاهی. اگر اطلاعاتی در مورد این مکتب

دارید برایم بگویید و نظر شما در مورد این مکتب چیست منتظر نظرات

شما هستم .

ما را دعا کنید.

 یاعلی

 

 

 

+   معصومی ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

ببخشید

هوالحق

باسلام

خیلی وقت هست که مطلب نگذاشتم دوستان باید ببخشید این از تنبلی نیست دوستانی که ایمیل مفرستند در جریان هستند که خیلی سریع جواب ایمیل آنها داده می شود ولی مطلب نوشتن توی این وبلاگ را یک مقداری به تاخیر انداختم به علت اینکه دوستان بتوانند از مطالب موجود استفاده ببرند.

در هر صورت این بار به سفارش جناب آقای ..... مطلبی می نویسم در مورد بخشش آیا بخشش باید باشد یا نه؟

اینکه می گویند تبری و تولا یعنی چه؟

اینکه ما باید در مواردی بخشش داشته باشیم اما نمی توانیم جائی که دین خدا یا ایمان خود ما در خطر هست بخشش کنیم دقت کنید این آقا با من تماس گرفتند حدود دوسال پیش که معصومی من با یک خانمی دوست شدم آیا رابطه با ایشون جایز هست یا نه؟ گفتم: اگر به گناه آلوده نشوید بله فرمودند: ما هر شب تماس داریم و در مورد آب و هوا صحبت می کنیم!!!!!! ایشون یک شهر دیگر من هم یک شهر دیگر هستم فقط در مورد مسائل روز مره حرف میزنیم این جایز هست یا نه؟ گفتم: اگر به گناه آلوده نشوید می توانید . آقا ایشون هر چی گفتند ما همان را گفتیم دیگر زنگ نزدند بعد از حدود یک سال دوباره تماس گرفتند آقا من اشتباه کردم راه زندگیم را اشتباه رفتم حالا می خوام جبران کنم میخوام آدم موفقی باشم از بخشش بنویسید و بگویید بخشش جایز هست یا نه!!!! بخشش در چه موردی؟ بخشش کی و چی؟ هیچی ایشون نگفتند .

ولی آقای عزیز خواهر گرامی پسرم دخترم این ها همه بهانه هست گناه نکن و کسی را وادار به گناه نکن رفتی با یکی دوست شدی برو حلالش کن موقعیت نداری صبر کن چرا حرام؟ بعدم از خدا مدد بخواه خود مولا مدد می دهد امتحان کن خواستی کسی را به گناه آلوده کنی نشد حالا پشیمونی توبه کن و بگذار زندگی مسیر عادی خودش را طی کند اگر صلاح باشد همانی میشود که خدا می خواهد جائی که وقت برای بنده بگذاری برای خدا بگذار عاشق خدا بشو خودت و مالت و وقتت را فدای خدا کن نه برای بنده .

لیلی مرد(فوت کرد) از مجنون پرسیدند چرا بی قراری نمیکنی چرا خودت را به اب و اتیش نمیزنی گفت: من عاشق خدای لیلی بودم نه لیلی من وجود خدا را در او می دیدم نه لیلی را خدا بلکه خدا را لیلی می دیدم .

 گمان کردی که ما لیلی پرسدیم؟         که ما آن لیلای لیلی میپرستیم

حالا بخشیدن خوب است انسان را لطیف میکند بر ترین چیز برای پالایش روح بخشش و دور کردن کینه از دل هست ولی به چه قیمتی؟ کسی که می دانید بر خورد شما با او  به هر گونه ای شما را به گناه سوق می دهد باید رابطه خود را با او قطع کنید شاید حرف زدن من با خانم ..... من را به گناه نکشاند ولی اگر او به گناه الوده شود و ترس از این داشته باشد باید رابطه را قطع کرد یا حلال به هر حال دوستان و خصوصا جناب آقای ....... همه چیز را برای خدا بخواه از حرف مردم و برخورد انها هم نترس چرا که به قول قدیمیا روز قیامت هیچ کس جای شما پاسخگو نیست و این شما هستید که باید جواب اعمال خود را بدهید .

التماس دعا از همه شما

یاعلی

 

+   معصومی ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir