ساده گفتن

ساده گفتن

 

 هوالحق

سلام

چو ايران نباشد تن من مباد.

عيد بزرگ صده مبارک باد

اين نامه را که در زير خواهم نوشت نامه يزدگرد سوم درجواب به نامه عمر بن خطاب است اين بامطالب ديگر من فرق دارد ولی چون ايرانی هستم وامروز(جمعه)عيد بزرگی است  بايد اين تکليف را انجام ميدادم واگر شماهم فکرميکنيد بايد ديگران هم بخوانند .به هروسيله که ميتوانيد برای ديگران بفرستيد يادر وبلاگ خود قراردهيد .

يزد گرد سوم شاهنشاه ايران چنين پاسخ ميدهد:

***بنام اهورا مزدا آفريننده خرد وجان***

از سوی شاهنشاه ايران يزدگرد به عمرابن خطاب خليفه تازيان:تودراين نامه ماايرانيان را به سوی خدای خود ميخواندوازروی نادانی وبيابان نشينی خود بی آنکه بدانيد ماکيستيم وچه می پرستيم ميخواهيد که خداپرست شويم؟

شگفتا که تو درپايه خليفه عرب نشسته يی ولی آگاهيهای توازيکعرب بيابان نشين فراتر نمی رود.به من پيشنهاد ميکنی که خدا پرست شوم.ای مردک هزاران سالست که آرياييان دراين سرزمينفرهنگ وهنر يکتا پرست می باشندوروزانه پنج بار به درگاهش نيايش می کنند.هنگامی که ما پايه های مردمی ونيکوورزی ومهربانی رادرسراسرجهان می ريختيم وپرچم پندارنيک گفتارنيک وکردارنيک رادر دست داشتيم توونياکانت دربيابانها می گشتيدوماروسوسمارمی خورديدودختران بيگناهتان رازنده به گور می کرديد.

تازيان که برای آفريده های خدا ارزشی نمی شناسندوسنگدلانه انها راازدم تيغ می گذرانندوزنانراازارمی دهند ودختران رازنده بگور می کنندوبه کاروانهامی تازندوبه راهزنی وکشتاروربودن زن وهمسرمردم دست می زنندچگونه ماراکه ازهمه اين زشتيهابيزاريم می خواهند آموزش خداپرستی بدهند؟

به من می گوی از آتش پرستی دست بردارم وخداپرست شوم؟مامردم ايران خدارادر روشنايی ميبينيم.فروغ روشنايی تابناک وگرمای خورشيدی آتش در دل وروانما جان می بخشد وگرمی دلپذير آنها دلهاوروانهای مارابه يکديگر نزديک می کنندتامردم دوست مهربان مردم دار نيکخواه باشيم وردای وگذشت راپيشه سازيم وپرتو يزدانی رادر دلهای خود هماره زنده نگهداريم.

خدای ما اهورا مزدا بزرگ است وشگفت انگيز است که تازه شما اوراخواسته ايد نام الله واکبر رابرای او برگزيده ايد و او را به اين نام صدا ميکنيد ولی ماباشما يکسان نيستيم زيرا مابه نام اهورامزدا مهرورزی ونيکی وخوبی وگذشت می کنيم وبه درماندگان وسيه روزان ياری می رسانيم وشما به نام خدای آفريده خودتان دست به کشتار وبدبختی آفرينی وسيه روزی ديگران می زنيد.

چه کسی دراين ميان تبهکاراست ؟ خدای شما که فرمان کشتاروتاراج ونابودی رامی دهد؟يا شما که به نام او چنين می کنيد؟

شماازدل بيابانهايسوزان که همه روزگارتان را به ددمنشی وبيابان گردی گذرانده ايد برخاسته ايد وباشمشير ولشکرکشی ميخواهيد آموزش خداپرستی به مردمانی بدهيد که هزاران سالست شهريگرندوفرهنگ ودانش وهنر را همچون پشتوانه نيرومندی دردست دارند؟شما به نام خدا به اين لشکريان اسلام جزويرانی وتاراج وکشتار چه آموخته ايدکه می خواهيد ديگران را هم به سوی خودتان بکشيد؟

امروز تنها نا يکسانی که مردم ايران باگذشته دارند آن است که ارتش آنها که فرمانبردار اهورامزدابوده از ارتش تازيان شکست خورده اند ومردم ايران به زور شمشير شما تازيان بايد همان خدا را ولی بانام تازی بپذيرند وبپرستند ودر روز پنج بار به زبان تازی برايش نماز بگذارند.

به تو سفارش ميکنم به دل همان بيابانهای سوزان پرسوسمار خويش برگرد ومشتی تازی بيابان گرد وسنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار رهامکن واز کشتار مردم وتاراج دارايی آنان وربودن همسران ودخترانشان به نام الله واکبر خودداری نما ودست ازاين زشتکاری ها وتبهکاريها بکش.

آرياييان مردمی باگذشت مهربان ونيک انديشند.هرجارفته اندتخم نيکی ودوستی ودرستی پاشيده اند.ازاين روازکيفردادن شمابرای نابکاريهای تو وتازيان چشم خواهندپوشيد.

شمادرهمان بيابان بمانيدوبه شهرهانزديک نشويدکه باورتان بسيارهراسناک ورفتارتان ددمنشانه است.

پايدار  سبز موفق باشيد

ياعلی

 

+   معصومی ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/۱٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir