ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

سلام

سلسليه موی دوست حلقيه دام بلاست

                              هرکه درين حلقه نيست فارق از اين ماجراست

    گربز نندم به تيغ در نظرش بی دريغ

                                     ديدن او يک نظر صد چو منش خون بهاست

 

بچه توی حياط با توپ بازی ميکند مادرش دادميزند بس کن ميزنی شيشه را

ميشکنی نکن  ميزنی ظرفهای کنار حوض را ميرزی حياط جای توپ بازی

نيست ولی او گوشش به اين حرفها نيست وهربار با ضربه ای محکمتر توپ را

 به ديوار ميزند مادر ميگويد نکن پسر جان برو تو کوچه ولی کو گوش شنوا

مادر ميگويد اگر بابات بياد ميگم بهش طاقتم سر شد بسه بچه من ديگه

خسته شدم بزار بابات شب بياد من ميدونم وتو..... نفهميد که توپ به کجای

پاش خورد که يک هو صدای شکستن شيشه سکوتی را بدنبال آورد وبعد

صدای بهم خوردن در کوچه مادرش فرياد زد کار خودت رو کردی حالا در رو

شب من ميدونم وتو صبر کن يواش مياد تو حياط ميخزه تو اطاق در کيفش رو

باز ميکنه شروع ميکنه نوشتن مشقاشو صدای در خانه تمام وجودش را

بلرزه در مياره مادرش ميره جلو بابا خسته شدم اين ديگه حرف گوش نميکنه

 هرچی من ميگم اصلا انگار نه انگار ماهم آدميم تو اين خونه تو حياط يک

وجبی توپ بازی ميکنه اخرشم زد شيشه اطاق را شکوند . باباش بدون حرف

 مياد تو اطاق در اطاق را ميبنده بچه ميخزه کوشه اطاق داره ميلرزه شروع

 ميکنه به التماس بابا غلط کردم دفعه اخرم بخدا ديگه توپ بازی نميکنم بابا

يک بار ديگه اگر توپ بازی کردم بکشم بابا غلط کردم مرد کمربندش را باز

ميکنه زن مياد پشت در دادميزنه دروباز کن ببخشدش دفعه آخرشه اشتباه

کرد اقا مرد کمربندش را میپيچد دور دستش بچه التماس ميکنه بابا ببخشيد

 اشتباه کردم غلط کردم دفعه آخرمه زن ميکوبد به در باز کن ببخشدش

ببخش رحم کن ببخش اشتباه کرد مرد مياد جلوتر بچه باز التماس ميکنه يک

هو میپرد توی بغل باباش بابا را بغل ميکنه بابا اشتباه کردم ببخش شروع

ميکنه بوس کردن دست بابا پای بابا را بوس ميکنه بابا ببخش ببخش مرد

دستش سست ميشه با هر بوسه بچه کمر بند تو دستش شل تر ميشه

بچه صورت بابا را ماچ ميکنه بابا ببخش اشتباه کردم ......

 

ای خدا حکايت ما هم مثل همون بچه است ما زديم شيشه عمر خودمونو

 شکونديم تو ببخش اين امانتی بود پيش ما ما زديم امانتی که تو داده بودی

به ما را شکونديم تو ببخش تو رحيمی پس رحم کن تو خوبی تو بزرگی تو

هرکاری که بخواهی ميتونی بکنی ما ضعيفيم تو ببخش ما بلد نيستيم تو

يادمان بده تو رحيمی .....

 

ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/۱٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir