ساده گفتن

ساده گفتن

 

 هوالحق

سلام

يکی از دوستان از سفر حج آمده بود رفتيم ديدنش پرسيديم چه خبر بود گفت هيچ گفتيم يعنی چی هيچ گفت هيچ بود هيچ خيلی پکر شديم يک روز دونفر داشتيم ميرفتيم شمال تو راه از او پرسيدم چرا وقتی از مکه آمدی گفتی اونجا هيچی نبود مگه کعبه حرم پيغمبر گفت بخدا قسم همه انچه که آنجا ديدم تو ی تهران هم ديده بودم تازگی نداشت اما به رنگی ديگر بود ما خودرا رها کرديم وبه دنباد ديگر هستيم هرچه هست در خود ما هست وبيرون هيچ است هيچ گفتم آقا جون ما بايد چه کار کنيم تا بتوانيم هيچ را درک کنيم گفت هيچ گفتم آقا ما را نپيچون ساده بگو گفت بابا هيچ کار همين هيچ کار نکردن دنيايی کار هست اگر بفهميم .

راستی ميتونيم هيچ کاری نکنيم؟

خيلی سخته وقتی فکر ميکنيم  . نه؟

پايدار سبز موفق باشيد

ياعلی

 

+   معصومی ; ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir