ساده گفتن

ساده گفتن

 

 

هوالحق 

سلام

يک روز يک مردی از بيابانی ميگذشت به ديری رسيد ديد آنجا مردانی جمع هستند از دراويش بودن هنگام ظهر بود نماز خواند با آن جمع وسفره پهن شد وشروع کردند به خوردن نهار مقداری که گذشت به يک بار انگشت اشاره دست راست همه آنها خونی شد وهمه دستهای خود را بستند مرد هراسان شد واز بزرگ آنها اين حال را جويا شد او گفت ما چهل نفر هستيم ولی الان سی و نه نفر ويک نفر از ما در بيابان مشغول جمع کردن خار برای سوخت است وهر روز يکی از ما اين کار را ميکند او که در بيابان هست دستش را خار بريد واز انگشتش خون جاری شد وبرای همين دستهای ما نيز اينگونه شد چهل تن يکی ويکی چهل تن يعنی ميشود که ما هم اينگونه شويم؟ پرسيد شما چه کاری کرديد که به اين مقام رسيديد گفت نان حلال خورديم پرسيد يعنی به همين سادگی گفت آری اما نه ساده يک روز صبح نماز صبح همگی خواب مانديم  به دنبال علت رفتيم از قصاب پرسيديم اين گوسفندی که ديروز گوشتش را به ما دادی چگونه کشتی گفت حالا از نانوا پرسيديم نان ديروز وخمير وآرد آن نجس نبود گفت نه من حتی با وضو خمير ميگيرم ومواضبت ميکنم تا نانم پاک باشد از بقال جويايی حبوبات شديم او نيز ازحلال بودن اجناس خود خبر ميداد ما يک روز ماست وروز ديگر سبزی ميخورديم آن روز نوبت به سبزی بود به دکان سبزی فروش رفتيم از او جويا شديم او نيز همان را گفت داشتيم نا اميد برميگشتيم که کودکی را ديديم که با چرخ دستی خود سبزيهارا ازباغ به دکان آن مرد می آورداز او پرسيديم او ترسيد به او مقداری پول داديم وبا آرامی وبه زبان کودکان با او حرف زديم وفهمانديم قصد ما آزار اونيست واو به زبان امد که ما هرروزصبح برای آوردن سبزی به باغات بيرون شهر ميرويم وموقع برگشت هرکدام از ما سعی در زود آمدن دارد وبا هم مسابقه ميگذلريم ديروز چرخی که جلوی من بود در چاله ای افتاد ودسته سبزی ای از چرخش افتاد من سبزی را برداشتم وروی سبزی های خودم انداختم . وهمان يک دسته سبزی باعث شد ما نماز خود را از دست داديم پس برادر بدان لقمه حلال کسبش ساده نيست آنگونه که تو فکر ميکنی.

اما بچه ها ببينيد پدر ومادر ما چقدر سعی کردن که نان حلال برای ما تهيه کنند چون همان نان حلال است که جلوی خيلی از کارهای ما را ميگيرد وخيلی وقتها باعث نجات ما از شر بلايا ميشود بدون آنکه ما بدانيم مثلا اگر ما بخواهيم کار خلافی بکنيم مثلا دزدی نميتوانيم دستهايمان ميلرزد رنگمان میپرد اين نان حلال است که جلوی ما را ميگيرد اما اگر از ابتدا حرام خورده بوديم يک عادت ميشد برای ما شايد در مواقعی نا خواسته وبه اجبار کار خلافی بکنيم اما پشيمانی آن خيلی زياد است وهمين نشان از لقمه حلال دارد .سر شما را درد اوردم زياد گفتم اما از شما خواهش ميکنم ما را راهنمايی کنيد تا بتوانيم با درست کردن ويک دست کردن خودمان بتوانيم مثل شما خوبان عاشق شويم منتظر راهنماييهای شما هستيم .

 

ياعلی

 

+   معصومی ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٠/۳٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir