ساده گفتن

ساده گفتن

 

 هوالحق

سلام

داشت ميرسيد به درب  دبيرستان خدايا قبول بشم همين آخريشه آبروم نره

 اگر قبول بشم ديگه گناه نميکنم قول ميدم به جون خودت قول ميدم ديگه

دروغ نگم اصلاً نماز ميخونم ديگه به نامحرم نگاه نميکنم ديگه دنبال دختر

بازی نميرم همين يک بار  خدايا ميدونم فيزيک خوب ندادم فقط همين يک

نمره قبولی هزارتا صلوات نذر ميکنم برای سلامتی امام زمان اصلاً همين

 الان شروع ميکنم الهم صل.... رسيد پای ميز مدير مدير پرسيد اسمت

گفت:معصومی باز تو دلش گفت الهم صل....کارنامه را داد دستش گفت

هفته بعد بيا تا گواهی نامه را بگيری انشا الله که ميری دانشگاه يا خدمت؟

 

قند تو دلش آب شد بابا ايول زدی تو دهن همه ايول برم زود زنگ بزنم به

خانه بگم چه کردم...

 ساعت ۴ نشده بود اما از دور دکه روزنامه فروشی مشخص بود چند نفريم

 ايستاده بودن تو دلش ميگفت خدايا همين يک با از فردا نمازمو ميخونم ديگه

 اگر من مزاحم کسی شدن ديگه تلفن نميکنم ولش کن بابا کی از دختر

بازی خير ديده همش خدا ديگه دروغ نميگم بجون خودت خداجون از فردا نه

 همين امروز  نمازم هم ميخونم ميشم يک آدم درست حسابی همين يک

بار رحم کن نزار آبروم تو فاميل بره بگن ارزه يک رشته ته پيتی هم نداشت

بابا خدا جون اين همه مهندس مکانيک منم يکی چی ميشه همين يک بار

خدايا ۱۰۰۰ تا صلوات نذر ميکنم اگر قبول بشم از همين الان شروع ميکنم

الهم صل.... ديگه رسيده بود دم دکه از وسط جمعيت دست دراز کرد ويک

روزنامه گرفت الهم صل... اخ ميم ميم الهم صل..اهان حالا ع الهم

صل.. خودشه معصومی آره جون الهم صل...وای اين اسم منه اسم پدر

شماره شناسنامه زود برم قنادی لادن يک جعبه شيرينی بگيرم برم خونه

 بگم پسرشون چه کرده آره بابا ما اينيم خوب پوز بعضی ها رو زدم ايول بابا.

 

 

آخ چقدر سرده يارو گفته اسمم تو آموزشيهای تهرانه خداکنه راست گفته

 باشه يعنی ميشه تهران بيفتم  خدايا خودت کمکم کن همين يک بار اگر

ديگه دروغ گفتم ديگه اصلاًبا کسی هم کار ندارم به من چه مربوط کدوم

 دختر قشنگتره از فردا من ميشم يک آدم ديگه خدايا همين يک بار همين يک

 بار تو کمکم کن قول ميدم ديگه نمازم رو بخونم ديگه دروغ نميگم هميشه

سعی ميکنم به همه کمک کنم تو کمک کن خدايا ۱۰۰۰ تا صلوات نذر ميکنم

 اين کارم درست بشه آخ آخ در باز شد خدايا ۲ساعته تو صف ايستادم کمک

 کن اصلاً همين الان که تقسيم شديم ميرم اون نماز خانه که اونجاست ۲

رکعت نماز ميخونم از ظهرم شروع ميکنم به نماز خوندن خدايا کمکم کن

صلوات بفرستم الهم صل.... الهم صل..... آخ داره ميگه چی گفت اين ۵صف

۰۱تهران آخ جون با شانس داريم اين آخرشه بابا ليسانس رو نميبرن

شهرستان که پس بچه تهرون برای چی ميگن به ما از اولشم ميدونستم

تهرانم گفتم به هم شما من ميدونستم .

داشت دستش از سرما يخ ميزد خدايا کمک کن اين بچه سالم بدنيا بيا

هرچی دارم ميدم خدايا از اطاق عمل زنم سالم بيرون بياد بچه هم طوريش

 نشه خدايا کمکم کن بجون خودت ديگه دروغ نميگم ديگه به نامحرم نگاه

نميکنم به من چه کدوم زن بيوه است يا نيست اصلاً ميشم يک آدم ديگه

پاک پاک خدايا کمکم کن بجون خودت از فردا صبح نماز خوندن را دوباره

شروع ميکنم تو ببين اصلاً۱۰۰۰ تا صلوات نذر ميکنم اگر سالم باشن الهم

 صل... ديدی خانم من گفتم نترس چيزی نيست اصلاًاز اون اول معلوم بود

 هيچی نميشه پول خرج کردم آوردمت يک بيمارستان خوب يک دکتر خوب

 ديدی گفتم بابا پول ببين چه ميکنه من که از اول ميدونستم شما چيزيتون

 نميشه چه پسر گلی اسمشو ميزارم ....

داشت باخودش پچ پچ ميکرد خدايا به دادم برس من که اصلاًنميتونم تو خانه

 بمونم ۳۰ساله دارم صبح به صبح ميرم اداره تا غروب از فردا چه کار کنم

خدايا يک کاری بکن يک کار برام پيدا بشه ديگه آدم خوبی ميشم ديگه دروغ

 نميگم اصلاًاز فردا نماز ميخونم بجون خو...................

 

ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٩/٢۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir