ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالق

سلام

شايد بخندی اما (بيا باهم بخنديم نه به هم )ديروز وقتی بارون می آمد توی ميدان ونک کلی خيس شده بودم ساعت ۵/۶يا ۷ بود چون خيلی اونجا ايستادم منتظر ماشين خلاصه يک ماشين وايستاد خواستم سوار بشم ديدم يک نفر شروع کرد به فحاشی برگشتم ببينم چی شده ديدم يک آقاييی داره به مردم فحش ميده پشيمون شدم ازسوارشدن رفتم پيشش وسعی کردم آرومش کنم يک ريز فحش ميداد گفتم بس کن اينجا زن وبچه مردم هستن ساکت يواش گفت به تو مربوطی نيست دوست دارم دادبزنم گفتم ای بابا لااقل بگو چی شده گفت هيچی جيبم رو زدن گفتم اين ديگه ناراحتی نداره بيا اين ۱۰۰۰ تومن بسه گفت نه من گدا نيستم گفتم بگير اينم شماره وکارت من بيار بده گفت خدا عمرت بده  گفتم حالا چرا فحش ميدادی گفت آخه چند ماه پيشم پولامو زدن ولی ساکت رفتم دنبال کارم واون شب که پولمو زدن خيلی ديربود واتوبوس نبود تا بتونم با اتوبوس برم خانه بخاطرهمين تلفن زدم پسرم باموتور آمد دنبالم اما الان ۲روزه که موتور اونم گرفتن خوب داشتم به مامورا فحش ميدادم گفتم پس دزده چی گفت هيچی اونم مثل من حتماً يک آدم بدبختی بوده که زور فشار دست به دزدی زده ولی اينا (مامورا)مجبور نيستن که موتور پسرمو بگيرن خوب منم به اونا فحش ميدادم خلاصه کلی خنديدماولياما اگر ما بوديم چه کسی را مقصر ميدونستيم؟

موفق سبز پايدار باشيد

ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٩/۱٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir