ساده گفتن

ساده گفتن

 

سلام

ميخواهيم خيلی ساده يک بحث را آغاز کنيم خيلی ساده از آقا پيمان وايرج

عزيز تشکر که لطف کردن وايمل فرستادن بسيار استفاده کردم از شماهم

ممنون علی رضا جان چون حرفات خيلی باحاله بگذريم بريم سراصل مطلب

ابتدا ميخوام بگم انسان بايد خودش رابشناسد پس در اين شناخت احتياج به

 آينه نيست تا جسم را ببينيم بايد ابتدا از روح شروع کنيم ميخوام ساده بگم

 نظرخودم را ميگم اما دوست دارم شما هم ياری کنيد وراهنماييخوب

اصلاًبايد ديد روح چيست وما اعتقاد به وجود روح داريم يانه؟


اگر باورداشته باشيم که نيرويی در ما هست که بسياری از مسائل مابه

آنربط دارد مثل احساسات مثل تفکر همه به چيزی ورايی ماده بستگی دارد

من ميخوام بگم ابتدا بايدبه خودمون نزديک بشيم يعنی به روح خود نزديک

بشيم واين زمانی تحقق میپذيرد که شما در آرامش مطلق باشد مثلاُموقع

خواب وقتی در رخت خواب هستيم چشمان خود را ببنديم وسعی کنيم

راحت باشيم يعنی مغزخودرا از تمامی افکار پاک کنيم مثلاُبه پشت بخوابيم

وفکرکنيم روی صندلی سينما نشسته ايم وداريم به يک پرده بزرگ سفيد

نگاه ميکنيم يک پرده بزرگ حالا سعی کن روی آن پرده بزرگ به يک نقطه

 خيره بشی همان طوری که بدنت را شل کردی سعی کن تمام اعضای

بدنت را متوجه آن پرده کنی تمام وجودت.اين کار  را سعی کن زمانی انجام

بدهی که هيچگونه صدايی نباشد. حالا سعی کن اين حال را نگه داری بدون

 شک زمانی تو موفق ميشوی که حالتی پاندال گونه در وجود خود احساس

 کنی مثل اين ميمانند که درون ننو (گهواره)هستی ودارند تورا تکان ميدهند

 بايد اين تکان را احساس کنی امتحان کن تا باز بگويم تمرين بايد مداومت

داشته باشد شايد در يک شب انجام نگيرد اما سعی کن چون ميدانم که

توهم ميتوانی من ميخوام روح تو به تسخير خودت باشد آنرا لمس کنی تا

بتوانی حرف هايم را باور کنی پس شروع کن من ساده ميگم اما ميخواهم

يواش يواش بريم جلو پس عجله نکنيد.

 

ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۸/٢٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir