عشق؟ - ساده گفتن

ساده گفتن

عشق؟

هوالحق

باسلام

هیوای عزیز ادامه ندادید بنویسید خوشحالم می کنید.

درنای عزیز درست درک کردید دقیقا همینی هست که فرمودید

لیلی سا خانم همه جا، آسمان آبیست باید دقت کرد. شیراز ، اصفهان، تبریز،مشهد،حتی نور آباد ممسنی هم همین رنگ را دارد. دقت کن !

سمیر عزیز محبت کردید.

مریم خانم دقیقا عشق همینی هست که شما فرمودید.

نرگس خانم بنویسید ما منتظریم و چشم به راه.

ایمان عزیز لطف کردید منتظر نظرات شما هستیم.

برادر عزیزم از وبلاگ نور تشیع بنویسد باید چه کنیم عاشق تر شویم.

مستانه عزیز ما هنوز چشم به راهیم.

واما بعد:

عشق توصیف ناپذیر هست. نمی توان آن را نگاشت این درک و فهم ما از این حالت هست که به صورت شعر ،قصیده، تکه ی ادبی ، داستان ... نگاشته میشود و تمام این ها فقط احساس و درک ما از این حالت است. عشق احساس شدنی است. تا آن را احساس نکنید نمی توانید درک کنید. حالا هزاران نوشته بخوانید صدها بیت شعر بگویید باید احساسش کرده باشد باید ضربان قلب شما به صد رسیده باشد باید تن شما داغ شده باشد تا درک کنید. قطه ای را می خوانید می فهمید سراینده تا حالا مزه عشق را چشیده یانه؟ چرا که شما مزه آن را چشیدید. بعد از خواندن می گویید به به چقدر زیبا توصیف کرده ولی باز در دل می دانید این نیز آن حالت نیست نه آقا جون اون چیز دیگه ای هست.

(حلوای تنتنانی ، تا نخوری ندانی)

حال باید چه کنیم که این حالت در وجود ما پدیدار شود ؟

اگر عشق را نردبانی تصور کنیم پله اول آن عشق زمینی هست و پله آخر آن ذوب الله شدن و یکی با معبود بودن و باید این نردبان را پله، پله طی کرد هیچ کس از ابتدا به مرحله آخر نرسیده و همه این نردبان را با صبر و حوصله و پله ، پله طی کردند.

حال عشق زمینی یعنی چه؟

دوست داشتن دیگران یکی آز ان عشق ها هست.

دقت کنید:

اگر ما بتوانیم خود را راضی بکنیم و تقدم را به دیگران بدهیم یعنی به آنها محبت کردیم.

کار سختیست ؟

کار آسانی هست؟

حتما شما همیشه همین کار را می کنید و من این را می دانم و فقط در این وبلاگ دارم در حضور شما اساتید درس پس میدهم .

حالا می خواهم شما من را راهنمائی کنید که:

چگونه خود را راضی بکنم که حق تقدم را به دیگران بدهم؟

منتظر راهنمائی شما هستیم.

یاعلی

 

 

+   معصومی ; ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir