مادر - ساده گفتن

ساده گفتن

مادر

هوالحق

باسلام

صحبت کردن در خصوص مادر که ماهتاب مهربانی و عطوفت است در خلقت . زمان دیگری را می طلبد. به راستی تا به حال با تمام حضور خویش مادر را به آغوش کشیده اید؟ وقتی از سفری هر چند کوتاه می آیید یا وقتی خبری شوق انگیز را می شنوید  به آغوش مادر می جهید و در آن لحظه است که احساس شوق مطلق می کنید. عشق را تجربه و طعم عاشقی را می چشید و عطر و بوی رسیدن را می گیرید و جام وجودتان لبریز از شور و شعف می گردد. شما نیز همین لحظه است که طعم نیمه گمشده خویش را در زیر زبان روح می چشید. وه که چه حس خدای گونه ای !

حس کامل بودن که همه ی هستی انسان فریاد می زند:

تمام ناتمام من !

با تو تمام می شوم!

می گوید: مادر فردی نیست که به او تکه کنیم. بلکه کسی است که ما را از تکه کردن به دیگران بی نیاز می سازد.

پدر یا مادر  به نوعی تجسم عینی پایانی هستند بر تمام بی کسی های ما و لبخند شوقناکی هستند بر ضجه های بی وقفه مان که متاثر از رنج های روزگار است.

در طول زندگی این احساس می تواند در وجود برادر- دوست- فرزند- همسر یا هر انسانی که با حضورش احساس کامل شدن می کنیم تجلی نماید.

حال دانستیم که از ابتدای خلقت بهانه و انگیزه حضور (هدف از خلقت) و حرکت ما در این جهان پیوسته به دنبال نیمه گمشده ی خویش گشتن است. ولی چگونه می توانیم بفهمیم که نیمه گمشده ی ما چه کسانی یا چه اشیایی و یا چه آرمانی و آرزویی می تواند باشد؟

برای جواب به این سوال ابتدا باید از زندگی و خویشتن شناختی شفاف و زلال داشته باشیم.

فرمودند: خود شناسی خدا شناسی است!

می گوید: خودیابی در واقع همان خدایی است زیرا ما و خدا یکی هستیم و پی بردن به این حقیقت دلیل تولد بشر است!

پس: نیمه گمشده ی ما علت اصلی و اساس حضور ما در جهان است. به دنبال چه هستید؟ نیمه گمشده شما چیست؟ هر چه باشد شما نیز همان خواهید بود!!!!

اما به راستی انسان چیست؟

یاعلی مدد

+   معصومی ; ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir