نیمه گم شده - ساده گفتن

ساده گفتن

نیمه گم شده

هوالحق

باسلام

سقراط اعتقاد داشت زمانی که خداوند انسان را آفرید به مانند یک سیب او را به دو نیم تقسیم کرد و انسانها در این دنیا همواره به دنبال نیمه گم شده خود هستند حال این نیمه گم شده می تواند پدر، مادر ، برادر ، خواهر ، دوست،...... و حتی یک شی باشد مانند یک قلم، یک عکس، تسبیح، انگشتر، ...... و حتی غیر مملوس مانند یک آرزو، یک ایده، یک آرمان، یک خاطره، .....هر چیزی که اتصال ما به او و او به ما، حضور انسان را متعالی و لبریز از بودن سبز و شعفناک خدای گونه خویش نماید.

ساده تر بگویم: نیمه گم شده ما همان قلب ما می باشد که بیرون بدنمان می تپد.

دقت کن: اگر در مناطق شمالی کشورمان، محل تلاقی رود به دریا را خوب نگاه کنی، رود پس از طی مسافتی با جوش و خروش خاصی حرکت می کند و وقتی به دریا می ریزد، آرام و بی صدا می گردد. آن نقطه تلاقی را که رود به دریا می ریزد را خوب نگاه کنید! به شکل مبهمی زیباست و وهم انگیز!.

رود کودکی دریاست زیرا همیشه دارای سروصدا و بازیگوشی های خاص کودکان هست. ووقتی این کودک بازیگوش پس از طی طریق ها و برخورد با موانع و سنگلاخ ها پخته می گردد و به دریا تبدیل می گردد، مانند انسانی که به بلوغ فکری کامل رسیده دیگر از آن طغیان ها و شیطنت ها خبری نیست.

و احساس میکنی که مانند کودکی گمشده که بعد از سالها دوری به آغوش مادر پیوسته و با تمام حضور خویش مادر را به آغوش می کشد.

پ.ن

التماس دعا از شما داریم .

یاعلی علی مددی

 

+   معصومی ; ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir