ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

با سلام

اکثر دوستان نظر فوق را قبول دارند یعنی همه

 چیز جبر نیست اما چیز هائی که باعث تغییر

سر نوشت می شوند.

 

 اما ما باید دقت کنیم  و آنها  را برای خود ملکه

 قرار دهیم و نیمه خالی لیوان را نبینیم.

 یک بحث را می خواهم بنویسم خواهش میکنم

 تا آخر بخوانید مفید است و مقداری از عرف به دور،

اما حال اینکه چرا کودکی را در خانواده ای فقیر و

 کودکی را در خانواده متملک متولد میکند این تقصیر

 خدا نیست مقصر خانواده هستند که در بهتر شدن

و حلال شدن روزی خود سعی نکردند و یا اینکه

 خانواده ای از مال حرام امرار معاش میکنن و

 خانواده ای از پول حلال این مقصر خدا نیست خدا 

میفرمایند در

 پیدا کردن روزی بسیار دقیق باشید تا روزی حلال

برای خانواده خود بیاورید.

 

  لقمه حرام در تربیت فرزندان تاثیر گذار هست اما

 تا آنجا که پدر مقصر است او تنبیه میشود و این

 جبر نیست تا شما به تکلیف نرسیدین و نمیدانید

 خوردن لقمه ای که پدر برای شما تهیه میکند حلال

 است اما از زمانی که عقل رس میشوید و خوب را از

 بد تشخیص دهید باید به دنبال نان و لقمه حلال باشید

 و از منابعی که مطمئا نیستید و یا شک دارید استفاده

 نکنید شما شخصی را برای یک بار میبینید نمیدانید

 نماز خوان است یا کافر یا متدین باید فرض را بر این

بگذارید که او مالش حلال است و خمس و ذکات

 مالش را میدهد و شک به او نکنید.

 اما کسانی که میخواهند خود سازی کنند این را باید

 برای خود جزو مکروهات بگذارند و هر لقمه ای را نخورند

 حتی اگر به مقدار سر سوزنی شک در پاک بودن آن دارند

 اما برای عام خلاف نیست این داستان واقعی است

 بخوانید:

 

یکی از دوستان من که اکثر شما هم میشناسید و یکی

 از مداحان اهلبیت هستند میفرمودند:

 

در جوانی با چند تن از دوستان تصمیم به چله نشینی

 گرفتیم یک اتاقی اجاره کردیم و نیت به چهله کردیم و

 در آن اتاق خود را مبحوس کردیم یکی از یاران مسئولیت

 تهیه مایحتاج را داشتند یک روز صبح نماز صبح همه ما

قضا شد الغرض به فراصت افتادیم علت را پیدا کنیم و

نگذاریم خطا دوباره تکرار شود.

 به کردار خود در روز قبل رجوع کردیم همه سکنات به

 مانند روزهای قبل بود از نظر وجه نیز اطمینان داشتیم

 چرا که همه پول از کار کرد خود ما بود و میدانستیم که

 حلال است ما هر روز مقداری گوشت میخردیم ظهر

 آب آبگوشت وشب گوشت کوبیده را میخوردیم با دوست

مامور خرید به درب مغازه قصاب رفتم قصاب را قسم دادم

 که آیا گوشت دیروز شما موردی نداشته ؟

 

قصاب که مردی مومن بود و او را از قبل میشناختم گفت :

نه و مثل همه روز بوده وگوسفند را خود او ذبح کرده بود و

در ذبح آن بسیار دقیق شده بود.

 به درب دکان نانوائی رفتیم از نانوا سوال کردیم او نیز

 همان پاسخ را داد به سراغ پسرکی که خمیر نانوائی را 

درست میکرد رفتیم او را با وعده و عید و مقداری پول و

قسم خواستیم بگوید در خمیر روز گذشته مشکلی نبوده

 مثلا فضله موشی یا نجاستی یا مثلا بریده شدن دست

 یکی از کارگران و مخلوط شدن خون با خمیر اما او نیز با

 قاطعیت گفت خیر.

 ما حبوبات را از قبل ذاشتیم اما باز به سراغ بقال رفتیم

و او نیز از سلامت جنس خود خبر داد

ما یک روز ماست میخوردیم و یک روز سبزی روز پیش

سبزی خورده بودیم به سراغ سبزی فروش رفتیم او نیز

منکر هر گونه آلودگی در جنس خود شد

ناامید بودیم و ناراحت که نتوانستیم علت را بیابیم در همین

 هنگام دیدیم کودکی با چرخ دستی سبزی از باغ آورده و

  دارد جلوی مغازه خالی میکند او را به کناری کشیدیم و

 به او نیز مقداری پول دادیم تا اطمینانش جلب شود و از او

 خواستیم تا اگر موردی هست بگوید کودک گفت نه موردی

 نبوده اما ما هر روز از شهر ری سبزی می آوریم با چرخ تا

 نازی اباد ( که این داستان در آنجا اتفاق افتاده بود ) صبح

زود همه دوستان به دنبال هم و به صورت دو و مسابقه با

 گاری دستی سبزی را به مغازه دارها میرسانیم چون ما از

 کنار جاده حرکت میکنیم و دست انداز دارد مواقعی پیش

 می آید که سبزی از چرخ جلوئی می افتد و ما بر می داریم

  و بر روی چرخ خود می اندازیم اما همه همین کار را میکنن

 این موردی ندارد

 روکرد به ما و گفت اینکه گناه نیست.

 ما همگی نفسی به راحتی کشیدیم و خوشحال از اینکه

سبب خواب ماندن و قضا شدن نماز صبح خود را یافته بودیم

 مقداری به کودک پول دادیم و با همان زبان کودکانه به او

 فهماندیم که این کار اشتباه هست و باید از صاحب این بار

 که یا مغازه دار است یا باغدار اجازه بگیری وگرنه همان یک

 دسته سبزی حرام تمام بار گاری را حرام میکند چرا که

 مشخص نمیشود کدام حلال بوده یا کدام یک حرام .

 

این باز یک مثال بود دقت کنید من نمیخواهم بگویم همه

 باید اینگونه باشند خیر میگویم :

 

1-    ما باید خود خوب باشیم و خود حلال خوار نباید به

 دیگران اعتنا کنیم

 

2-    یک دانه گندم حرام یک انبار را نجس میکند باید

 مراقب بود

 

3-    اگر تا به حال توجه نداشتیم به لقمه ای که

 میخوردیم از حالا یک مقداری دقت کنیم چرا که

 شخصیت خود ما و حتی فرزندان فردای ما نیز از

 همین لقمه ها شکل میگیرد

 

4-    سعی کنیم بدن و جسم خود را پاک کنیم خصوصا

 الان که ........  بهترین موقع هست تا بتوانیم ذرات

 وجودی خودمان را پاک کنیم و از خدا بخواهیم که اگر

 ندانسته لقمه ای حرام تناول کردیم آن را از بدن ما دور

 کند و کمک کند تا از این به بعد بتوانیم روزی حلال تهیه

کنیم و در این راه ما را راهنمائی کند

 

باری بسیار طولانی شد ببخشید و عف کنید ما را دعا

 کنید خصوصا در این شبها  باز هم از همه شما پوزش

 میطلبم .

 

یاعلی

 

+   معصومی ; ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir