ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

باسلام

دوستان لطف فرمودند و یاری کردند چند جمله از دوستان را در پائین می نویسم تا خود شما قضاوت کنید به این دید باز و علاقه شدید قلبی دوستان به وجود حضرت دوست ، که هر کدام به گونه ای  او را دوست دارد و به او عشق می ورزد ولی در انتها و در ته این نوشته ها یک انرژی خاص را خواهید دید و آن همان یکی بودن ما هست دقت کنید:

محمد رضا جان نوشتن:

به نظر من عشق هديه ای الهی است که خداوند در وجود بشر به وديعت نهاده است.فرقی ندارد که آن انسان چه مذهب و چه مرامی داشته باشد

علی آقا فرموده اند:

 البته جای بحث زياد داره ولی اينجا نميگنجه

درنای عزیز فرموده اند:

راستش وقتی حرف عشق به ميون مياد همه ما کم و بيش يه تجربه ی ولو چند روزه تو زندگيمون داشتيم اما لذت اين عشق ها با عشقی که به محبوب ميشه داشت قابل مقايسه نيست

جناب صدیف نوشته اند:و بحث عشق گسترده است چون از خود خدا است و اين خالق است که گسترده است که بی انتهاست.

آقا رضا نوشته اند که:

غير از خدا کس با خبر از نفس کس نيست .......
پس خدمت خلق خدا بهر خدا کن ........
تا جذبه عشق شوق از محبت پا بگيرد .....
چشم دل و جان روشن کن از ته قلب دعا کن .........يا حق .....

ونرگس عزیز چه زیبا بعد از مدتها:

عشق شاديست عشق آزاديست عشق آغاز آدميزاديست... زنده است آنکه عشق ميورزد سروجانش به عشق می ارزد ...

وگیلاس دوست جدید ما مینویسند که:

عشق چيزی است که بيش از هرچيزی داشتنش را دوست داريم٬

حال قضاوت با خود شما آیا همه این نوشته ها از دل عاشق برون نیامده؟ و این چیزی است که حضرت دوست عاشق ان است و خوشا به حال شما که این چنین حالی دارید .

 

و اما ادامه بحث اینکه ((سهراب)) عزیز عشق را صدای فاصله ها نامیده و بهترین چیز را در عالم ، رسیدن به نگاهی دانسته که از حادثه ی عشق ترشده باشد !

و ((گوته)) آلمانی عشق را عامل شکل گیری انسان دانسته و می گوید: ما ، با آن چه که عاشقش هستیم شکل می گیریم .

و شما دوستان به این حقیر یاد دادید که: عشق مرکب مقصد ، است نه مقصد مرکب!!!!

تمثیلی داریم بسیار زیبا که اگر مردم جهان را به اینگونه نگاه کنیم که نیمی در شهر مردگان زندگی می کنند و نیمی دیگر در شهر زندگان پل میان این دوشهر عشق است که انسان را از حالت مرده به زنده تبدیل می کند .

اما این شعر ابوسعید را همیشه که در مورد عشق صحبتی می شود به خاطر می آورم که می فرماید:

از شبنم عشق خاک آدم گل شد                       شوری برخاست و فتنه ای حاصل شد

سرنشترعشق بر رگ روح زدند                    یک قطره ی خون چکید و نامش دل شد

و از این عشق بر داشت دیگری می توان کرد و ان اینکه سر اغاز افرینش عشق بوده و بس و اما عمر بدون عشق باطل است و پوچ و باید دانست که عشق والاترین موهبت زندگی است . و اینکه عاشق بودن تحمل رنج و درد و توانائی غلبه و از یاد بردن این رنج و درد است .

و اما از بچه گی عشق گفتیم که مهر است و کهن سالی آن دوست داشتن . این دعا را همیشه بر لب داشت که خدایا هرکه را بیشتر دوست داری ف به او بیاموز که: دوست داشتن برتر از عشق است !واما اعتقاد دارند بعضی از دوستان که اگر عشق به درون انسان نفوذ کند و بگذاریم که این کار صورت پذیرد و درب دل را به روی این موهبت الهی باز کنیم و دل را آماده ی این پذیرایی و عشق محمل گزیند آنگاه ، نرم می کند ، ناب می کند ، نایاب می کند ، تازه می کند ، بازسازی میکند و درون آدمی را دگرگون می کند . بهتر بگویم نیروی اراده انسان را دگرگون می کند . زمان انسان را دگرگون نمی کند . عشق دگرگون می کند ! زیرا،عشق خداوند است و خداوند عشق !!!!!!!

گویند روزی حضرت موسی تورات می خواند . شخصی از شوق پیراهن خود را پاره کرد موسی پرسید: چه می کنی؟ گفتند: از شوق پیرهن برتن پاره می کند . موسی گفت: به او بگویید از سر عشق ،دل را پاره کند نه یراهن را !

دقت کنید:شگفت آوراست ! اگر بدانیم پاره ای از نماز سر بیان لطیفی است از عشق به همنوع فرض کنید که در ساعتی مشخص ، مسلمانان روی به یک نقطه می اورند و کلماتی را می خوانند . اگر ما خانه کعبه را یک دایره فرضی بدانیم و از بالای کره زمین به ان نگاه کنیم و در همان موقع آن دایره فرضی یا خانه کعبه را برداریم چه می شود ؟ می بینیم میلیاردها نفر انسان در یک ساعت معین روبروی هم می نشینند و می گویند :

((السلام علیک ایهاالنبی و رحمته الله و برکاته))

سلام بر رسول خدا و رحمت خدا بر او باد!

((السلام علینا و علی عبادالله الصالحین ))

سلام بر ما بر بندگان صالح خدا !

((السلام علیکم و رحمته الله و برکاته))

سلام بر تو و رحمت خداوند بر تو باد !

باز می گویم که دقت کنید :

میلیون ها انسان در ساعت معینی روبروی هم دایره وار می نشینند و به یکدیگر سلام می کنند و رحمت خداوند را برای هم می طلبند . واین است سر محبت به یکدیگر و خداوند این را میخواهد که ما به همدیگر محبت کنیم همدیگر را ستایش کنیم به هم سجود و رکوع کنیم و نماز اول وقت یکی از الطافش همین است که محبت را در دل ها زیاد می کند و عشق پنهان را آشکار پس قدر این نمازهای اول وقت را باید دانست و به این دید به ان نگاه کنیم چرا که گفتیم بچه گی عشق مهر است و محبت .

پیری شما را هرگز از عشق دور نمی کند اما عشق شما را از پیری دور خواهد کرد و این مان اکسیر جوانی و درخت حیات است سالیان دراز حکما و فلاسفه به دنبال این آب حیات بودند و آن چیزی نیست به غیر از عشق .

اما باید بدانیم برای هر چیز وسیله اندازه گیری است اما هنوز هیچ کس حتی  شاعران نتوانسته اند نهایت عشقی را که دل آدمی پذیرنده ی آن است ، را اندازه بگیرند .

این بار نیز نمی خواهم این بحث را جمع کنم چرا که حیفم می آید با اجازه از محضر شما عزیزان بگذارید یک پست دیگر در مورد این معقوله صحبت کنیم چرا که این بحث آنقدر شیرین است که دل کندن از ان بسیار مشکل و هر چقدر نوشته شود هنوز بازهم کم است پس با اجازه شما سروران استادان ارجمند این بحث را در پست بعدی خاتمه خواهیم داد و اما پرسشی ک ذهن مرا مشغول کرده این است که:

آیا دین جز محبت چیز دیگری هست؟

واما دو جمله برای یادگاری به شما می گویم پیشنهاد می کنم آن ها را به خاطر بسپارید و هرز گاهی زمزمه کنید بسیار مجرب است چرا که خود سالها ان را امتحان کرده ام .

جمله اول : تنها ان چیزی را به خود جذب می کنید که بی نهایت به ان می اندیشید!

جمله دوم: هرگز از کمبود وتنگ دستی سخن نگویید ، زیرا از سخن های تو برتوحکم خواهدشد!

جمله سوم:هرصبحگاه بخوان:روزی من از جانب خداست وهم اکنون در پرتو فیض اومی بارد وانبوه می گردد!

منتظر پاسخ شما عزیزان هستم ما را نیز از دعای خیر خود بی نسیب نگذارید ملتمس به دعای خیر شما عزیزان هستیم .

 

                                                                                      یاعلی

+   معصومی ; ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir