ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

باسلام

حسین چراغ راهنما و کشتی نجات است !

در مورد حدیث فوق مقداری اندیشه کنید . چراغ راهنما و کشتی نجات چرا؟

در هر صورت به مورد بحث خود ادامه خواهیم داد. پرسیدیم که:

خواندن خداوند با کلماتی که او دوست دارد یعنی چه؟

توجه کنید! اگر من و شما از دوستان صمیمی باشیم و از مدتها قبل یک کلمه مانند (کتاب) بصورت رمز بین ما باشد یک روز که شما مشغول صحبت بین دوستان خود هستید ، کسی می اید و به شما می گوید : شخصی آمده و با شما کار دارد . شما می گویید : صبر کند الان می آیم . ولی این بار می اید و می گوید: که شخصی آمده و می گوید : من (باران) هستم و شما به محض شنیدن واژه (باران) به یاد خاطره شکرین مشترکتان افتاده و چهره تان شاداب گشته، از اطرافیان عذر می خواهید و فورا به محل ملاقات می روید.

این نوع یعنی، خواندن کسی با کلماتی که او دوست دارد، خداوند هم دوست دارد که او را بخوانیم از لسانی که هر گز آلوده نبوده و با واژگانی که هر گز کسی را جز او نستوده ایم ، با دهانی که هر گز گناه نکرده ایم ! اما مگر دهان بی گناه هم یافت می شود؟

مولانا میفرماید که:

خداوند به موسی میفرماید:

کای کلیم الله زمن میجو پناه / با دهانی که نکردی تو گناه

گفت موسی من ندارم آن دهان/ گفت ما را از دهان غیرخوان

از دهان غیر کی کردی گناه / از دهان غیر بر خوان کای اله

اما به تعبیری دیگر نیایش پاک کردن دل است از غبار آلودگی ها و بارور کردن درخت ایمان در گلستان روحمان !

حکایت لطیفی از دعا و ایمان :

روزی یک کشتی در دریا اسیر طوفان شد،از تمامی مسافران فقط دو نفر ماندند که به سختی خود را به جزیره ای رساندند. یکی از انان فردی با ایمان و دیگری بی ایمان بود .

 یک روز بعد از دعای زیاد – توسط فرد با ایمان – از کنار دریا به طرف کلبه آمدند ، ناگهان دیدند کلبه آنها آتش گرفته. مرد بی ایمان گفت:(لعنت به این شانس که این همه، نتیجه دعا های تو هست !)

مرد با ایان گفت: ( حتما" این حکمتی دارد نباید نگران باشیم ، زیرا خداوند ما را می نگرد!)

فردای آن روز یک کشتی به جزیره امد و آنها را نجات داد. کاپیتان کشتی گفت: ( اگر شما آن آتش را روشن نمی کردید هرگز ما نمی فهمیدیم شما اینجا هستید ولی زمانی که ما آن آتش را دیدیم و می دانستیم ک اینجا جزیره ای است که کسی در آن سکونت ندارد کنجکاو شدیم و به طرف آتش آمدیم ، و شما را دیدم )

دقت کنید :

وقتی که ایمان داشته باشیم همه چیز به سوی یگانگی با خدا در حرکت است ، آن گاه موانع دارای معنا و مفهوم و به شکل متفاوتی خواهند بود .

یک سوال : (( چرا دستتان را می شویید؟))

حتما" جواب می دهید : ((برای رفع غبار!))

می پرسم : (( با غبار نشسته بر دل چه می کنید؟))

چه جوابی می دهید؟

سوال بعدی: ((جسمتان را چرا استحمام می کنید؟))

جواب می دهید : (( برای رفع آلودگی ))

می پرسم : (( روحتان را کجا استحمام می کنید؟))

چه جوابی می دهید؟

براستی حمام روح کجاست؟

سوال بعدی : (( ظاهر و اندام خود را در کجا می بینید که کاستی های آن را بر طرف کنید؟))

جواب می دهید: (( در ایینه!))

می پرسم: (( روحتان را در کجا می بینید؟))

چه جوابی می دهید؟

به راستی ایینه ی روحتان کجاست تا کاستی های آن را در آن ببینید؟

شما بهترین خوردنی ها را با وسواس خاص جمع کرده و به دهان می گذارید و آن می شود غذای جسم شما!

اما ، غذای روح شما چیست؟

دقت کنید:

چه چیزی عزیزتر و لطیف تر از واژگان صورتی با حضور شفاف اشک شوق در کنار سجاده سبز ، زیر نگاه آبی آرام حضرت دوست می باشد ؟

اما یکی از زیباترین صورت های نیایش نماز است که  در همه ادیان به نوعی حضور دارد. چنانچه گفته اند:

هرگاه می خواهید با خدا صحبت کنید نماز بخوانید!

و هرگاه می خواهید خدا با شما صحبت کند، قرآن بخوانید!

واما:

گوش جان می سپاریم به نیایش نیاکان تشنگی – امام حسین (ع)- که در ظهر عاشورا ، در اخرین لحظه های حیات دنیوی خویش، روی به آسمان عطشناک دنیا کرده و می سراید :

(( ای که به من وعده می دهی در سختی ها))

(( و ای پناه من در گرفتاری ها ))

(( نگاهبان باش مرا به چشمانی که خواب ندارد))

(( و کفایت نما مرا به ستونی که ریزش ندارد))

ما را خیلی دعا کنید . ملتمس به دعای شما عزیزان هستیم .

 

 

                                                                                یاعلی  

+   معصومی ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir