ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

باسلام

دوستان مانند همیشه دلگرم این حقیر شده، و با پیام های خود باعث بهتر درک کردن مطالب و درست فهمیدن آن شدند . محمدرضا جان در ایمیل خود بسیار ظریف و با حساسیت خاصی به دو نکته بسیار مهم اشاره کردید و این همان چیزی است که ما همگی به دنبال ان هستیم باشد تا به مدد ،حضرت دوست به این دو مهم دست پیدا کنیم .

 

آغاز سال قمری را نیز تبریک میگویم . رسیدن ماه عشق را به همه عشاق که بی صبرانه منتظرش بودند تا با کلمه عشق بیشتر مانوس شوند و آن را در واژه واژه  این حکایت ببینند تبریک وتسلیت می گویم چرا که تمام عشق را در این نامها می توانید ببینید چرا که : هرکه دارد دوست را دوست ، دوست دارد هرکه را هم نا اوست . حسین ، زینب، علی اکبر ، علی اصغر ، عابس ، زید، حبیب،حر،و...........البته مظهر تمام این اسما در یک اسم خلاصه شده و آن اسمی نیست به جز اسم قشنگ (عباس).....

واما بعد: یکی از دلایل حیات و مهمترین وظیفه ما در این جهان تلاش در کسب و افزایش عقل و دانائی است! اما خوشبخت کسی است که:از دیگران عبرت گیرد ! و بدبخت ، کسی است که: مایه عبرت دیگران شود !

پس مشکلات قسمت دوم را که (مشکلات خود ایجادی)است را می توانیم با تفکر ، مشورت،و اندیشه با عمل و در بستر تلاش، توکل،تسلیم، یا بهتر است بگوییم : امید ،ایمان، عشق بنا نهیم که یقینا شاهد مقصود را به اغوش خواهیم کشید . بدانیم که در هندسه نزدیکترین فاصله بین دو نقطه خط راست است،اما در زندگی دورترین فاصله بین دو نقطه خط راست است ! و همیشه دو راه وجود دارد ، یکی از انها آسان و تنها پاداشش این است که آسان است و دیگری سخت اما پاداشش نیک فرجامی است !

حال ما که می دانیم باید رنج های فراوانی را تحمل کنیم تکلیف چیست؟ و راه کار چیست؟ گفتیم که اگر ((م)) مشکلات را برداریم ....و این که باید صبور باشیم و اما اینکه یکی از رهیافت های نجات و آرامش ما (( دعا )) است!

راستی ! راجع به دعا چه می دانیم؟ آخرین باری که دعا کردیم کی بود؟ لطفا کمی راجه به دعا فکر کنید ......................................................................................................

گاندی می گوید:(( شاد کردن قلبی با یک عمل ، بهتر از هزاران سر است که به نیایش خم شده باشد !))

بدیهی است ،آنچه در نهایت رنج و تالم انسان را تسلی و ارامش می دهد، گفتگو با آن قادر مطلق مهربان است . و این یکی دیگر از مزایای رنج است . هر چند که انسان باید در شرایط شادی هم حضور خداوند را مانند لحظات غبار الود اندوه احساس کند .

حضرت مسیح مقدس در انجیل می فرمایند:

طلب کن ، به تو اعطا خواهد شد ! جستجو کن ، خواهی اش یافت! در را بزن ، به رویت گشوده خواهد شد!

مولانا می فرماید :

گفت پیغمبر که چون کوبی دری                    عاقبت زات در برون آید سری

چون نشینی بر سر کوی کسی                      عاقبت بینی تو هم روی کسی

چون زچاهی بر کنی هر روز خاک                 عاقبت اندر رسی در آب پاک

در این مرحله دعا و نیایش نیمه گمشده ی دیگر انسان است که با تمام وجود خود او را فریاد می زند .

(( جی پی وسوانی)) –عارف هندی- حکایت می کند که:

شهری بود به نام ((شهر پا برهنه ها)) . در یک صبح سرد زمستانی مردی وارد این شهر شد. وقتی که از قطار پیاده شد ، متوجه شد ایستگاه قطار آنجا ، مانند همه ایستگاه های قطار مملو از جمعیت است و مسافران می کوشند از میان جمعیت راه خود را باز کنند و به قطار مورد نظرشان برسند . مر در نهایت متوجه شد که همه ی آنها پابرهنه هستند .

هیچ کس کفش به پا نداشت ! او از ایستگاه بیرون امد و سوار تاکسی شد . در تاکسی متوجه شد راننده هم کفش نپوشیده واو نیز پابرهنه است .

بنابراین از راننده پرسید: ( ببخشید، چرا مردم این شهر بر خلاف مردم شهر های دیگر کفش به پا ندارند؟)

راننده گفت: بله ، درست است ، چرا ما کفش نمی پوشیم؟ چرا؟

مرد وقتی به هتل رسید ، دید که مردم آنجا هم پا برهنه هستند . مدیر، صندوقدار، باربرها،پیشخدمت ها همه پابرهنه بودند. از یکی از انها پرسید : ( می بینم شما کفش به پا ندارید. آیا چیزی در مورد کفش نمی دانید؟)

پیشخدمت گفت: چرا ، ما کفش را می شناسیم.

مرد گفت: پس چرا کفش نمی پوشید؟

پیشخدمت گفت: بله درست است ف چرا کفش نمی پوشیم؟

مرد گفت: نمی دانید که کفش ، پا را در برابر سرما محافظت می کند ؟

پیشخدمت گفت: بله که می دانم . آیا ان ساختمان را می بینی ؟ آن ساختمان یک کارخانه ی تولید کفش است . ما زا داشتن ان به خود می بالیم و هر یک شنبه انجا جمع می شویم تا به سخنان رئیس کارخانه در باره فوائد کفش گوش دهیم .

مر گفت: پس چرا کفش نمی پوشید؟

پیشخدمت گفت: آه درست است ، چرا کفش نمی پوشیم؟

بله درست است ماهم مانند اهالی ان شهر همه به دعا اعتقاد داریم . همه ما ایمان داریم که دعا می تواند بسیاری از خواسته های ما را تحقق بخشد . می دانیم دعا می تواند معجزه بیافریند ، ما را تغییر دهد ، زندگیمان را متحول کند و ا را احیا کند . ما از نیروی اعجاز انگیز دعا آگاهیم. با این حال دعا نمی کنیم .چرا؟ سوال این است چرا دعا نمی کنیم؟

(پائلوکوئلیو) می گویدکه: زن کشاورزی بیمار شد ، کشاورز به سراغ یک راهب بودایی رفت و از او خواست برای سلامتی همسرش دعا کند . راهب دست بر دعا برداشت و از خداوند خواست همه ی بیماران را شفا بخشد .

ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت: (( صبر کنید ! از شما خواستم برای همسرم دعا کنید و شما دارید برای همه ی بیماران دعا می کنید !))

راهب کفت: من دارم برای همسرت دعا می کنم .

کشاورز گفت: اما برای همه دعا کردید ، با یان دعا ، ممکن است حال همسایه ام که مریض است ف خوب بشود و من اصلا از او خوشم نمی اید !))

راهب گفت: تو چیزی از درمان نمی دانی ، وقتی که برزای همه دعا می کنم دعا های خودم را با دعا های هزاران نفر دیگر که همین الان برای بیماران خود دعا می کنند ، متحد می کنم ، وقتی این دعا ها با هم متحد شوند ، چنان نیرویی می یابند که تا درگاه خدا می رسند و سود آن نصیب همگان می شود.

دقت کنید خیلی مهم است ....... دکتر می گوید: (( آنگاه که تقدیر واقع نگردید ، از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمامی وجود و با بسیج تمامی اندام و نیروهای روح و با قدرتی که در ان صمیمیت هست تجلی کند ، اگر همه هستی مان را یک خواهش کنیم ، یک خواهش مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از یقین و امید و ایمان ((بخواهیم )) قطعا پاسخ خواهیم گرفت !))

میخوام سری از اسرار را برای شما باز گو کنم این را به کسی نگوید و هر کس که این سطور را میخواند لایق دانستن این سر بود ولا کس دیگری پس یادگاری از معصومی به شما عزیزان اینکه (( دعا باید همچون سخن گفتن طفلی باشد با پدر ، هر چه گستاخانه و مصرانه تر دعا بشود ، به اجابت نزدیکتر است !))

اگر چیزی را جدا بخواهید هر چه را بخواهید می توانید به دست اورید شما باید آن چیز را ان قدر با شوق و از صمیم قلب بخواهید که از پوست فوران کند ، و به انرژی که جهان را خلق کرده است متصل شود !

(جین اینگلو) می گوید : در طول زندگی ، خدا را شکر کردم که تمام دعاهایم را مستجاب نکرده است !

(جبران خلیل جبران ) می گوید : شما که در دردمندی نیایش می کنید ، کاش! در شادمانی و روزهای فراوانتان نیز نیایش می کردید!

اما باید دانست که دعا نباید معین و مدون باشد بلکه حتی یک آه از صمیم قلب یا همان گفتار عامیانه بهتر از عمری دعا خواندن باشد چرا که این اه که از صمیم قلب بیرون می اید خود ثوابی بیش از هزاران روز نیایش مدون و معین را داراست .

اما بدانید که اگر شما دعا می کنید و نام حضرت دوست را بر زبان می اورید بدانید که او در قلب شما محمل گزیده که شما می توانید به یادش باشید!

می گویند که: کشیشی به جهت شکار به جنگلی رفت چند کبک شکار کرد و به گشتن ادامه داد ، از پشت سر صدائی شنید وقتی که دقیق شد ، خرسی را دید که بدنبالش می آید . کشیش فرار کرد ، او بالای درختی رفت و شروع کرد به دعا کردن و گفت: خدایا استدعا می کنم مرا نجات دهی همانگونه که، دانیال را از کمینگاه شیر نجات دادی و یونس را از شکم نهنگ ، خدایا مرا هم نجات بده ! اما اگر نمی توانی به من کمک کنی ! لطفا به ان خرس هم کمک نکن !!!!

و باید خداوند را با کلماتی که او دوست دارد خطاب کنیم و خواندن خداوند با کلماتی باشد که او دوست دارد ولی این حرف یعنی چه؟ این بار برایم بنویسید که چه معنی دارد اینکه می گویم خداوند را با کلماتی که او دوست دارد بخوانیم؟ منتظر جواب های شما و راهنمائی های ارزشمند شما هستم .

در پایان مناجات کودکی را می نویسم در آن یک نکته بسیار ظریف نهفته که میخواهم شما به آن دقت کنید :

یک پسر کوچک ،         به یک ستاره ،نگاه کرد،           و گریه را سر داد،          ستاره گفت:

پسر، چرا گریه می کنی؟          پسرگفت: تو خیلی دور هستی،      من هر گز قادر نخواهم بود،

   تو را لمس کنم ،         ستاره پاسخ داد،      پسر اگر من هم اکنون،        در قلب تو نبودم ،

تو نمی توانستی ،     مرا ببینی!!

 

در مراسم عزا داری اگر شرکت کردید  به یاد من هم باشید و من مسکین فقیر را نیز مدنظر داشته باشید و دعای خیر خود را از ما  دریغ نکنید .

     

                                                                                                               یاعلی   

 

+   معصومی ; ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir