غم - ساده گفتن

ساده گفتن

غم

 

هوالحق

با سلام

 

در خدمت بزرگان سروران ارجمند هستیم و این ایام را به شما و خانواده محترم تبرک گفته و از حضورش در خواست داشته تا به مانند همیشه که لطف دارد این بار نیز دست کرمش را بر روی سر این بندگان گذاشته و به قول فرزانه ای( که به حق هشت و چهارت از ما بگذر شتر دیدی ندیدی) . وبه یمن این ایام قطعه ای شعر به ذهنم امد که بد ندیدم بنویسم:

شب پشت پنجره ها

آهسته نجوا می کند:

(( نگران نباش!))

تنها و تنها

با خودت

صادق باش !

(( لوئیز سیمپسون))

از بین نوشته های شما عزیزان نوشته دوست عزیز محمدرضارا بهتر دیدم شما هم یک بار دیگر بخوانید و از نظر ایشون نیز آگاه شوید .:

به نظر من انسان به اين دنيا آمده تا به حقيقت انسانيت که همان معرفت حضرت دوست می باشد برسد و به خاطر اينکه بتواند به معرفت برسد ناچار بايد از موانع و کوهها وصخره های صعب العبور راه بگذرد و اين موانع همان رنجهای زندگی می باشد ولی يک لبخند می تواند با عث شود که انسان معنايی زيبا از رنج برداشت کند وقتی که انسان توجه کند که اين رنجها از جانب حضرت دوست می آيد بی شک آنها را زيبا خواهد ديد و لبخند خواهد زد.

دوستان دیگر هم لطف کردند از درنا خانم  بسیار متشکرم که راهنمائی فرمودند
واما بعد در مورد غم باید گفت که:

 

(( هلن کلر)) نویسنده معروف اعتقاد دارد اگر چه دنیا پر از رنج است ! اما پر از غلبه بر ان رنج ها هم هست!

و باید بدانیم اگر غم به ذائقه ما به مانند لیمو ترش است باید سعی کنیم از آن شربت ابلیمو درست کنیم تا راحت تر و گواراتر بتوانیم ان را نوش جان کنیم چرا که در هر صورت باید آن را خورد .

میگویند (( هانری ماتیس)) نقاش معروف فرانسوی- هر هفته عادت داشت به دیدن (پییر رنوار)-نقاش بزرگ فرانسوی- به گالریش برود . مدت ها بود که رنوا دچار درد مفاصل بود و اعضای بدن او متورم شده بود . ماتیس هر وقت به دیدنش می رفت برای او مقداری سوپ ، مداد و رنگ می برد و همیشه به استاد پیشنهاد می کرد استراحت کند . یک روز متوجه شد که رنوا با حرکت دادن قلم مو ناله می کند . ماتیس نتوانست تحمل کند و گفت: استاد بزرگ ، آثار شما همین طوری هم زیبا و مهم هستند چرا این طور خودتان را شکنجه می دهید ؟

رنوا در حالی که  درد و اندوه چهره اش را در بر گرفته بود به ماتیس گفت: (( ساده است ، زیبایی می ماند ولی درد و غم در گذر است !))

دکتر اعتقاد داشت که: رنج ها و دردها انسان های متعالی را متعالی تر و آدم ها را متلاشی می کند

رنج ها مهمترین خاصیتی که دارند ، ساختن روح انسان است و درست به همین خاطر است که بزرگی در مناجات خود اینگونه دعا می خواند که: (( خدایا ! رنج های عزیز و بزرگ و حیرت های جانکاه عظیم را بر جان من بریز و شادی ها را به آدم های دمبه دار خوشحالت ببخش !

اکنون به این باور رسیده ایم که رنج ها همچون کوره ی طلاسازی،طلای جان آدمی را صیقل می دهند .

غم هم موهبتی است ، ولی مثل امپول عمل می کند ، درد دارد ولی سلامتی را به همراه می اورد . اگر خوب دقت کنیم ، غم ها هم سلامتی روح را به دنبال خود دارند !

یک سوال : می دانید اولین کسی که فهمید اب، اتش را خاموش می کند چه کسی بود ؟ کمی فکر کنید ................................. حالا بخوانید : او اولین کسی بود که آتش گرفته بود . هر چه کرد نشد ، تا این که خود را از سر نا چاری به اب انداخت و این مهم را تجربه کرد .

اما ، اولین انسانی که خندیدن را تجربه کرد چه کسی بود ؟

شما با جواب به این سوالها مرا خیلی کمک می کنید برای نوشتن مطلب بعدی و برای همین از همه دوستانی که راهنمائی می کنند کمال تشکر را داشته و دست تک تک شما دوستان را می بوسم که اینقدر لطف به این بنده حقیر دارید و مرا شرمنده خود می کنید ولی در انتها به مانند قبل که حروف الفبا را می نوشتیم اینبار به حرف (ش) اشاره می کنیم .

ش : شاهد شکر کلام

چو رسی به ش به نیمه عشق رسیدی

(ش) شیرین آشنائی است ، شهد است ، شهادت است ، شراب است ، سپس ، شکر .

(ش) شقایق است ، شوق است ، شوق به معشوق را می خواهی ، شراب عشقش را بنوش !

شاکر به درگاهش

شایسته زیستن با عشق

اگر

شتابناک و شوقمند در تعالی روح بکوشی

شراب بی خویشی را نوش کن

شرح دلدادگی خود را بیان کن

شرط عاشقی همین است !

سپس می بوئی ،

شمیم شوقناک عشق را

ودلت

شرحه شرحه می گردد

در شوق دیدار دلبر .

در این لحظه است که ،

شبیه حضرت عشق می شوی !

 

ما را دعا کنید ملتمس به دعای شما خوبان هستیم و منتظر مدد .

 

                                                                                                                      یاعلی

+   معصومی ; ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir