مشکلات يا شکلات - ساده گفتن

ساده گفتن

مشکلات يا شکلات

هوالحق

باسلام

دوستان عزیز لطف فرمودند و رانمائی کردند بسیار متشکر از لطف کلیه دوستان اما بعد : در این معقوله

 میخواهیم در مورد آسان شدن مشکلات بحث کنیم گفتیم اگر (( م )) مشکلات را را برداریم چه خواهد شد؟ بله شکلات چیزی که آسان میتوانیم

بخوریم و لذت ببریم ! خبر نگاری در خاطرات خود مینویسید: روزی برای مصاحبه با (ژان کوکتور- دانشمند فرانسوی ) رفتم در منزل او همه چیز

بود از نقاشی بزرگان هنر گرفته تا قابهای عکس قدیم او دوست داشت همه چیز را نگهدار و برای هر کدام خاطره ای داشت از او پرسیدم اگر

مشکلی پیش بیاید چه میکنی پرسید: مثلا چه مشکلی ؟ گفتم مثلا همین الان این اتاق آتش بگیر و تو مجبور باشی فقط یک چیز را با خود بیرون

ببری چه چیز را انتخاب میکنی ؟ ژان کوکتو قدر مکث کرد و گفت: آتش را انتخاب می کردم !! ملاحظه میکنید باید مانند او بود هنگامی که مشکلی

پیش می آید اول باید دست و پاچه نشد و نگران نبود اول مشکل را تحلیل و بی درنگ آن را حل کنید ! مشکلی نیست که آسان نشود . مرد

 خواهد که هراسان نشود . حضرت دوست میفرمایند : هیچ برگی از درخت نمی افتد ، مگر به اذن او ( س انعام –آیه 59) میخواهم دقت شما را به

 این نکته بیشتر متوجه کنم مشکلات ما به دو گونه حادث میشود : 1- انتخاب خداوند! 2- انتخاب خود مان! اما انتخاب خداوند یعنی چه؟ باید بدانیم

ما در این دنیا هستیم برای ازمایش نه برای آسایش ! اما بفهمیم فرق فاحش آسایش را با آرامش ! آزمایش الهی چیست؟ اگر شما معلم

کلاسی باشید تمام سعی و کوشش خود را برای فهماندن درس به تمام شاگردان میکنید اما توجه خاص خود را به کدام دانش اموز بیشتر

میکنید؟ دانش اموزی که طبعا از لحاظ درسی در شرایط بسیار مطلوب و از نظر اخلاقی متین و موقر است و سعی میکنید برای جلو گیری از افت

تحصیلی ، مرتب آزمایش یا امتحانی را برقرار نمایید . در این امتحانات اگر دانش آموزان دیگر نمره 10 بگیرند غمی نیست اما آن دانش اموز یا

 دانش اموزان مورد توجه شما 18 هم بگیرند شما بشدت منقلب میشوید و علت ان را فورا جویا می شوید . وضعیت ما هم در کلاس درس الهی این

گونه است ، آنان که بندگان عزیز و خوب خدا هستند در معرض ازمایش بیشتر هستند ! عرفا میگویند : هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا

بیشترش میدهند . در اینجا شما پاسخ سوالی را که شاید سالها در ذهن خود داشتید در می یابید ، چرا انسانهائی که پاکیزه ، متعالی و معتقد تر از

همنوعان خود می باشند در این دنیا به رنج های بی شماری دچار می شوند ، زیرا : در مسلخ عشق جز نکو را نکشند لاغرصفتان زشت خو را

نکشند گر عاشق صادقی زکشتن مگریز مردار بود هر آن که او را نکشند . بایزید بسطامی می گوید : ( خداوند شبی به من فرمود : هر جا دلی

غمگین است من در آن دل حضور دارم و آن دل از آن من است !!) و بدان که با مشکلات الهی دل ظریف و لطیف میگردد و بدان اگر ظرف آن را

نداشته باشی به تو نمیدهند و باید در مقابل این مشکلات صبور باشی و با صبر به همه چیز خواهی رسید . و اما اینکه ایا مشکلات و شکست ها

از ارزش ما می کاهد؟ جواب را در داستان زیر بیابید: یک سخنران در مجلسی که تعداد کثیری حضور داشتند یک اسکناس صد دلاری از جیبش

در اورد و رو به حاضرین پرسید کسی هست که مایل باشد این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حضار بالا رفت . سخنران گفت: خوب من این

اسکناس را به یکی از شما میدهم اما قبل از ان یک کاری خواهم کرد و اسکناس را مچاله کرد باز پرسید آیا کسی این را میخواهد؟ باز دست همه بالا

رفت . این بار اسکناس مچاله شده را زمین انداخت و چند بار لگد کرد و باز پرسید کسی این اسکناس را مسخواهد ؟ باز دست همه بالا رفت . سخنران گفت: دوستان ببینید با این بلاها که من سر این اسکناس آوردم باز از ارزش آن کاسته نشد و همه شما خواهان آن هستید . و در

زندگی واقعی هم همینطور هست ما در بسیاری از موارد با تصمیماتی که میگیریم و یا با مشکلاتی که مواجه میشویم مچاله میشویم خاک الود

میشویم ، خم میشویم و احساس میکنیم که دیگر هیچ ارزشی نداریم ولی هرگز اینگونه نیست و صرف نظر از این که چه بلائی سر مان امده

است هر گز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوزم برای افرادی که دوستمان دارند افراد با ارزشی هستیم . و از همه مهمتر برای خودمان

که هدفمند و اگاه هستیم ! و باید بدانیم که رنجها گذرا هستند و به قول یکی از دوستان اینکه این زمان مهبت الهی است چون اگر گذر آن نبود

 انسان در تحمل رنجها و دردها تاب نمی آورد و این گذر زمان است که به انسان تحمل میدهد و همواره در طول سختیها باید با خود زمزمه کنیم

<< این نیز بگذرد>> . میگویند در بغداد دزدی را به دار آویخته بودند جنید که یکی از عرفای زمان خود بود از انجا میگذشت رفت کنار چوبه دار و

 پای آن دزد را بوسید. شاگردان علت را پرسیدند. جنید گفت: هزار رحمت بر او باد که در کار خود مرد بود و چنان این کار را به کمال رساند که سر در

راه آن داد . آیا ما در رفع مشکلات آن قدر پایمردی داریم ؟ و هلن کلر میگوید : اگر دره های تاریک وجود نداشت لذت رسیدن به قله کوه لذت بخش

 نبود . و اما نوع دیگر رنج 2- اتنخاب خودمان: ما در طول زندگی دست به کارهای میزنیم بدون مشورت و نداشتن تجربه ، و آگاهی که در اینده

باعث بروز مشکلاتی میشود ولی باز نباید نا امید بود و دچار بحران روحی شد و باعث بوجود آمدن رنج های عدید باید به یاد داشت که همواره

خدا با ماست و او خود میفرماید که: من از پدر و مادر به شما مهربانتر و نزدکترم!!! داستانی از ( اوشو ) میگویم تا ساده تر شود : میگوید که در

هندوستان شکارچیان برای شکار میمون سوراخ کوچکی در تنه یک درخت به وجد می اورند موزی در آن میگذارند این کار را پیش چشمان میمون

 انجام میدهند تا حس کنجکاوی او را بر انگیزند میمون نزدیک میشود، دستش را به داخل سوراخ درخت میکند و موز را بر می دارد و دیگر نمیتواند

 دستش را در بیاورد چون مشتش بزرگتر از سوراخ است بجای اینکه موز را رها کند و دستش را در بیاورد در برابر چیز نا ممکن میجنگد و در این

 هنگام شکارچی خیلی راحت میمون را به دام می اندازد . (( ما نیز اینگونه هستیم به دست خود به دام مشکلات می افتیم ، اما از چیزی که به

 دست اوردیم دست نمی کشیم ، خود را عاقل می دانیم ، و این کار اوج حماقت است .)) اما چند داستان میخواهم بنویسم در مطلب بعدی فقط

داستانها را مینویسم تا شما با خواندن آن داستان ها راحتر و اسان تر درک مطلب کنید ولی از راهنمائی های خود من حقیر را بی بهر نگذارید و

هر انچه به مغزتان میرسد بنویسید سعی کنید با ایمیل جواب بدهید چرا که پاسخ شما در ایمیل اسانتر است چرا که من میدانم با کی و با چه

روحیه ای صحبت میکنم منتظر نظرات و راهنمائی شما دوستان هستم .

 

یاعلی

 

+   معصومی ; ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/۱۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir