خود را قبول داشتن - ساده گفتن

ساده گفتن

خود را قبول داشتن

هوالحق

 

باسلام

 

این نیز از دوست عزیز آقا رضا :

 

امام رضا عليه السلام فرمود :


عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا

 

بـاشـد

ـ از او اميد خير باشد


ـ از بدى او در امان باشند


ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد


ـ خير بسيار خود را اندك شمارد


ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود


ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود


ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد


ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد


ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد


ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد:

 

چيست؟


فـرمـود: كسي را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز

 

كـارتـــر است.

 

دوستان مرحمت فرمودندو نکات جالبی نوشتند اگر به گزينه ساده

 

گفتن مراجعه کنيد مطالبشان  را خواهيد ديد به نظر بنده همه

 

جالب بودند. اما در مورد نوشتن ايميل دوستان ، چشم از اين به بعد

 

ايميلهای خوب و مفيد را سعی ميکنم در اين صفحه بگذارم التماس

 

دعا .

اما ببینیم تا الان چه نکاتی را از هم آموختیم

 

۱- تاکنون چند بار از حرف بی موقع و عمل بی جای خود

 

تاسف خوردید؟می دانی چرا؟

 

احساسات خود را مدیریت نکردی!!!!!!

 

۲- پیشنهاد میکنم: یک بار دیگر مطلب تربیت اب را بخوانی !

 

چون احساسات ما همانند همان آب است ! خوب فکر کن !

 

میخواهی سیلی خانمان برانداز باشی یا آبی زلال و

 

حیات بخش؟

 

۳- فقط یک بار ! یک بار نه بیشتر ! جواب مخاطب را نده ! عمل

 

زشت او را عکس العمل نباش ! آنگاه از احساس لطیفی

 

برخوردار خواهی شد ، امتحان کن ! من دوست دارم همه

 

شما اینگونه باشید یعنی لطیف !

 

۴- مصرف داروی اغماض در لحظه لحظه زندگیت فراموش

 

نشود اگر من گنگ نوشتم بگو تا ساده تر توضیح بدهم .

 

اغماض فراموش نشود .

 

۵- باور کن تمام رنجهای ما در زندگی نداشتن همین اغماض

 

است امتحان کن !

 

۶- اگر به خاطرات کمی دورتر اطرافیان گوش دهی می بینی

 

آنها بسیار راحت تر زندگی میکردند چرا که از اغماض بیشتر

 

استفاده میکردند .

 

( مدیریت احساس یعنی ، خویشتن داری ! بردباری !)

 

از خوبی میخواهم بگویم . ما اگر خوبی را مانند یک درخت

 

فرض کنیم این درخت دو شاخه دارد :

 

 

۱- محبت کردن بی بهانه به دیگران !( کاری که خانم علی پور

 

به زیبائی بلد هستند )

 

 

۲- بدیهای دیگران را فراموش کردن ! ( کاری که همه شما

 

انجام میدهید و میدادید)

 

ابو سعید ابوالخیر در حمام کیسه میکشید و دلاک (کارگر

 

حمام ) با او مشغول صحبت بود . چرک های بدن ابوسعید

 

هنگام کیسه کشیدن در گوشه ای از بدنش جمع شده بود

 

( کسانی که کیسه کشیدن میدانند که زمانی که کیسه

 

میکشی یک لایه از روی پوست برداشته میشود و تمام

 

چرکهای بدن به واسطه کشیدن کیسه از روی پوست جمع

 

میشود و با شستن از بین میرود ) دلاک در حین گفتگو از

 

ابوسعید پرسید : ای ابوسعید ، در یک کلام بگو جوانمردی

 

چیست ؟

 

ابوسعید نگاهی به چرکها کرد و گفت : جوانمردی آن است که

 

چرک را به روی یار نیاوری!!

 

سخن درشت دیگران را شنیدن و با سخنان نرم و لطیف جواب

 

آنان را دادن از صفات انبیاء است که شما همگی اینگونه

 

هستید و ما نیز سعی میکنیم اینگونه باشیم !

 

میگویند روزی ابوسعید در بیابانی به آسیابی رسید بر آسیاب

 

سلام کرد، سر به سجده نهاد و تعظیم و تکریم نمود .

 

شاگردان دلیل این کارش را پرسیدند . ابوسعید گفت : او

 

خصلت پیامبران را دارد ، اول ان که پای بر زمین دارد و پیوسته

 

در خود سفر میکند ،

 

دوم آنکه درشت میگیرد و نرم تحویل میدهد .

 

کدامیک از شما سخن درشت را می شنود و سخنی لطیف

 

بازگو میکند؟

 

حالا از خود باید پرسید : آیا ما در طول زندگی اندکی مانند

 

آسیاب ابوسعید بوده ایم ؟

 

از راما کریشنا که یکی از عارفهای بزرگ هندی هست

 

پرسیدند : جوانی را چگونه سپری کردی ؟ راما کریشنا جواب

 

داد: اگر دزدی را در اتاقی بخوابانند که یک دیوار نازک او را

 

از اتاقی پر از طلا جدا میکرد او تا صبح خوابش نمیبرد و تا صبح

 

نقشه میکشد من نیز در جوانی اینگونه حالی داشتم و خدا را

 

از آن دزد که طلاها را میخواست بیشتر میخواستم و من برای

 

رسیدن به او باید بزرگترین فضیلت سیرو سلوک روحانی را

 

می آموختم و آن چیزی نبود جز بردباری ! (قابل توجه

 

درناخانم )

 

شما این را یاد بگیرید و زیر لب گاهی زمزمه کنید . فرزانه ای

 

میگفت:

 

دیروز تو گذشت ،

 

دیشب تو گذشت ،

 

امروز تو گذشت ،

 

آیا در میان این همه گذشت ،

 

تو هم می گذری ؟!

 

اما حالا که به این مرحله رسیدید و آماده آموزش میخواهیم

 

بشویم باید یک خصلت در خود داشته باشیم یا بارزترین خصلت

 

ما باید این خصلت باشد و آن اعتماد به نفس  است !

 

حالا باید از خود بپرسیم اعتماد به نفس یعنی چه؟

 

باید بدانیم اعتماد به نفس یعنی آمادگی جهت فراگیری و

 

آموزش از هرکس و در هرکجا!

 

گوش دادن به نظرات و انتقادات دیگران با رویی گشاده !

 

می توان با داشتن این خصلت به آسانی و با تلاش و مشورت

 

از عهده هر کاری جدیدی بر آمد !

 

برای قبول عقاید و نظرات جدید ، هم چنین موفقیت یا شکست

 

و تلاش مجدد همیشه آماده بود !

 

نگاه مثبت به زندگی داشتن !

 

پذیرفتن نقاط ضعف خود و این که هیچ کس کامل نیست (قابل

 

توجه شهریار عزیز )

 

به تفاوت شخصیتی بین انسانها احترام گذاشتن و حتی

 

اختلاف های جزیی لذت بردن و آموختن !

 

احترام گذاشتن به خود و دیگران !

 

تحسین کردن دیگران و تحسین دیگران را پذیرفتن !اعتماد به

 

نفس واقعی هیچ ارتباطی به رویدادهای ظاهری شما ندارد

 

اعتماد به خویش به خاطر آن چه که انجام میدهید به وجود

 

نمی آید بلکه << به علت باورتان به توانایی های درونی خود شما است که قادر

 

می سازد تا آن چه را که می خواهید انجام دهید >>

 

اگر فکر میکنید با این توضیحات جواب شما منفی هست و این گونه نیستید و یا به

 

مقداری منفی به همان اندازه این حس در شما ضعیف یا قوی است باید دانست که اعتماد

 

به نفس حقیقی همیشه از درون سرچشمه میگیرد .نه از برون! از تعهدی که به خود

 

دارید ناشی می شود ، تعهدی که هر چه را که میخواهید و ضروری هست انجام می

 

دهید !

 

زمانی که دست از رسیدن به ارزویی بر دارید همان زمانی

 

هست که خللی در اعتماد به نفس شما به وجود می آید .

 

وقتی به خود می گویید : فکر نمیکنم که بتوانم آن کار را انجام

 

بدهم ، در حقیقت می گویید : بذای تحقق رویاهای خود به

 

خویشتن اعتماد ندارم !

 

اما چه کنیم اعتماد به نفس ما افزون شود ؟

 

برای داشتن اعتماد به نفس ابتدا باید<< عزت نفس>>داشت زیرا

 

عزت نفس پله اول اعتماد به نفس است !

 

عزت نفس یعنی باور خویشتن یعنی چقدر خودمان را قبول

 

داریم ؟ و این باور خویشتن به دو گونه در ما وجود دارد و این

 

دو گونه عبارتند از :

 

۱- باور منفی درباره خویش!

 

۲- باور مثبت درباره خویش!

 

ده فرمان به جهت اعتماد به نفس:

 

۱- برای موفقیت باید در ابتدا کاری را انجام دهیدکه در آن

 

خیلی موفق نباشید ! باید پیش از آنکه موفق شوید شکست

 

را تجربه کنید !

 

 

۲- اگر برای شروع کار جدیدی با تلاش برای تحقق رویایتان

 

منتظرید تا احساس اعتماد به نفس بیابید ، تا ابد در انتظار

 

خواهید ماند ، همین حالا شروع کنید ! و ترس از این که

 

موفق نشوید و انچه را که میخواهید به دست نیارید شدیدتر

 

میشود پس همین حالا شروع کنید .

 

 

۳- خود را به صورت مشروط دوست نداشته باشید ! یعنی

 

اینکه اگر در فلان کار موفق شدم اگر در امتحان قبول شدم ،

 

اگر فلان کار را نکردم ، اگر دروغ نگفتم ، اگر غیبت نکردم ، اگر

 

فلان کار خوب را کردم ، و.... خود را همانگونه که هستید

 

دوست بدارید !

 

 

۴- اعتماد به نفس واقعی به ان معنا نیست که هیچ  نگرانی

 

ندارید، اعتماد به نفس واقعی یعنی ایمان به خود علی رغم

 

ترس هایتان!

 

 

۵- اعتماد به نفس را با خودبینی اشتباه نگیرید ! اعتماد به خود

 

یعنی خود را باور داشتن ،

 

خود بینی یعنی ،لزوم اثبات برتری خود نسبت به دیگران .

 

۶- باور به توانایی های خود در عبور از موانع را داشته باشید !

 

 

۷- باور به توانایی خود برای درخواست کمک از دیگران !!!!

 

 

۸- افراد موفق را پیدا کنید و از انها بیاموزید !

 

 

۹- باور به توانایی های خود در بیان احساسات خود!

 

 

۱۰  باور به توانایی خود در ایجاد ارتباط معنی دار و محبت آمیز

 

با دیگران !

 

اما چگونه بدانیم باور ما درباره خودمان منفی است ؟

 

برای دانستن این مسئله به سوالات زیر پاسخ بدهید :

 

۱- آیا خود را مسئول شکستهایتان می دانید ؟

 

۲- آیا فکر میکنید بخاطر اشتباهات باید تنبیه شوید ؟

 

۳- آیا از خودت بدت می اید؟

 

۴- آیا خود را صاحب صفات بدی می دانی؟

 

۵- آیا خود را شایسته موفقیت نمی دانی؟

 

اگر جواب هایت مثبت است ، باور شما از خویشتن منفی

 

است ! در نتیجه فاقد عزت نفس هستی و این بسیار بد است.

 

اما چگونه میتوان تغییر کرد؟

 

اول باید بدانیم: << زندگی پیوسته مجموعه ای از شکستهاست و از خاطر نبریم :

 

فقط مردگان هستند که اشتباه نمی کنند ! شکستها از ما انسانهای توانمندتری می سازد !

 

ما بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم! هیچ لغزشی به خطا بدل نمی شود ، مگر

 

آن که کمر به اصلاح آن نبندی! >>

 

باید بدانی ادیسون 1300 لامپ را سوزاند تا توانست یک لامپ

 

را اختراع کند ! ولی هیچکس نمی پرسد چند لامپ

 

سوزاند؟پس برای رسیدن به قلعه موفقیت باید اشتباه

 

وشکست را هم تجربه کرد .

 

توجه: 

 

برای سپری کردن زندگی که در آرزویش هستید همه چیزهای

 

مورد نیاز را در درونتان دارید، هرکمبود اعتمادی که احساس

 

می کنید درحقیقت یک توهم است! شما فرزند معجزه آسا و

 

بی نقص کاینات هستید و فراتر از هر معیاری توانمندترید !

 

حالا میخواهم یک مطلب جالب بگویم و شما این بار در موردش

 

فکر کنید اگر ((م)) مشکلات را برداریم ! در مورد این جمله

 

فکرکنید .

 

(( یک مطلب بگویم دوستان چند بار هست از من ایراد میگیرند

 

که چرا زود به روز  نمیکنم ؟

 

به نظر خود من یک هفته بسیار کم هست و اگر کسی

 

بخواهد به این نکات توجه کند و به آن عمل باید وقت بسیاری

 

را به کار ببرد دقت کنید به گفته یکی از دوستان و سروران

 

گرامی میفرمودند که بعد از هفت ماه حرف زدن با هم جدیدا

 

درک کرده چگونه باید آموزش ببیند و به گفته خود ایشون از

 

زمانی که درک چگونه آموختن را پیدا کرده دروس دانشگاهی

 

بسیار آسان شده چرا که به واقعیت کلمه آموختن پی برده

 

خود من شاگرد تنبلی هستم برای همین احساس میکنم

 

دیگران هم به مانند خود من هستند و سعی میکنم مطلب را

 

اندک اندک بگویم و تا انجا که می شود ساده تا شما عزیزان با

 

بکار گیری آن در ایام هفته بیشتر با نکات و ظرایف آن آشنا

 

شوید و ببینید که چقدر ساده و آسان میتوان لطیف بود و چقدر

 

راحت میتوان زندگی کرد .پس اگر زمانی نمیشود مطالب

 

را ارسال کرد این خواسته من نیست این خواسته خود

 

شماست و این چیزی هست که من از شما آموختم ، صبر ، و

 

به گفته کریشنا همان چیزی که در جوانی نتوانست درکش

 

کند و به مرور به آن رسید و همان بردباری را رمز موفقیتش

 

خواند باری این بار زیاد نوشتم ببخشید منتظر نظرات شما

 

عزیزان هستم ))

 

یاعلی  

 

                                                                                               

 

 

+   معصومی ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/۱۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir