مديريت احساس - ساده گفتن

ساده گفتن

مديريت احساس

هوالحق

باسلام

 دوستان عزیز لطف کردند و راهنمائی فرمودند بسیار سپاس گذار هستم از لطف

همگی  سر کار خانم علیپور و مریم خانم من کلیه مطالب ایمیلها را برای شما

توضیح دادم همین مطالب گفته شده برای شماست ولی به گونه ای متفاوت هیچ

مطلب خاصی نیست کنجکاو نباشید و صبور باشید سعی کنید حرکت آهسته ولی

پیوسته داشته باشید ما را دعا کنید .

 

پس مروری میکنیم به مطالب گذشته اما باز از دوستان خواهشمند م که اگر

 

مرتبه اول است که به این وبلاگ تشریف می اورند حتما مطالب قبلی را مرور

 

کنند چرا که با خواندن فقط این مطلب هیچ بهره ای نخواهند برد باری تا اینجا

 

می دانیم که:

-         هرچه خوانده ای و دانسته ای باید تغییر اساسی در تو به وجود آورده

 

باشد !

-         اینکه بایستی  در درونت انسان دیگری متولد شده باشد ، آیا اینگونه

 

شده ؟

-         تولد دوباره یعنی چه؟ یعنی اینکه از پشت شیشه ی آگاهی ، فهم و

 

فرزانگی به جهان نگریستن !

-         تولد دوباره یعنی ، تو آن آدم قبلی نیستی!

-         وخلاصه مطلب اینکه ، اگر هنوز تغییری در خود نمی بینی ، پیشنهاد می

 

کنم شما نیز به مانند فردی که اولین بار است که این وبلاگ را میخواند

 

دوباره از ابتدای این بحث بخوان !

اما مدیریت احساس چیست؟!

به قول سهراب عزیز :

به تماشا سوگند ...........

وبه آغاز کلام ..........

آفتابی لب درگاه شماست !

که اگر در بگشایید، به رفتار شما می تابد !

قبل از بحث در مورد مدیریت احساس باید بدانیم که احساسات که مجموعه

 

 ای از هیجانات و عواطف است اساساٌ چه فایده ای دارد ؟

 

((فروید)) می گوید :

عواطف و هیجانات مجموعه ای گسترده از دریافت های حسی ما می باشد

 

که در شرایط خاص آن را تجربه می کنیم و در فرایند رفتاری ما تاثیر

 

بسزایی دارند !

می دانیم نقاشان معتقدند که در طبیعت سه رنگ اصلی وجود دارد : قرمز ،

 

زرد ، آبی که بقیه رنگها از ترکیب این سه رنگ به وجود آمده اند .

روانشناسان نیز اعتقاد دارند که در وجود انسان سه احساس اصلی وجود

 

 دارد: عصبانیت ، ترس ، غم ، که کنترل دقیق این سه احساس منجر به

 

احساس چهارمی به نام (( شادی )) می گردد .

اما خواص آن ها :

-         عصبانیت : احساس قدرت به ما می دهد ( در موارد لزوم از حریم خود

 

دفاع می کنیم )

-         ترس: احساس امنیت و انرژی به ما می دهد ( در گذر از خیابان یا

 

رانندگی احتیاط می کنیم تا سلامت بمانیم . در نتیجه احساس امنیت می

 

کنیم )

(باید بدانیم در مواقعی که از چیزی می ترسیم ، عملی را با تمام قدرت بدنی

 

و با انرژی فوق العاده انجام می دهیم که در حالت عادی هر گز نمی توانیم

 

آن عمل را انجام دهیم . بی شک ترس عامل این انرژی عظیم می باشد !)

-         غم !: با درون خود اشتی کرده و با مردم بار دیگر ارتباط بر قرار می

 

کنیم . ( در مواقعی که احتیاج به یک هم صحبت دارم یا در دل می کنیم .)

-         شادی: به ما امید و انرژی می دهد .( شادی هر گز خود به خود حاصل

 

نمی شود ، مگر با کنترل هوشمندانه سه خصلت فوق )

معادله:

ترس+عصبانیت = حسادت

ترس+غم = ناامیدی

مثال میزنم تا ساده تر شود اینکه می بینیم دوستمان در کاری از ما پیشی

 

گرفته و موفق شده ابتدا احساس (عصبانیت) می کنیم چرا که ما هنوز داریم

 

در جا میزنیم . بعد نگران می گردیم از عقب ماندن خود و احساس (ترس) از

 

 اینده بر ما مسلط می شود و در نتیجه به ان شخص (حسادت) می کنیم .

 

پس در می یابیم که احساسات ما پیوسته نیاز به یک مدیریت اگاهانه و

 

کنترل کننده دارند که آن را (( مدیریت احساس)) می گوییم .

مدیریت احساس همان تربیت احساس می باشد اما اساسا چه مفهومی دارد

 

؟

 

یک مثال میزنم تا ساده شود : تصور کنید یکی از گواراترین و بهترین

 

چیزها

 

 در جهان ، آب است . آب که قطره فطره آن ، لبان تشنه کامی را طراوت می

 

بخشد و حیات دوباره ای را به ادمی می دهد . اگر ساعاتی اب نباشد ، حیات

 

میلیونها انسان در یک شهر به خطر می افتد و در صورت ادامه نابود می

 

شود .

حال تصور کنید ! سیل هولناکی در یک منطقه چه فاجعه ای به بار می اورد .

 

میلیون ها انسان و خانه هایشان را متلاشی می کند و از بین می برد و همه

 

از این فاجع می گریزند .

اینکه یک سوال: چه فرقی بین ان سیل هولناک و آن قطره قطره آب زلال می

 

 باشد ؟

حتم دارم میگویید (تربیت)!

آب سیل را در پشت سد مار می کنند ، طی مراحل عملی مدیریت می شود و

 

 بعد از تصفیه و با ترتیب و تربیت خاص در لوله های آب سرازیر شده و با

 

 مدیریت شما – با باز کردن شیر به مقدار کافی – در ظروف های مختلف

 

 سرریز می گردد . چه فرقی است بین این آب که تشنه آن هستید و زایشش

 

 حیات را در بردارد و ان اب که از ان گریزان هستید و هلاک حیات را در پی

 

دارد؟

احساسات و غرایز ما نیز این گونه هستند ، اگر مدیریت شوند باعث تعالی

 

روحمان و سلامت جسممان می گردند و اگر مدیریت نشوند ، شهر وجودمان

 

را متلاشی می کنند . امام جعفر صادق ( علیه السلام) میفرمایند که:

بدی هایی که مردم به شما کرده اند را فراموش کن و خوبی هایی که شما به

 

مردم کرده اید را نیز فراموش کنید چون برای اسوده زیستن این دو چیز لازم

 

است و هیچگاه فراموش نکن .

یک پیشنهاد دارم و خودم نیز سالعا اینگونه رفتار کردم این گفته قابل توجه

 

دوست عزیزم شهریار و محمد جواد بیایم هر عمل خود را یک نامه تصور

 

کنیم هر عمل چه خوب چه بد و هر انسان را یک صندوق پست به مقصد

 

خداوند . حال کمی فکر کنید و مسیر و روند عمل خود را در ذهن تصور

 

 کنید !

 

آیا باز هم می تونید عمل ناشایستی انجام دهید؟ وقتی هر عمل ما مانند نامه

 

ای به حضور خداوند می رسد!

حال ببینی چگونه میتوانیم ازردگی ها را تحمل کنیم ؟

از شما میخواهم کمک کنید و راهنمائی چگونه میتونیم این کار را انجام

 

دهیم یعنی آزردگی ها را تحمل کنیم ؟

راهنمائی بفرمائید منتظر هستم و التماس دعا دارم .

 

یاعلی

+   معصومی ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/٢٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir