فرشته وجودمان
هوالحق
باسلام
دوستان لطف فرمودید قدم رنجه کردید من مطالب را یک مقدار سریع مینویسم و
خواهش دارم قبل از مطالعه مطلب جدید حتما مطلبهای قبل را بخوانید .
دوست عزیز مریم خانم آدرسی نگذاشتید اگر ایمیل یا آدرس وبلاگ خود را
مرقوم بفرمائید متشکر میشوم .
اما دوست..........
اگر یک زمانی یک دوست به دیدار دل تنهای ما امد و پایش را در محراب خلوت
دل تنهای ما گذاشت و وقتی پای شنود گلواژه های صورتی او نشستیم ، ذهن
ودل ما را چون پرستوئی سبکبال به دنبال شمیم خویش و در نهایت به سوی
حضرت عشق رهنمون ساخت، باید بدانیم که آری ، خود اوست، نیمه گمشده
ما !
مولانا میفرمایند :
هرندایی که تو را بالا کشید
آن ندا می دان که از بالا رسید
شمس میفرماید: اگر سخنی را شنیدید و به دلتان نشست ، بدانید که آن سخن
حق است و به دنبال آن بروید !
و بدان ای عزیز که تو دوتن هستی یکی بیدار در ظلمت و دیگری خفته در نور!
دوست به ما می اموزذ که:
عمل تجسم مادی اندیشه است .
و اخلاق تظاهر مادی فکر
پس ، برای داشتن اعمالی خوب
باید افکار خوب داشت !
و باید بدانید که متبرکند آنهائی که این موهبت را دارند تا دوستی بیافرینند . و
آن خود هدیه ای است از جانب خدا وند. بسیار است آنچه بدین معنا می گنجد ،
ولی بالاتر از همه ، قدرت ان است که آدمی از خود بیرون شود ، و با درون
دیگری آنچه را شریف است و عزیز تواند بود ، بستاید و دوست بدارد ! ولی باز
برای ساده تر شدن مطلب داشتانی از میکل انژ مینویسم :
روزی میکل آنژ با کمک عده ای سنگ سیاه نسبتا بزرگی را بر روی زمین می
غلطاند تا به طرف منزل خود ببرد . یکی از دوستان میکل آنژ نزدیک او آمد و
پرسید : با این سنگ سیاه چه میکنی ؟ میکل آنژ گفت : فرشته ای درون او
اسیر است می خواهم او را نجات دهم . دوست میکل آنژ با نا باوری از او
خداحافظی کرد و رفت . چند ماه بعد ، دوست میکل انژ به میهمانی او آمد و
مجسمه ی سنگی فرشته بسیار زیبایی را در اتاق او دید . با حیرت و تحسین از
او پرسید: این مجسمه چقدر زیباست از کجا آورده ای ؟ میکل آنژ گفت: از
درون همان سنگ سیاه در آوردم ! بی شک در همسایگی و مجاورت ما انسانها
یا بهتر بگویم شما انسانهای معطر و متبرک روح و جسمتان دارای فیلترهای
نامریی است .
بدمن آنکه خودمان بفهمیم و برای آنکه فرشته درونمان را تجسم بخشیم برای
وجودمان فیلتر گذاشته اند مانند :
فیلتر ذهن که برای هر چیز نیندیشیم!
فیلتر چشم که هر چیز را نبینیم!
فیلتر گوش که هر سخنی را نشنویم !
فیلتر زبان که هر سخنی را بدون تامل و تفکر نگوییم !
فیلتر دل که هرکسی را رخضت ورد ندهیم !
فیلتر روح که انسانی دگر اندیش باشیم!
گفتم فیلتر زبان دقیق بخوانید :
روزی حاکمی به وزیرش گفت : امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم
کباب کنند و بیاورند . وزیر دستور داد خوراک زبان اوردند . چند روز بعد حاکم
به وزیر گفت: امروز میخواهم بدترین قسمت گوسفند را برایم بیاوری و وزیر
دستور داد باز خوراک زبان آوردند . حاکم با تعجب گفت : یک روز از تو
بهترین خواستم و یک روز بدترین هر دو روز را زبان برایم اوردی چرا؟ وزیر
گفت : قربان بهترین دوست برای انسان زبان اوست و بدترین دشمن نیز باز هم
زبان اوست .
اکنون دانستیم که این زبان کوچک میتواند موهبتی باشد و هم میتواندمصیبتی و
دوست چه اثرات شگفت و حیرت آوری را برای روحمان به ارمغان می آورد .
اما دوست در گوشمان نجوا می کند :
اهل اخلاص باش اهل ریا مباش !
اهل حال باش، اهل قال مباش!
اهل دل باش،اهل تن مباش!
اهل عرش باش ، اهل فرش مباش!
اهل نو رباش ، اهل گور مباش!
و پیامبر می فرمایند که: قدر چهار چیز را قبل از دست دادن آن بدان :
ثروت را قبل از فرق !
سلامتی را قبل از بیماری !
جوانی را قبل از پیری !
زندگی را قبل از مرگ!
و بایذ بذانیم که باید انسان بودن پاک بودن مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت
دیگران بودن وظیفه نباشد ، بلکه ، صفت آدمی باشد !
و این را باید بدانیم که :
عملی اگر کاشتیم ((عادتی )) درو خواهیم کرد !
عادتی اگر کاشتیم ((اخلاقی)) درو خواهیم کرد !
اخلاقی اگر کاشتیم ((سرنوشتی )) درو خواهیم کرد!
و اما این بحث بسیار است اما وقت کم اگر به یک گفته عمل شود بهره آن هزار
است و من اطمینان دارم این کار شدنی است و باید بدانیم که:
اگر دوستی به تو راه صداقت ، مهربانی ، تلاش ، عشق و صمیمیت را نشان داد
، سخت در دامنش آویز!
و اما بعد از این چند جلسه بحث و نوشته حالا شما باید متولد شوید و تولدی
دیگر را تجربه کنید اما تولد دیگر انسانها چگونه آغاز میشود ؟ مرا راهنمائی
کنید منتظر هستم از دعای خیر خودتان ما را بی نسیب نگذارید .
یاعلی




