هدفمند بودن - ساده گفتن

ساده گفتن

هدفمند بودن

هوالحق

باسلام

 

نظرات ارزشمندی اینبار داده بودید گله کردند که چرا مانند قبل از بین نظرات گزینش

 

نمیکنم ؟ برای اینکه همه نظرات بسیار عالی و منطقی هستند و بسیار مشکل است تا

 

بتواند یکی را انتخاب کنیم و بگوییم اسن کامل و بهترین است همه بسیار جالب و بسیار

 

 ارزشمند است باری در مورد اینکه حالا باید چه ارزوئی بکنیم که فردا به ان نخندیم؟

 

اما باید بدانیم که (( به هر کاری که اراده کنیم ، تواناییم و اگر آن گونه که سزاوار است ،

 

پیگیر آن باشیم !))

 

اما باید در اینجا دوباره به یک مطلب اشاره کنم و آن اینکه در این مرحله هدفمندید جهت

 

دارید آگاه اندیش هستید و هوشمند و اگر یقینا می توانید با قلم آگاهی بر سینه ی سپید

 

فردای خویش بجای سر نوشت بنویسید (( عقل نوشت )) !!

 

و با آگاهی به مسئولیت خطیر خویش در این بیکران هستی سفر زندگی را آغاز کنیم .

 

(( که همان نیمه گمشده ما هست )).

 

مقصد برایمان شفاف و مشخص و روشن است و آرزوها که حکم مسیر را برایمان دارند ،

 

در پیش رویمان جاریند ، اما اشتباه نکنیم ، اشتباه نکنیم مسیر را با مقصد !!

 

این چیزی است که غالب ما ناخود آگاه با یکدیگر اشتباه می کنیم و به جای آن که به مقصد

 

 بیندیشیم ، در مسیر متوقف میشویم . تصور کنید شخصی میخواهد به اردبیل برود ، اما

 

در بین راه پیاده میشود و یک محدوده ای را چراغانی میکند و محو زیبائی آن چراغانی

 

 میشود که خود باعث بوجود آمدنش میشود . این شخص مقصد را فراموش کرده و در

 

 مسیر متوقف شده باز تر میگویم اینکه شما با سعی و تلاش به تسخیراتی میرسید میتوانید

 

ارتباط بر قرار کنید یا اینکه میتوانید با حرکت دست افکار را بخوانید این چیزی نیست که

 

هدف باشد بلکه شما توانستید با کشیدن بخشی از ریاضت یا استمرار حرکتی به این امکان

 

دست یابید حال شما میتوانید با کمک این نیروها کارهای اعجاب انگیزی انجام دهید و

 

مردم نیز متحیر از این اعمال شما آیا این انتهای کار است ؟ حضرت مقدس اردبیلی در

 

 سفر حج بودند به کاروانسرائی میرسند  بیتوته میکنند برای نماز صبح بیدار میشوند و

 

دلو را درون چاه می اندازند زمانی که سطل به بالا میرسد درونش پر بوده از سکه های

 

 طلا ایشون سطل را پائین می اندازند و برای بار دوم و سوم نیز همینگونه میشود رو به

 

آسمان میکنند و میگویند خدایا من آب طلب کردم برای وضو ساختن اگر آب نمیدهی تیمم

 

کنم من که طلا نخواستم . این مطلب ماست در این راه که شما میخواهید به هدف خود

 

برسید خیلی چیزها به شما میدهند کدام را باید نگهدارید و کدام را نباید اعتنا کنید ؟ این

 

 چیزی هست که باید استاد به شما بگوید کسی که یک بار و یا یک گام از شما جلوتر است

 

در این راه و این تجربیات را کسب کرده باره شما اگر این اسباب و اساثیه را بردارید

 

کسی گله مند شما نیست اما باید بدانید کدام را در چه زمانی و برای چه چیزی به کار

 

ببندید اما  هیچ وقت نباید از مسیر خود منحرف شوید و نباید بگذارید خدای ناکرده وقفه ای

 

 در این حرکت پیش بیاید .

 

اکنون برای شما که به آگاهی رسیده اید  مسیر و مقصد کاملا از هم تفکیک شده و آماده

 

حرکت در جاده زندگی هستید ، کسی را میخواهید که در این سفر پر خطر گاهی لبریز از

 

 رنج و گاهی سرریز از شادی همراه و هم رنج و همدرد و همسفر خوبی برای شما باشد

 

کسی که (( همدوش خنده ها و هم شانه ی گریه هایمان باشد ! ))

 

می دانید چه کسی؟

 

یک دوست خوب می خواهید !! کسی که در پیچ و خم جاده های زندگی  شما را هدایت و

 

راهنمائی نماید و در روزگاران تلخ کامی مان شکر در دهان داشته باشد !!

 

اما قبل از اینکه به سراغ مشخصات یک دوست خوب و یا بهتر بگویم یک نفری که قبل

 

 از ما و یا جلوتر از ما بوده باشد یا بهتر بگویم یک استاد چند تا سوال از خودمان بکنیم و

 

 پاسخش را بیابیم :

 

تا کنون در آینه ژرف به خود نگاه کردید و پرسیده اید جایگاه من در زندگی کجاست؟

 

همین الان این کا را بکن و جایگاهت را تعیین کن ببین چه کاره هستی؟

 

از خودت پرسیده ای تو به زندگی بدهکاری یا زندگی به تو ؟

 

آرزوها و هدفهایت را فهرست کردی؟

 

هدفهایت را بنویس و برای رسیدن به هر کدام تاریخی را معین کن و جلویش بنویس .

 

تا کنون برای رسیدن به دفهایت چه قدر تلاش کردی؟

 

باور کن تا از زندگی چیزی نخواهی چیزی به تو نخواهند داد.

 

یک باره دیگر به سه راهی که گفتم نگاه کن (پلیدی ، پوچی ، پاکی ) تو کدام راه را

 

انتخاب کردی؟

 

حالا باید بدانی که همه این حرفها برای این است که تو فقط یک ذره خودت را تکان

 

 بدهی ! پس بلند شو ! معطل نکن زمان میگذرد ! به یاد داشته باش تو خود معمار این

 

زندگی هستی پس (( شکستهایت را گردن کسی نینداز!!!!!))

 

یک مطلب را میگویم و سعی کن بارها این را با خود زمزمه کنی (( جایگاه ما در زندگی

 

یعنی ، تجسم عینی آرزوها و رویاهایمان ))

 

حالا به این دو کلمه باندیش (( آرزوها و رویاهایمان ))

 

مطلب بعدی ما در مورد دوست هست و از شما میخواهم به من بگویید و من را راهنمائی

 

کنید که چگونه دوست انتخاب کنیم؟

 

منتظر نظرات و راهنمائی های ارزشمند شما سروران گرامی هستم ما را نیز از دعا خیر

 

 خود بی نسیب نگذارید و بنویسد برایم چگونه میتوان دوست انتخاب کرد /؟

 

                                                                               ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir