شناخت هدف - ساده گفتن

ساده گفتن

شناخت هدف

هو الحق

باسلام

در مورد سوال ،درنا خانم زيبا نوشتند و حتما همه شما دوستان در نظرات

ديده و خوانده ايد اما در مورد پرسش شجاعت را چگونه تعريف ميکنيد ؟

بيايد تعريف جديدی برای شجاعت پيدا کنيم .

همه ميگويند : شجاعت يعنی نترس ! ولی ما براين باوريم که شجاعت

شجاعت يعنی (( بترس . بلرز . ولی قدمی پيش بگذار !))

نويسنده ميگويد (( ترس را احساس کن و با وجود آن اقدام کن ))

در اين مرحله بايد هدفمند باشيم جهت دار انديشه کنيم آگاه باشيم و فهيم

و هوشمند . وقتی به اين مرحله رسيديم ديگر در دفتر مشق زندگی و بر

سينه سپيده فرداهای سبزمان نمی نويسيم (( سرنوشت )) بلکه

مينويسيم ((عقل نوشت !!)) تامل کنيد در اين گفته خصوصا شما آقا رضا

دوست عزيز عقل نوشت نه سرنوشت چرا که به اين آگاهی حالا رسيديد

که حافظ ميفرمايند که

مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو

يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو

دوستان حالاميدانيم آمدنمان تصادفی نبوده و به اين واقعيت رسيديم که از

آمدن مقصودی به دنبال داشته هدفی فرا راه ماست ! کل را اراده بر اين

است که کاری را با دستان تو به جايی برساند ! انسان خلاق به جهان پا

 می گذارد و به زيبائی جهان می افزايد .

من يک بار ديگر گفتم تمام اعمال ما مانند پژواک در کوهستان ميماند که

بسوی خودمان باز ميگردد حضرت مولانا ميفرمايند که:

اين جهان کوه است و فعل ما ندا

       سوی ما آید نداها را صدا

اما هدفمند بودن و جهت دار انديشه کردن چيست ؟ و چگونه می توانيم در

 مزرعه ی سبز زندگی محصول بهتری را از اعمال خود درو کنيم ؟

تصور کنيد ! به رستورانی ميرويد پيشخدمت می پرسد : چی ميل داريد ؟

اگر بگويد نمی دانم ! چه می شود ؟ مستخدم فکر ميکند شما يا جاهليد يا

غافل و عذر شما را ميخواهد !

اما (( پيشخدمت زندگی نيز با ما اين گونه رفتار می کند . اگر دارای ايده و

 تفکر مشخص نباشيم . اگر جهت دار و هدفمند از زندگی چيزی نخواهيم او

 نيز چيزی به ما نخواهد داد !!))

کلا ما چيزی را می يابيم که انتظارش را داريم و چيزی را بدست می آوریم

 که تقاضا می کنيم !

حالا بايد ديد اين تقاضا چه چيزی هست ارتباط با ماورا ؟ ديدن اجنه؟

داشتن علوم قريبه؟ بدست آوردن طی الارض؟ داشتن ديد سوم؟ یا همه

اينها؟ دقت کنيد مثال ديگری ميزنم تا کاملا برای شما مفهوم حرفهايم

درست و صحيح و کامل درک شود :

شما سوار تاکسی ميشويد راننده از شما میپرسد کجا؟ ميگويد به خيابان

آپادانا نه نه! شريعتی نه نه ! به خيابان سعدی نه نه ! به خيابان وليعصر نه

نه ! به خيابان کارگر نه نه !! خيابان دربند . راننده تاکسی فورا عذر شما را

 ميخواهد زيرا می فهمد که شما اندکی کم داريد !!!......

حال تاکسی زندگی ما نيز ما را به جايی نخواهد برد اگر آدرس مشخص و

معينی را به او نگوييم !

شما حتما داستان آليس در سرزمين عجايب را خوانديد يا فيلمش را ديدی

آليس به جائی ميرسد که نميداند بايد از کجا برود و از راهنمايش میپرسد :

 ای پيشی پشمالو ممکن است به من بگوئی : که از  اينجا کدامين راه را

 بايد در پيش بگيرم؟

گربه می گويد: بستگی دارد که دلت بخواهد به کجا بروی؟

آليس می گويد : من چندان اهميتی نميدهم که به کجا بروم!

گربه می گويد: پس ديگر فرقی نمی کند که از کدام راه بروی !!

اين خيلی مهم است من از دوستان سوال ميکنم چرا ميخواهيد علوم

قريبه و يا ارتباط با ماورا را فرابگيريد ؟ بی دليل نيست شما که اين سطرح

ها را ميخوانيد درک درست پرسش من را فهميديد چرا ؟ چون کسانی که

 هدفی ندارند و نميدانند به کجا ميخواهند بروند برايشان فرقی ندارد

 اينگونه انسانها هيچ وقت به جائی نميرسند و بايد فقط وقت تلف کنند و

ميخواهد بايد برايش وقت گذاشت و جورش را کشيد و تا آنجا با او بود که

درخت انديشه اش بارور گردد .

جبران خليل جبران ميگويد:

 شما نيکيد آن گاه که با خود يکی هستيد .

شما نيکيد ان گاه که در گفتار خود بیدار و هوشیارید.

شما نيکيد هنگامی که با گام های استوارشجاعانه به سوی هدف خود ميرويد !

پس داشتن آمال و آرزو اولين گام است به سوی اهداف خويش در زندگی

زيرا يکی از نيمه های گمشده ی ما همان آرمان و آرزوی ماست!

حال اين سوال پيش می آيد چگونه طلب کنيم؟

يک راهنمائی ميکنم اينکه زمانی از ديدن يک شکلات چگونه به شعف می

 آمديم و سالها ی بعد از ديدن يک عروسک و سپس از داشتن يک تفنگ

پلاستيکی يا يک توپ همه ی هستی مان سرشار از شوق می شد .

سال ها بعد از پوشيدن يک لباس نو وداشتن يک ساعت مچی جام

 وجودمان سرريز از شعف می شد !

آيا اينگونه نبود ؟ ولی اکنون که به گذشته نگاه ميکنيم به آن همه شوق و

 عطش فقط تبسم ملايمی می کنيم ! اينطور نيست؟

اما حالا چه بخواهيم از زندگی و چه آرزو و آرمانی بطلبيم که فردا به همين

 آرزوهايمان - چون گذشته - تبسمی نکنيم !

منتظر جوابها و راهنمائی های ارزشمند شما خوبان و نيک انديشان هستم

در اين ماه مبارک ما را از دعا خير خود بی نصيب نگذاريد ملتمس به دعا

شما خوبان و پاکان هستيم .

                                                                                  ياعلی

 

 

 

 

 

 

+   معصومی ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir