تاخير - ساده گفتن

ساده گفتن

تاخير

هوالحق

باسلام

 

امید وارم این روزها  از دست من دلگیر نشده باشید اکثر دوستان در جریان بودند که یک

 

عمل کوچک هفته گذشته انجام دادند و یک غده از درون کف دستم بیرون آوردند و

 

همین باعث شد تا نتوانم با شما ارتباط داشته باشم اکثر دوستان منت میگذارند و ایمیل

 

میفرستند ایمیلها را باید با حال خود دوستان جواب داد و این درد دست اجازه تمرکز

 

نمیداد به لطف حضرت دوست برطرف شد و دوباره عافیت مسلط گردید باری به دنباله

 

بحث برمیگردیم و خدا را شکر میکنیم که اجازه حضور در کنار شما را به این حقیر فقیر

 

داده یک مطلب دیگر برای دوستان ایمیل فرستادم که ایمیل شماره 17 چون جنبه عمومی

 

داشت برای اکثر دوستان ارسال گردید اما ایمیلهای دیگر چون به صورت درس و پرسش

 

و پاسخ بوده و دوستان حضور نداشتند مقداری در دوستان ایجاد توهم میکند اما قول

 

میدهم این کار را انجام بدهم و سعی بر این دارم بعلت کثرت علاقه دوستان این ایمیلها

 

را برای دوستان دیگر بفرستم آقای محمد جواد و علی آقا و همینطور آقا رضا و آقای

 

پیرپکاچکی ارسال میکنم اما ادامه صحبت :

 

اکثر دوستان قبول داشتند اما باز با ایمیل شهریار عزیز به نکته ای اشاره کردند اینکه اگر

 

 بچه ای بدون پا متولد شود تکلیفش چه خواهد شد خوب شهریار عزیز ایشون در

 

ورزشهای دیگر پرتاب دیسک این دونده شدن و امثال هم به این منظور است تا مطلب

 

گیرائی داشته باشد فقط مثال است اما ما یک در هزار را برای خود ملکه قرار دهیم و نیمه

 

خالی لیوان را ببینیم مقداری از عرف به دور است اما حال اینکه چرا کودکی را در

 

خانواده ای فقیر و کودکی را در خانواده متملک متولد میکند این تقصیر خدا نیست مقصر

 

خانواده هستند که در بهتر شدن و حلال شدن روزی خود سعی نکردند و یا اینکه خانواده

 

ای از مال حرام امرار معاش میکنن و خانواده ای از پول حلال این مقصر خدا نیست خدا

 

میفرمایند در پیدا کردن روزی بسیار دقیق باشید تا روزی حلال برای خانواده خود بیاورید

 

 و گرنه لقمه حرام در تربیت فرزندان تاثیر گذار هست اما تا آنجا که پدر مقصر است او

 

تنبیه میشود و این جبر نیست تا شما به تکلیف نرسیدین و نمیدانید خوردن لقمه ای که

 

پدر برای شما تهیه میکند حلال است اما از زمانی که عقل رس میشوید و خوب را از بد

 

 تشخیص دهید باید به دنبال نان و لقمه حلال باشید و از منابعی که مطما نیستید و یا شک

 

دارید استفاده نکنید شما شخصی را برای یک بار میبینید نمیدانید نماز خوان است یا کافر

 

 یا متدین باید فرض را بر این بگذارید که او مالش حلال است و خمس و ذکات مالش

 

 را میدهد و شک به او نکنید اما کسانی که میخواهند خود سازی کنند این را باید برای

 

خود جزو مکروهات بگذارند و هر لقمه ای را نخورند حتی اگر به مقدار سر سوزنی شک

 

 در پاک بودن آن دارند اما برای عام خلاف نیست این داستان واقعی است بخوانید:

 

یکی از دوستان من که اکثر شما هم میشناسید و یکی از مداحان اهلبیت هستند میفرمودند

 

در جوانی با چند تن از دوستان تصمیم به چله نشینی گرفتیم یک اتاقی اجاره کردیم و

 

نیت به چهله کردیم و در آن اتاق خود را مبحوس کردیم یکی از یاران مسئولیت تهیه

 

مایحتاج را داشتند یک روز صبح نماز صبح همه ما قضا شد الغرض به فراصت افتادیم

 

 علت را پیدا کنیم و نگذاریم خطا دوباره تکرار شود به کردار خود در روز قبل رجوع

 

 کردیم همه سکنات به مانند روزهای قبل بود از نظر وجه نیز اطمینان داشتیم چرا که همه

 

 پول از کار کرد خود ما بود و میدانستیم که حلال است ما هر روز مقداری گوشت

 

میخردیم صبح آب آبگوشت وشب گوشت کوبیده را میخوردیم با دوست مامور خرید به

 

درب مغازه قصاب رفتم قصاب را قسم دادم که آیا گوشت دیروز شما موردی نداشته

 

قصاب که مردی مومن بود و او را از قبل میشناختم گفت نه و مثل همه روز بوده و

 

گوسفند را خود او ذبح کرده بود و در ذبح آن بسیار دقیق شده بود به درب دکان نانوائی

 

 رفتیم از نانوا سوال کردیم او نیز همان پاسخ را داد به سراغ پسرکی که خمیر نانوائی را

 

درست میکرد رفتیم او را با وعده و عید و مقداری پول و قسم خواستیم بگوید در خمیر

 

 روز گذشته مشکلی نبوده مثلا فضله موشی یا نجاستی یا مثلا بریده شدن دست یکی از

 

کارگران و مخلوط شدن خون با خمیر اما او نیز با قاطعیت گفت خیر ما بنشن را از قبل

 

ذاشتیم اما باز به سراغ بقال رفتیم و او نیز از سلامت جنس خود خبر داد ما یک روز

 

 ماست میخوردیم و یک روز سبزی روز پیش سبزی خورده بودیم به سراغ سبزی فروش

 

 رفتیم او نیز منکر هر گونه آلودگی در جنس خود شد ناامید بودیم و ناراحت که

 

نتوانستیم علت را بیابیم در همین هنگام دیدیم کودکی با چرخ دستی سبزی از باغ آورده و

 

 دارد جلوی مغازه خالی میکند او را به کناری کشیدیم و به او نیز مقداری پول دادیم تا

 

اطمینانش جلب شود و از او خواستیم تا اگر موردی هست بگوید کودک گفت نه موردی

 

نبوده اما ما هر روز از شهر ری سبزی می آوریم با چرخ تا نازی اباد ( که این داستان در

 

آنجا اتفاق افتاده بود ) صبح زود همه دوستان به دنبال هم و به صورت دو و مسابقه با

 

گاری دستی سبزی را به مغازه دارها میرسانیم چون ما از کنار جاده حرکت میکنیم و

 

دست انداز دارد مواقعی پیش می آید که سبزی از چرخ جلوئی می افتد و ما بر می داریم

 

 و بر روی چرخ خود می اندازیم اما همه همین کار را میکنن این موردی ندارد از نظر

 

 خود ما و روکرد به ما و گفت اینکه گناه نیست ما همگی نفسی به راحتی کشیدیم و

 

خوشحال از اینکه سبب خواب ماندن و قضا شدن نماز صبح خود را یافته بودیم مقداری

 

 به کودک پول دادیم و با همان زبان کودکانه به او فهماندیم که این کار اشتباه هست و

 

باید از صاحب این بار که یا مغازه دار است یا باغدار اجازه بگیری وگرنه همان یک دسته

 

 سبزی حرام تمام بار گاری را حرام میکند چرا که مشخص نمیشود کدامیک حلال بوده یا

 

 کدام یک حرام .

 

این باز یک مثال بود دقت کنید من نمیخواهم بگویم همه باید اینگونه باشند خیر میگویم :

 

1-    ما باید خود خوب باشیم و خود حلال خوار نباید به دیگران اعتنا کنیم

 

2-    یک دانه گندم حرام یک انبار را نجس میکند باید مراقب بود

 

3-    اگر تا به حال توجه نداشتیم به لقمه ای که میخوردیم از حالا یک مقداری دقت

 

کنیم چرا که شخصیت خود ما و حتی فرزندان فردای ما نیز از همین لقمه ها شکل

 

میگیرد

 

4-    سعی کنیم بدن و جسم خود را پاک کنیم خصوصا الان که نزدیک ماه مبارک

 

هستیم بهترین موقع هست تا بتوانیم ذرات وجودی خودمان را پاک کنیم و از خدا

 

بخواهیم که اگر ندانسته لقمه ای حرام تناول کردیم آن را از بدن ما دور کند و کمک

 

کند تا از این به بعد بتوانیم روزی حلال تهیه کنیم و در این را ما را راهنمائی کند

 

باری بسیار طولانی شد ببخشید و عف کنید ما را دعا کنید خصوصا در این شبها  باز

 

هم از همه شما پوزش میطلبم .

 

یاعلی

 

+   معصومی ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٢۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir