ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

 

سلام

نميدونم چرا يکی از پستهای من غيب شده اما ايرادی ندارد نوشته

بودم که يک شب توی فکر بودم امام حسين عاشق حضرت زينب

بود يا حضرت زينب عاشق امام و کدام بيشتر عشق به ديگری

ميورزيد .

 

با همين فکر خوابم برد در عالم رويا (بين خواب و بيداری شما نه

خواب هستيد نه بيدار و بگونه ای هوشيار ) ديدم امام ميدود و خانم

 حضرت زينب هم ميدود آنها به دور دايره ای ميگشتند و مشخص

نبود امام جلو ميرود يا خانم زينب هر چه نگاه کردم نفهميدم کدام

جلو هستند و کدام عقبتر چون به دور يک دايره ميدويدند از خواب

بلند شدم فهميدم منظور چيست ميخواستند به من نادان بفهمانند

که عشق اين خواهر و برادر يکی بوده و هيچ کدام بيشتر آِن يکی را

دوست نداشته .

از عشاقها بسيار خوانديم اما و قتی صحبت از عاشقان کربلا ميرسد

دفتر و قلم بوی ديگری ميگيرد همه قرمز ميشود و بوی خون می آيد

و به قول منصور عاشقی را بدون خون عاشقی نيست عاشق همه

خون است و خون نشان عشق و يا ميگويد که نماز عشق ۲ رکعت

است و وضوی آن با خون است ولاغير اينجا همانجاست که ميگويند

عاشقان ديوانه هستند مگه آخوندا نميگن خون نجسته پس چرا

اينجا ميتوانی وضوء بگيری و با همان خون نماز عشق بخوانی ؟

 

 پس عاشقان ديوانه هستند و گرنه نماز را با خون نميخواندند .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

يک مطلب ديگر در باره محرم که ميگويند ما شيعه ها نميفهميم و

عزاداری را قبل از عاشورا انجام ميدهيم و امام را که شهيد کردند

تمام ميشود اين خود فلسفه ای دارد شما هم فکر بکنيد و در پست

بعدی پاسخش را مينويسم اا فکر بکنيد درست ميگويند يا نه؟

 

ياعلی

 

+   معصومی ; ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir