ساده گفتن

ساده گفتن

 

يک روز خدمت يکی از دوستان بودم يک عکس از خانه خدا آنجا بود اين عکس را آورد وگفت مردم دارند چکار ميکنند گفتم نماز ميخوانند گفت به چی گفتم به خانه خدا گفت اگر اين سنگ را از اينجا برداريم مردم به چی نماز ميخوانند به چی سجده ميکنن به چی رکوع ميکنند گفتم به همديگر گفت خدا نيز همين را ميگويد ميگويد همديگر را دوست بداريد با همديگر مهربان باشيم گفت خداوند انسان را آفريد تا به او خدمت کند وبه او گوش کند وبه همديگر خدمت کنند وبه همديگر گوش کنند

حرفهای اين دوست خيلی من و برد تو فکر واقعاً اگر اينجوری باشيم خيلی از مسائل حل ميشود مثلاً اگر تو خيابان يکی با تو بد حرف زد فکر کن برادر بزرگت يا خواهر يا مادر وپدرت هستند تو چگونه عکس العمل نشون ميدهی بيا چند روز به همه مردم مثل اعضای خانوادت نگاه کن ببين زندگی چگونه ميشود لطيف فکر کن لطيف باش

موفق باشی 

+   معصومی ; ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۸/۱٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir