ساده گفتن

ساده گفتن

تربیت

هوالحق

باسلام

خوب لطف کردید و دوتا هم ایمیل زدید . متشکر از ابراز

 لطف همه ی دوستان....

اما به نظر شما تربیت فرزندان در این مورد تاثیر نداره؟آیا

نداشتن و بهتر بگویم چون همه شما دوستان اهل دل

هستید بلد نبودن عاشقی فرزندان ما باعث این گونه

 مسائل می شود؟

آیا ما نباید به فرزندانمان یاد بدهیم چگونه عاشق

باشند؟

به نظر شخصی بنده این مورد از تربیت درست خانواده

 نشات میگیره مثال :

بچه ۵ یا ۶ یا ١٠ سالشه به شوخی براش نامزد انتخاب

می کنن به شوخی دوست دختر براش انتخاب می کنن

 همین دوست یا نامزد بعد از مدتی از دهان می افتد و

از فکر و صحبت بیرون میرود.

 همین مطلب را ، در ذهن این کودک لوس و بی معنی

 می کند.

اما اگر کمی دقت کنیم می بینیم خیلی چیزها از کودکی

شروع می شود و ما به آن اهمیتی نمی دهیم مثلا

 اختلافات مادر و پدر  بد گوئی های پدر و مادر از همدیگر

 پیش فرزندان و محکوم کردن همدیگر به خیانت و........

حالا باید به فرزندان عاشق بودن را یاد داد محبت کردن

دوست داشتن چشم پوشی از خطای دیگران ایثار و.......

 و در کنار این ها بصورت عملی به آنها آموزش بدیم .

اما چگونه؟

شما بگویید چگونه باید این آموزش را داد به فرزندان و

دوستان و اقوام یاد داد؟

 شما به ما  راه های این کار را یاد بدین منتظریم .

یاعلی

 

+   معصومی ; ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

خیانت یا حق مسلم؟

هوالحق

با سلام

دوستای گلم یک سوال غیر معمول می خواستم بپرسم . لطفا

 جواب بدین در حد توضیحات واضح نه کوتاه با دلیل متشکر :

به نظر شما اگر یک مرد به همسرش خیانت بکنه و دلیلش هم

تمکین نکردن زن یا بد رفتاری زن با مرد  باشه این خیانته؟ یا حقی

هست که جامعه به اون داده؟

و اگر یک زن به شوهرش خیانت بکنه و دلیلش هم تمکین نکردن

 زوج و یا سوء رفتار زوج باشه این خیانته یا حق زن هست که این

 کار را انجام بده ؟

خواهش می کنم دلایل خود را برای روشن شدن مطلب بنویسید .

یاعلی

 

+   معصومی ; ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

رند

هوالحق

باسلام

ما هم عیدی گذاشتیم و هم تبریک عید گفتیم .

برای اینکه نباید چشم نامحرم به  عیدی شما عزیزان می افتاد با اجازه پاک کردیم.

 در هر صورت فرموده بودند معنای رند را بنویسم ما هم اطاعت از اوامر کردیم و خلاصه می نویسم تا شاید خوشایند دوستان باشد ببخشید اگر اجمالی می نویسیم اگر احتیاجی به توضیح بیشتر بود بفرمائید تا خصوصی برای شما بنگاریم ما را دعا کنید .

ما از شعر نوشتم بیزاریم ولی در این موضوع احتیاج بود برای رساندن معنی از چند بیت استفاده کردیم ببخشید .

 

رندی :

در لغت به معنای زیرک، زرنگ، حیله‌گر، بی‌باک، بی‌قید و لاابالی است و آنکه با هوشیاری و تیزبینی به اسرار دیگران پی ببرد. در اصطلاح اهل تصوف آنکه در باطن پاک‌تر و پرهیزکارتر از صورت ظاهر باشد.
در اصطلاح صوفیه، رند کسی را گویند که از آداب و رسوم خلق وارسته، و از جهان و جهانیان بگسسته باشد. به ظاهر از اهل ملامت است و در باطن از اهل سلامت.
رند، منکری که انکار او از زیرکی باشد، نه از حماقت و جهل، و آنکه کار خود به فراست کند و گفته‌اند: آنکه خود را در ظاهر ملامت نماید و در باطن آراسته باشد و در اصطلاح سالکان ، شراب خوار و شراب فروش را گویند. که شراب نیستی می‌دهد و نقد هستی سالک می‌ستاند و نیز کسی که به اوصاف معروفه کثرات و تعینات از خود دور ساخته باشد، و بر هیچ قید مقید نباشد. بجز الله و لاسواه. از شیخی و مریدی بیزار باشد یعنی از احکام و رسوم و عادات خلق بیزار باشد. (کشاف اصطلاحات فنون).
 رند آن است که جمیع کثرات و تعینات وجوبی و امکانی اسماء و صفات و اعیان به رنده‌ی محو و فنا از حقیقت خود تراشیده و دور کرده است و سرافراز عالم و آدم است که مرتبه‌ی هیچ مخلوقی به مرتبه و مقام او نمی‌رسد.
رندی: قطع نظر است از انواع اعمال در طاعت.


ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
  با ما منشین اگر نه بد نام شوی   (حافظ)


رند عالم سوز:
رندی را گویند که عالم هستی در نظر کیمیا اثرش جز نقشی بر آب نیست.

رند دهل دریده:
1- رندی را گویند که دهل انانیت را پاره کرده و پای بر سر هستی زده و به مرتبه‌ی فنای از فنا رسیده باشد.
2- کسی که قدم از جاده‌ی شرع بیرون نهاده باشد.
می‌گفت در بیابان رندی دهل دریده
  صوفی خدا ندارد او نیست آفریده

زیرا چنین فردی که هستی ندارد هیچکس است . گویی آفریده نشده و خدا ندارد بلکه خود خداست.


در دیوان شمس ویژگی‌ها و خصوصیات رندان به این صورت بیان شده است:
رندان، انسان‌هایی بیداردل و سرمستند، فلک با قدرت عربده و فریاد آنان به حرکت در می‌آید، رازدارند و اسرار را برای کسی فاش نمی‌کنند. یار و همدم آن معشوق غیبی هستند هر چند که ظاهرشان صورت مادی‌ای بیش نیست اما به معنی علاقه‌مندند و از صورت‌ها گریزانند. در عالم مادی زندگی می‌کنند اما از قید تعلق هر دو جهان آزادند. قدرت شیر درنده را دارند و به ظاهر با یکدیگر در ستیز هستند اما در باطن یار و یاور یکدیگرند، به مانند خورشید نور و نظر می‌بخشند و به مانند ماه شب زنده دارند، با قدرتِ درونِ پاک و بی‌آلایشِ خویش اگر خاک بر کف گیرند به زر تبدیل می‌شود. جو می‌کارند و گندم درو می‌کنند. سرور، دلیر، شاکر و شکرند. انسان‌های حقیقی فقط رندانند و بقیه آدمخوارانی بیش نیستند، با خدمتگزاری در برابر آنان می‌توان به انسانیت حقیقی دست یافت.

 

مولانا از خود با عنوان «رندِ مستِ سخت شیدا» یاد می‌کند.
منم آن رندِ مستِ سخت شیدا
  میان جمله رندان های هایم

همچنین معتقد است رندی و صوفی‌گری نیز با یکدیگر تناسبی ندارند.
من صوفی چرا باشم؟ چون رند خراباتم
  من جام چرا نوشم، با جام که خرسند است

و در بیتی می‌فرماید: مصلحت امر وارد شدن در حلقه رندان است.
درآ به حلقه‌ی رندان که مصلحت این است
  شراب و شاهد و ساقی بی‌شمار نگر

مولانا جایگاه رندان را در کنج خرابات فنا می‌داند و اعتقاد دارد آنان به امور مادی توجهی ندارند.
قوم رندانیم در کنج خرابات فنا
  خواجه ما را با جهاز و مخزن و کالا چه کار؟

«شاه نعمت‌الله ولی» نیز رندان را اینگونه توصیف می‌کند:
مدام همدم جام شراب باشد رند
  همیشه عاشق و مست و خراب باشد رند

حجاب زاهد بیچاره زهد و طاعت اوست
  ولی به مذهب ما بی‌حجاب باشد رند

چو رند جام می بی‌حساب می‌نوشد
  به نزد عقل کجا در حجاب باشد رند

به هیچ چیز مقید نباشد آن مطلق
  کجا مقید علم و کتاب باشد رند

ببخشید سعی کردم کوتاه باشد و مفید .

یاعلی مددی

 

 

+   معصومی ; ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir