ساده گفتن

ساده گفتن

ادامه قضا و قدر

هوالحق

باسلام

با درود بر یاران  و همدلان عزیز که ما را مدد می کنند و با نوشتن نظرات ارزشمند خود ما را راهنمائی دوست بسیار ارجمند بیژن خیلی متشکر و اما بعد

محمد عزیز و درنا خانم و دوستان و استادان  عزیز مشتاق دانستن بیشتر بودید اما جواب:

من ابتدا که داستان زندگی بزرگان معاصر  و علمای بزرگ  را می خواندم می دیدم بیشتر انها کودک یا جوانی را از دست داده اند مثل اما خمینی حضرت علامه تهرانی جناب حداد جناب حسن زاده آملی و..... خوب چرا؟ اینان از مقربین بودند چرا؟ این همان امتحان آنها هست یعنی این کودک به دنیا امده و یکی از  ماموریتهایش این است که باعث بروز امتحانی برای والدین خود شود یعنی کودک مریض برای سنجش ایمان پدر و مادر متولد میشه دقیق باش:

حضرت ایوب تمام بدنش زخم شده بود و این زخم ها عفونی و بعضی از این جراحات کرم گذاشته بود یک روز زیر آفتاب نشسته بود و به این کرم ها نگاه میکرد کرمی از روی بدن او افتاد ایشون کرم را گذاشتند روی زخم و فرمودند خداوند روزی تو را از بدن من معین کرده کجا میروی؟ این کلمات باعث شد خداوند به او رحم کند و در آن واحد زخم ها بهبود یافت .

گناه ایوب چه بود؟ کم حوصله بود و کم طاقت زود نفرین کرد و.....

این درد و مرض برای امتحان بود و برای پالایش او حالا فرق مابین این بلا و امتحان چیست؟ در امتحان شما هیچ احساس بدی نداری  و به این درد و گرفتاری با تبسم و گشاده روی خوش امد می گویی ولی اگر بلائی از روی معصیت نازل شود باعث کدورت و دل مردگی میشود شما زمانی که به روی درد ها و امراض و گرفتاریها لبخند بزنی یعنی اینکه همه همان کاسه ای هست که لیلی شکسته ولی اگر در مقابل گرفتاری و درد و مرض دل مرده و افسرده شدی نشان معصیت دارد .

کسانی هستند در اطراف تو از بی پولی و وضعیت بد معاش بر خوردار هستند این ها دو دسته هستند کسانی که همیشه خنداند و کسانی که همیشه کدر هستند  وجود این کدر از معصیت انهاست و وجود بشاشی نشان از امتحان الهی برای انها هست اطمینان داشته باش و به من به این سن تجربه ثابت کده کسانی که بشاش بودند و با روحیه خیلی زود گشایشی در روزی و رزق آنها به وجود امده  بعضی وقت ها حرفم پشت سرشان میزنند چون این دسته انسان های مومن و به خدا نزدیک هستند زود می گویند آره اینا نوکر دولت هستند با این نماز و دولا راست شدن همه چیز میگیرند در صورتی که اینگونه نیست  و این امتحانی بوده تا خداوند به آنها قدر داشتن نعمت را بفهماند و اینان کسانی هستند که هیچ وقت روزیشان قطع نخواهد شد .

خوب میرسیم به اینکه ما گناهی میکنیم  نا خواسته و بدون اطلاع حالا گناه نه مکروهی  انجام میدهیم حالا باید بابت انجام این گناه مجازات شویم  مثلا چون با لگد به بچه یتیمی زدیم باید بلائی سر اون پا بیاید و چون خدا ما را دوست دارد میخواهد زجر را در این دنیا متحمل بشیم و کار به آخرت نکشد چون آنجا هزاران برابر سخت تر است و این لطف خدا به بندگان خوب هست که مجازات را در این دنیا تعیین می کند خوب  حالا تو در مقابل دست یک ناتوان را میگیری و به او کمک می کنی مثلا یک پیرزن را از خیابان رد میکنی یا به یک فقیر که دستش جلوی تو دراز شده صدقه یم دهی اینجا خداوند شرمنده میشود که تو را مجازات کند ولی کار تو باید اینگونه باشد به پاکی و درستی خدا از سر تقصیر تو میگذرد و رفع بلا میشود .

یا تو میروی درب خانه ائمه و التماس میکنی انها نیز دست به دعا بر می دارند و در حق تو دعا می کنند و اینجا مطلب حل شده.

ولی تو توی خیابان راه میروی دختری را می بینی در ذهن فکر بد می کنی به او جمله ای میگوئی  اینقدر پاپیچ میشی تا با او دوست شوی و همینطور دختر ها از یک پسر خوششان میایید اینقدر او را اذیت می کنند تا با هم دوست شوند خوب فردای قیامت پدر دختر یا پسر می یایید تو اولین کسی بودی که به دختر  یا پسر من یا دادی  چگونه گناه کند تو کسی بودی که او را به بی راه کشاندی من به عنوان پدر سعی کردم مراقبش باشم ولی تو باعث به گناه افتادن دختر من شدی تو ناموس من را از راه بدر کردی من از حق خودم نمی گذرم تکلیف چیست؟

خوب دوستان تا الان نمی دانم مطلب جا افتاد یا نه؟ ببینید فرق بلا و امتحان در این است که امتحان با روی خوش و بدون کدورت هست و بلا با کدورت و تیرگی حالا اینکه جبر باشد یعنی تو داری مجازات گناهت را می کشی یا امتحان میشوی تو می توانی به دنبال روزی نروی و در منزل بخوابی و لی صبح با یاد خدا حرکت می کنی به دنبال روزی و یا کسب علم و دانش در بین راه تصادف میکنی و میمیری تو شهیدی این شهادت در راه خداست ولی حرکت می کنی بری کسی را آزار بدهی یا گناهی بکنی و میمیری این فلاکت و هلاکت و نابودیست ببین چقدر با هم فرق دارند دقت داشته باش:

مردی میرود جنگ با رسول خدا (ص) نزدیک میدان جنگ الاغش رم میکند و از دستش میگریزد به دنبال الاغ و پیدا کردن الاغ میرود و تیر میخورد میفرماییند ایشون شهید نشده فقط مرده چرا؟ تا میدان جنگ برای خدا و جهاد بوده ولی اون چند قدم برای پیدا کردن الاغ و به بهانه یافتن الاغ رفته به اصل داستان یا راست و دروغش کار نداشته باش به متن دقت نداشته باش به معنا تا آنجا که برای خداست درست اما یک قدم غیر او خطاست .

باز هم زیاد شد ولی من منتظر سوالات شما هستم امید وارم این بار  بیشتر بپرسی منتظرم دوست من ما را دعا کن و به این فکر کن اگر در روز قیامت کسی از حقش نگذشت و خواست خداوند تو را مجازات کند برای انکه حقش را ذایل کردی چه می کنی؟ التماس دعا

یا علی

+   معصومی ; ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٢٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

باسلام

اگر کسی کامنت (م-عروج) را در مورد مطلب قبلی نخوانده خواهش می کنم و تمنا دارم ابتدا آن را بخوانید ولی حالا جواب ایشون:

دقت کنید هیچ گناهی برای این دوستان نیست بلکه اینان می خواستند با دیگران فرق داشته باشند بلکه تمام نور باشنداگر شما در منبع نور قرار بگیرید یک ذره قادر خواهدبود که ایجاد سایه یا تاریکی کند و چون در منبع قرار دارید این سایه بسیار وسیع هست و حتی می تواند جلوی کل منبع نور را بگیرد اما اگر فاصله داشته باشید این سایه کمتر ایجاد تاریکی می کند هر قدر دور تر باشید این مانع قسمت کمتری ایجاد تاریکی می کند و حتی شاید در فاصله دورتر فقط باعث تاریکی برای خود جسم حائل شود حال اگر ما نزدیک به نور الهی باشیم باعث کدورت و تاریکی نه فقط برای خود بلکه برای دیگران نیز خواهیم شد هر مقدار به این منبع نزدیکتر باعث تاریکی و کدورت بیشتر خواهیم شد  و این دوستان به همین علت و به سبب همین کوتاهی کوچک باعث کدورت عمیق تر در خود شده بودند و در پی حل ان بر آمدند .

محمد عزیز و دیگر استادان عزیز دقت کنید:

در ابتدا به ساکن همه نور هستند (عالم ذر) این نور مطلق در رحم جای میگیرد در رحم تغذیه میشود حال این تغذیه از چه لقمه ای هست؟ بعد از تولد  وقتی کودک به دنیا می اید می گویند قبل از اینکه از اطاق عمل به اطاق نوزادان برود در گوش کودک اذان بگویید یا حداقل کودک را بگیرید و در گوشش اسم ائمه را ببرید یا فقط یک یا حسین بگویید چرا؟ چون همین اولین گفتار در گوش بچه باعث تشکیل ذهن او خواهد شد ذهن او از همین ابتدا دارد شکل میگیرد و گفتار و شنیدار نقش مهمی در ذهنیت دارد (کتاب انسان روح هست نه جسد) بعد از آن این کودک از سینه مادر تغذیه می کند پس باز تغذیه مادر می گویند به مادران بگویید هنگام شیر دادن حتما وضو داشته باشند رو به قبله بشینند و سوره های قرآن را زمزمه کنند این ها در وجود بچه تاثیر دارد دقت کن:

اگر از ابتدا اینگونه باشید یعنی همان نور الهی باقی می مانید بعضی از علما اینجا دچار سوئ تفاهم شدند (البته علمای اهل حق) می گویند اگر بچه در زمان تولد جوز(میوه ای شبیه ی گردو که در کردستان هست) شکن شود (بچه را میبرند نزد پیر و او با خواندن اشعاری شروع می کند بالای سر او این جوز را می شکند و روی سر او میریزد البته این جوز جوزی هست که از درختی نزدیک مقبره یکی از بزرگان اهل حق در صحنه  می کنند) و اینگونه بچه سر شکن یا جوز شکن میشود اگر این بچه گناهی نکند چون تمام نور هست و همیشه در حضور نماز ندارد چرا؟ چون مدام در نماز و ذکر است نفس کشیدن خوردن راه رفتن کار کردن خوابیدن تماما در حضور و در حال ذکر و نماز است اما این زمانی هست که نور باشی حالا کاری نداریم به اعتقادات آنها فقط میخواهم بگویم اینگونه یک نفر قدیس میشود یعنی اگر بچه خودت را اینگونه پرورش بدی یک قدیس خواهد بود .

از بحث دور نشویم پس در لوح محفوظ نوشته شده تماما نور  یعنی در لوح محفوظ تیرگی و تاریکی نیست .

حالا ما می آییم تاریکی را وارد بدن این کودک می کنید در حضور او بحث و فحاشی یک کلمه منفی در گوش او باعث ذهنیت خراب میشود چرا چون او همان نور مطلق هست و این حرف همان ذره غبار که در منبع ایجاد تیرگی و تاریکی می کند البته به مقدار غبار بعد غیر مستقیم به او لقمه حرام میدهیم پدر بنگاه دارد دلال هست یا بقال یا کارمند یا راننده تاکسی سوار  ماشینش میشوی یک مسیر ١٠٠ تومانی را میگوید ٢٠٠ تومان پول را میدهی ولی از ته دل رازی نیستی  هیچی نمیگی این حرام هست این در وجود این کودک ایجاد تاریکی می کند حالا شیطان کمک می کند این تاریکی را بیشتر می کند دقت کن من بعضی وقت ها این حرفا را می زنم همکاران دلخور میشوند ساعت ٨ باید بیایی ساعت ۴ بروی ساعت ۴ می شود داری روزنامه میخوند توی اینتر نت هست دارد با تلفن صحبت می کند می شود ۴ و ۵ دقیقه این ۵ دقیقه اضافه کار هست و حرام تو کار نداشتی ماندی کاری برای شرکت انجام ندادی حرام بردی به زن و بچه دادی .

این به اندازه ۵ دقیقه در کل حقوق و کل حقوق در خورد و خوراک همینطور در وجود آن کودک ایجاد تاریکی می کند .

کسانی که می خواهند سیر و سلوک را شروع کنند ابتدا از روزه گرفتن شروع می کنند چرا؟ چون ناپاکی را از خود از گوشت و پوست خود دور کنند ناپاکی که از این طرق وارد شده رفتند میهمانی غذا خوردند صاحب مجلس یک نزول خور یا یک نزول بگیر هست (الان که با این روش بانک ها وام ها و بهره ها همه نزول بگیرو نزول خور شدن) این در بدن آن کودک ایجاد کدورت می کند حالا شیطان سهم دارد پدر و مادر از کودک غافل این وظیفه و حق کودک به گردن پدر و مادر هست که از او مراقبت کنند حالا کوتاهی می کنند و شیطان بچه قبل از تکلیف را گول میزند بدون اجازه به وسایل دیگران دست میزند می گویند بچه هست نمی داتند فرق خوب و بد را تشخیص نمیدهد این وظیفه کیست به او یاد بدهد؟ خوب در مورد مسائل مذهبی و شرع هم وظیفه پدر و مادر هست همانگونه که در رابطه با ارتباط اجتماعی وظیفه انها هست خوب این تا قبل از بلوغ حالا اینجا این بچه دچار حادثه میشود یعنی همان قضا و قدر چه چیزی باعث به وجود امدن این حادثه شده؟ 

یک مقدار فکر کن کی؟ خودش؟ خدا؟ پدر؟مادر؟

بچه به دنیا می آید تالسمی دارد می گویند ناقل پدر بوده یا مادر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بچه به دنیا می اید هنگام زایمان لگن بچه در میرود یا پایش می شکند مقصر کیست؟

بچه به دنیا می ایید چشمانش ضعیف یا لوچ است  چرا؟

جواب همه را در پست بعد .....

ما را دعا کنید

یاعلی

 

 

+   معصومی ; ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٢٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

با سلام

اکثر دوستان نظر فوق را قبول دارند یعنی همه

 چیز جبر نیست اما چیز هائی که باعث تغییر

سر نوشت می شوند.

 

 اما ما باید دقت کنیم  و آنها  را برای خود ملکه

 قرار دهیم و نیمه خالی لیوان را نبینیم.

 یک بحث را می خواهم بنویسم خواهش میکنم

 تا آخر بخوانید مفید است و مقداری از عرف به دور،

اما حال اینکه چرا کودکی را در خانواده ای فقیر و

 کودکی را در خانواده متملک متولد میکند این تقصیر

 خدا نیست مقصر خانواده هستند که در بهتر شدن

و حلال شدن روزی خود سعی نکردند و یا اینکه

 خانواده ای از مال حرام امرار معاش میکنن و

 خانواده ای از پول حلال این مقصر خدا نیست خدا 

میفرمایند در

 پیدا کردن روزی بسیار دقیق باشید تا روزی حلال

برای خانواده خود بیاورید.

 

  لقمه حرام در تربیت فرزندان تاثیر گذار هست اما

 تا آنجا که پدر مقصر است او تنبیه میشود و این

 جبر نیست تا شما به تکلیف نرسیدین و نمیدانید

 خوردن لقمه ای که پدر برای شما تهیه میکند حلال

 است اما از زمانی که عقل رس میشوید و خوب را از

 بد تشخیص دهید باید به دنبال نان و لقمه حلال باشید

 و از منابعی که مطمئا نیستید و یا شک دارید استفاده

 نکنید شما شخصی را برای یک بار میبینید نمیدانید

 نماز خوان است یا کافر یا متدین باید فرض را بر این

بگذارید که او مالش حلال است و خمس و ذکات

 مالش را میدهد و شک به او نکنید.

 اما کسانی که میخواهند خود سازی کنند این را باید

 برای خود جزو مکروهات بگذارند و هر لقمه ای را نخورند

 حتی اگر به مقدار سر سوزنی شک در پاک بودن آن دارند

 اما برای عام خلاف نیست این داستان واقعی است

 بخوانید:

 

یکی از دوستان من که اکثر شما هم میشناسید و یکی

 از مداحان اهلبیت هستند میفرمودند:

 

در جوانی با چند تن از دوستان تصمیم به چله نشینی

 گرفتیم یک اتاقی اجاره کردیم و نیت به چهله کردیم و

 در آن اتاق خود را مبحوس کردیم یکی از یاران مسئولیت

 تهیه مایحتاج را داشتند یک روز صبح نماز صبح همه ما

قضا شد الغرض به فراصت افتادیم علت را پیدا کنیم و

نگذاریم خطا دوباره تکرار شود.

 به کردار خود در روز قبل رجوع کردیم همه سکنات به

 مانند روزهای قبل بود از نظر وجه نیز اطمینان داشتیم

 چرا که همه پول از کار کرد خود ما بود و میدانستیم که

 حلال است ما هر روز مقداری گوشت میخردیم ظهر

 آب آبگوشت وشب گوشت کوبیده را میخوردیم با دوست

مامور خرید به درب مغازه قصاب رفتم قصاب را قسم دادم

 که آیا گوشت دیروز شما موردی نداشته ؟

 

قصاب که مردی مومن بود و او را از قبل میشناختم گفت :

نه و مثل همه روز بوده وگوسفند را خود او ذبح کرده بود و

در ذبح آن بسیار دقیق شده بود.

 به درب دکان نانوائی رفتیم از نانوا سوال کردیم او نیز

 همان پاسخ را داد به سراغ پسرکی که خمیر نانوائی را 

درست میکرد رفتیم او را با وعده و عید و مقداری پول و

قسم خواستیم بگوید در خمیر روز گذشته مشکلی نبوده

 مثلا فضله موشی یا نجاستی یا مثلا بریده شدن دست

 یکی از کارگران و مخلوط شدن خون با خمیر اما او نیز با

 قاطعیت گفت خیر.

 ما حبوبات را از قبل ذاشتیم اما باز به سراغ بقال رفتیم

و او نیز از سلامت جنس خود خبر داد

ما یک روز ماست میخوردیم و یک روز سبزی روز پیش

سبزی خورده بودیم به سراغ سبزی فروش رفتیم او نیز

منکر هر گونه آلودگی در جنس خود شد

ناامید بودیم و ناراحت که نتوانستیم علت را بیابیم در همین

 هنگام دیدیم کودکی با چرخ دستی سبزی از باغ آورده و

  دارد جلوی مغازه خالی میکند او را به کناری کشیدیم و

 به او نیز مقداری پول دادیم تا اطمینانش جلب شود و از او

 خواستیم تا اگر موردی هست بگوید کودک گفت نه موردی

 نبوده اما ما هر روز از شهر ری سبزی می آوریم با چرخ تا

 نازی اباد ( که این داستان در آنجا اتفاق افتاده بود ) صبح

زود همه دوستان به دنبال هم و به صورت دو و مسابقه با

 گاری دستی سبزی را به مغازه دارها میرسانیم چون ما از

 کنار جاده حرکت میکنیم و دست انداز دارد مواقعی پیش

 می آید که سبزی از چرخ جلوئی می افتد و ما بر می داریم

  و بر روی چرخ خود می اندازیم اما همه همین کار را میکنن

 این موردی ندارد

 روکرد به ما و گفت اینکه گناه نیست.

 ما همگی نفسی به راحتی کشیدیم و خوشحال از اینکه

سبب خواب ماندن و قضا شدن نماز صبح خود را یافته بودیم

 مقداری به کودک پول دادیم و با همان زبان کودکانه به او

 فهماندیم که این کار اشتباه هست و باید از صاحب این بار

 که یا مغازه دار است یا باغدار اجازه بگیری وگرنه همان یک

 دسته سبزی حرام تمام بار گاری را حرام میکند چرا که

 مشخص نمیشود کدام حلال بوده یا کدام یک حرام .

 

این باز یک مثال بود دقت کنید من نمیخواهم بگویم همه

 باید اینگونه باشند خیر میگویم :

 

1-    ما باید خود خوب باشیم و خود حلال خوار نباید به

 دیگران اعتنا کنیم

 

2-    یک دانه گندم حرام یک انبار را نجس میکند باید

 مراقب بود

 

3-    اگر تا به حال توجه نداشتیم به لقمه ای که

 میخوردیم از حالا یک مقداری دقت کنیم چرا که

 شخصیت خود ما و حتی فرزندان فردای ما نیز از

 همین لقمه ها شکل میگیرد

 

4-    سعی کنیم بدن و جسم خود را پاک کنیم خصوصا

 الان که ........  بهترین موقع هست تا بتوانیم ذرات

 وجودی خودمان را پاک کنیم و از خدا بخواهیم که اگر

 ندانسته لقمه ای حرام تناول کردیم آن را از بدن ما دور

 کند و کمک کند تا از این به بعد بتوانیم روزی حلال تهیه

کنیم و در این راه ما را راهنمائی کند

 

باری بسیار طولانی شد ببخشید و عف کنید ما را دعا

 کنید خصوصا در این شبها  باز هم از همه شما پوزش

 میطلبم .

 

یاعلی

 

+   معصومی ; ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

اصالت در وجود انسان

 

 

هوالحق

باسلام

 ببخشید که دیر شد اما کوتاه مینویسم در ضمن متشکر از راهنمائی

 ها و  نظرات بسیارارزشمند شما دوستانی که با ایمیل  هم سوال

 مطرح کرده بودند  جوابهای آنها را ارسال کردم.

  اما مکتب اگزیستالیسم یا مکتب((اصالت وجود)) خداوند که جهان

هستی را آفرید قبلا یک ماهیتی از کوه دریا درخت اسب سگ و

خلاصه از تمامی آفرینش در ذهنش بوده و بعد بر اساس ان ماهیت

 دست به خلقت زده است.

 مثال : در آفرینش اسب او میخواسته حیوانی خلق کند که نجیب

 ساکت زیبا بارکش و.... باشد اما در مورد انسان وضع به این

گونه نبوده و مطلب به کلی فرق میکرده یعنی ابتدا خداوند انسان را

 خلق کرد بدون اینکه ماهیت او را بسازد و صفت یا خصوصیاتی

 را در آن نهاد بنابراین این انسان است که انسان بودنش را به اراده

 خویش میسازد و آفریننده ی خویشتن خویش است و به تعبییری دیگر

 انسان آینده ی خویش است .یعنی آینده انسان در ذهن سازنده اش نبوده

 و این خود اوست که آینده اش را میسازد و این گونه تفکر دو احساس

را در انسان بیدار میکند

 - دلهره شدید

 - مسئولیت شدید

 این مکتب به جبر اعتقادی ندارد و انسان را آزاد میداند و کسی

که به جبر اعتقاد داشته باشد دیگر مسئولیتی ندارد و مجبور

 نیست کاری انجام دهد و بارها شما این را از دهان  دیگران

 شنیدید که خدا خواست تقدیر این بود و...... در این مکتب هر

کسی مقتدا و امام همه هست  پس انسان بایستی در زندگیش

 نمونه ساز و سرمشق ساز و قانونگذار همه ی انسانها باشد.

  پس چون ساختن خویشتن خویش صرفا به دست انسان نهاده

 شده پس  باید اعتقاد داشته باشیم که اگر(( یک افلیج قهرمان دو

 نشود مقصر خود  اوست!!!!!!!))

 نظر شما در مورد این نکته چیست آیا قبول دارید که خود او

 مقصر  است ؟ یانه و دلیل.....

  متشکرم از اینکه راهنمائی میکنید منتظرم

 یاعلی

 

+   معصومی ; ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir