نقل قول
هوالحق
باسلام
این نوشته ها را در یک وبلاگ دیدم برام جالب بود گفتم شما هم بی نصیب نباشید.
به خدا می گم سلام؛ میگه صدتا سلام. به خدا میگم دوستت دارم؛ می گه من عاشقتم. به خدا می گم اجازه می دی پاتو ببوسم؛ میگه بیا در آغوشم. به خدا می گم خدا راه رو نشونم بده؛ می گه بیا کولت کنم. به خدا می گم روزی من رو قطع نکن؛ میگه بیشترم می کنم. به خدا می گم دستمو بگیر، کمکم کن؛ می گه بیا برسونمت. به خدا می گم منو می بخشی؛ می گه بخشش که سهله، عوضش ثوابم می دم. به خدا می گم دو دو تا؛ می گه هشت تا! خـــدا هـمه چـیـز اســت و هــمــه چـیــز در خـداســـت
دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟ دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود! پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟ جواب داد: نی! گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟ گفت: نی! پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ ... جواب داد: نی! پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست! دانا گفت: زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد.
یاعلی
حرف زیادی
هوالحق
باسلام
ببخشید خیلی کم می نویسم علتش هم اینه که دوستان ایمیل
زیاد میفرستند دیگه اگر بتونم جواب ایمیل ها رو بدم کار خیلی
بزرگی کردم من در روز یک ساعت وقت گذاشتم برای اینترنت
ولی بعضی روزها تا 2 یا 3 ساعت طول میکشه ولی سعی
میکنم باز هم مثل گذشته هر هفته به روز کنم .
اما بیاییم از اینجا شروع کنیم اینکه:
ما توی دنیای مجازی همدیگر رو می شناسیم خوب تو واقعیت
کمتر همدیگر رو دیدیم و کسانی رو که من میشناسم با هم
پرده ای نداریم پس درست بنویسید بدون هیچ پرده ای پس
جواب این سوال رو بنویسید .
تا الان چقدر تونستیم انسان باشیم و تونستیم به اون آرمان
انسانی خودمون رو نزدیک کنیم؟
بنویسید خجالت نکشید والبته بیشتر از شما خواهش
می کنم شکسته نفسی نکنید واقعیت رو بنویسید منتظرم
یاعلی
تربیت
هوالحق
باسلام
خوب لطف کردید و دوتا هم ایمیل زدید . متشکر از ابراز
لطف همه ی دوستان....
اما به نظر شما تربیت فرزندان در این مورد تاثیر نداره؟آیا
نداشتن و بهتر بگویم چون همه شما دوستان اهل دل
هستید بلد نبودن عاشقی فرزندان ما باعث این گونه
مسائل می شود؟
آیا ما نباید به فرزندانمان یاد بدهیم چگونه عاشق
باشند؟
به نظر شخصی بنده این مورد از تربیت درست خانواده
نشات میگیره مثال :
بچه ۵ یا ۶ یا ١٠ سالشه به شوخی براش نامزد انتخاب
می کنن به شوخی دوست دختر براش انتخاب می کنن
همین دوست یا نامزد بعد از مدتی از دهان می افتد و
از فکر و صحبت بیرون میرود.
همین مطلب را ، در ذهن این کودک لوس و بی معنی
می کند.
اما اگر کمی دقت کنیم می بینیم خیلی چیزها از کودکی
شروع می شود و ما به آن اهمیتی نمی دهیم مثلا
اختلافات مادر و پدر بد گوئی های پدر و مادر از همدیگر
پیش فرزندان و محکوم کردن همدیگر به خیانت و........
حالا باید به فرزندان عاشق بودن را یاد داد محبت کردن
دوست داشتن چشم پوشی از خطای دیگران ایثار و.......
و در کنار این ها بصورت عملی به آنها آموزش بدیم .
اما چگونه؟
شما بگویید چگونه باید این آموزش را داد به فرزندان و
دوستان و اقوام یاد داد؟
شما به ما راه های این کار را یاد بدین منتظریم .
یاعلی




