ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

باسلام

فرا رسیدن ماه نور را به همه دوستان تبر یک می گوییم.

با تشکر از دوستانی که لطف کردند و کامنت گذاشتند از

جمله :

دختر آبان که همیشه لطف داشتند اما خواهر من اکثر

دوستان از نوشتن زیاد ناراحت می شوند و برای راحتی

این دوستان سعی می کنم کمتر بنویسم و لیلای عزیز 

که واقعا درست فرمودند این انسان های سخت هستند

 که می مانند دوست ارجمند نویسنده توانا اقای م عروج 

 نرگس عزیز این دوست با محبت و دوست داشتنی با

نوشته های پر بار خود دوست عزیز یک گل بهشتی در جهنم

که همیشه با دید خود ما را در جریان مسائل و اتفاقات

پیرامون خود با تحلیلی همه جانبه نه یک طرفه قرار

 می دهند سیده کوچک این دوست بزرگوار و گرامی

 خانم علی پور این عاشق علی و دوست عزیز سرکار خانم

نازنین خانم که مدام ما را مورد لطف و عنایت خود قرار

می دهند درویش علی که وبلاگ جالبی دارند به دیدنش

 را به شما توصیه می کنم سکوت عزیز که با نوشته های

 خود ما را به دنیائی دیگر می برد .محبوبه عزیز که همیشه

 و با یک سلیقه خاص وبلاگ خود را به روز می کند و با

نوشته های جذاب همه را شیفته خود کرده رژانوی عزیز

ببخشید اگر جواب دیر شد اما اطاعت از امر شما شد

 سارای عزیز این دوست مهربان که با نظرات خود ما را

راهنمائی کردند. جناب اقای موسوی این گل مولا و سید

 با سعادت کمتر می نویسند اما با عشق ایشون یک

 عاشق واقعی هستند ما که همیشه از ایشون التماس

 دعا داریم  مرضیه خانم عزیز که با نوشته های خود حالی

به آدم دست میده خیلی جذاب و گیرا می نویسند شما

هم سری بزنید ضرر نمی کنید و درنای عزیز که همه

زحمات ما گردن ایشون هست و از حضور حضرتش مصلحت

 و خیر برای ایشون تمنا دارم .

اما بعد : مقداد خواست حق این ناکسان را کف دستشان

بگذارد ولی مولا ممانعت کردند. اینکه سلمان برخواست و

فرمود: قسم به انکه جانم دست اوست اگر می دانستم

که می توانم ظلمی را دفع کنم یا دین خدا را عزت بخشم ،

شمشیر بر دوش می گرفتم و قدم به قدم جنگ می کردم .

 ایا به برادر پیامبر (ص) و وصی و خلیفه او در میان امت و

 پدر فرزندان پیامبر (ص) حمله می کنید ؟ ! منتظر بلا باشید

 و در امید خوشی نباشید!

ابوذر نیز برخواست و چنین گفت: ای امتی که بعد از پیامبر

 (ص) متحیر ماندید و به سبب گناهانتان خوار شده اید ،

 خداوند می فرماید:(( پروردگار ، آدم و نوح و آل ابراهیم و

 ال عمران را بر عالمیان برگزید . نسلهائی که بعضی از

بعضی دیگر هستند، و خداوند شنونده و داناست )) آل محمد

(ص) از آخرین نسلهای نوح اند و ال ابراهیم از نسل ابراهیم

و نیز اینانند برگزیده فرزندان اسماعیل و عترت پیامبر (ص)

یعنی همان اهل بیت او ، جایگاه پیامبری و محل رفت و امد

 ملائکه هستند. آنان همچون اسمانی بلند و کوههایی

 استوار و همچون کعبه پوشیده و چشمه زلال و ستارگان

راهنما و درختی مبارک که نورش روشنی می دهد و ماده

روشنی اش پر برکت است، هست.

محمد (ص) خاتم پیامبران و اقای فرزندان آدم و علی وصی

 اوصیا و امام پرهیزکاران و پیشوای غرالمحجلین (نشانداراد

نورانی) است .

اوست صدیق اکبر و فارق اعظم و وصی محمد (ص) و وارث

علم او. از طرف خدا ، ولایت او بر مردم از خود انان بیشتر

 است همانگونه ک خداوند می فرماید:(( پیامبر بر مومنین ،

 از خود انان بیشتر ولایت دارد و همسرانش مادر مومنین اند

 و نزدیکان بعضی بر بعضی دیگر در کتاب خدا مقدم اند) پس

 طبق گفته خدا ، آنکه خدا مقدم کرده و آنکه خدا موخر داشته

 موخر بدارید و ولایت و وراثت پیامبر را به کسی که خداوند قرار

 داده واگذارید .

عمر برخواست و در حالیکه ابوبکر روی منبر نشسته بود به وی

گفت: چرا روی منبر نشسته ای و این مرد (علی(ع)) نشسته

و با تو روی مخالفت دارد، بر نمی خیزید تا با تو بیعت کند؟ آیا

 دستور نمی دهی تا گردنش زده شود؟!

امام حسن و امام حسین(ع) هم ایستاده بودند، با شنیدن این

 سخن شروع به گریه کردند .علی (ع) آن دو را به سینه

چسبانید و فرمود: گریه نکنید این دو (ابوبکر و عمر) نمی توانند

 پدرتان را بکشند.

چندین تن از یاران و اصحاب به عمر و ابوبکر پرخاش کردند اما

هیچ کدام جدی نبود بغیر از مقداد و ابوذر و سلمان اما با این

همه علی (ع) بیعت کرد اما چگونه دست داد؟ این بمانند تا

پست بعدی ما را دعا کنید خصوصا هنگام قنوت نماز شب

 اخرین نفر از آن چهل نفر اسم این بنده فقیر را یاد کنید 

التماس دعا

یاعلی  

 

 

+   معصومی ; ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

پیمانی که امضائ کرده بودند

هوالحق

باسلام

گفتیم که عمر و ابوبکر جعل حدیث کردند و حضرت علی (ع)

فرمودند : وفا نمودید به طوماری که در خانه خدا امضائ کرده

بودید درباره اینکه: اگر خداوند محمد(ص) را بقتل رساند!! یا

مرد خلافت را از ما اهل بیت بگیرید.

ابوبکر گفت: از کجا میدانی؟ ما اطلاعی به تو نداده بودیم!

امام (ع) فرمودند: ای زبیر و ای سلمان و ای ابوذر و ای

 مقداد ، شما را به خدا و به اسلام قسم می دهم آیا

شما از پیامبر (ص) نشنیدید که فرمودند: فلانی با فلانی

(پیامبر (ص) همه این پنج نفر را نام برد) در میان خود

طوماری نوشته اند و در آن همپیمان شده اند و بر نقشه

خود معاهده کرده اند؟

جواب دادند : آری ، ما از پیامبر (ص) این کلام را شنیدیم

که فرمود: هم عهد و هم پیمان شده اند تا نقشه خود را

پیاده کنند. و شما فرمودید: اگر اینان خواستند نقشه خود

 را پیاده کنند من چه باید بکنم؟

پیامبر(ص) فرمودند: اگر یارانی پیدا کردی با آنها جنگ کن

و انان را طرد کن و اگر یاری پیدا نکردی بیعت کن و خونت

 را حفظ کن.

علی(ع)فرمود: به خدا سوگند اگر آن چهل نفری که با من

بیعت کرده بودند و بر قول خود مانده بودند با شما ، در راه

 خدا ،به جهاد بر می خاستم، این را هم بدانید که بخدا

سوگند خلافت به هیچیک از نسلهای شما تا قیامت نخواهد رسید!

و اما تو ای ابوبکر جواب دروغی که به پیامبر (ص) نسبت

دادی، کلام خداوند هست ک فرمود: آیا بر چیزی که

خداوند به آن از فضل خویش عطا کرده حسادت می کنید،

ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت و ریاست عظیمی دادیم .

کتاب یعنی پیامبری، حکمت یعنی سنت،ریاست یعنی

 خلافت،و آل ابراهیم ما هستیم.

مقداد بر خاست و فرمود: یا علی (ع) چه می فرمائید ؟

به خدا سوگند اگر فرمان دهی شمشیر می کشم و

 می کشم و اگر بفرمائید دست نگه می دارم. علی (ع)

فرمودند: ای مقداد ، دست نگه دار و بیاد عهد پیامبر و وصیت

 او باش!

در ادمه دفاع سلمان ، ابوذر را خواهم گفت ما را دعا کنید

التماس دعا داریم .

(خیلی سعی کردم کم بنویسم امید وارم آزار ندیده باشید اما اگر هم زیاد هست

بفرمائید کمتر بنویسم)

یاعلی

+   معصومی ; ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir