ساده گفتن

ساده گفتن

نیمه شعبان

هوالحق

با سلام

نیمه شعبان امد.

میلاد مسعود یگانه منجی بشریت قائم ال محمد مهدی

موعود (عج) را به تمام عاشقان تبریک عرض می نمایم

 و توفیقات روز افزون برای یکایک یاران را از ایزد منان

خواستارم.

این نیمه شعبان برای ما کلی خاطرات داره برای جوان تر

از خودم یم گویم اینکه ما زمانی ک کودک بودیم یک هفته

 ده روز مانده به این ایام می رفتیم دم درب منازل همسایه

 ها و از همه پول میگرفتیم وجدانن همه کمک میکردن بعد

 میرفتیم کاغذ کشی میخریدیم و کوچه را تزیین میکردیم

یادمه آن زمان هم نیمه شعبان در تابستان بود یعنی حدود

 ٣٥ سال پیش بعد که کوچه را تزیین میکردیم از همسایه

 ها گلدان میگرفتیم وسط کوچه میزاشتیم بچه هائی که

 از ما بزرگتر بودن می امدند و با سلیقه خودشون فواره

حوضی که از وسطش اتیش می آمد و چراغ ها را وصل

میکردند شب نیمه شعبان یک تخت میزاشتیم وسط کوچه

 و هر کسی هم که هنر نمائی بلد بود می امد اجرا میکرد

 بعضی از کوچه ها ارکستر دعوت میکردند بعضی شعبده

باز و سیاه بازی خلاصه هر کوچه سعی میکرد با انجام

 بهتر و سرگرم کننده تر مردم را بسمت خود بکشاند یک

 حمید آقا بود نوشابه میداد آقا نادر شیرینی خلاصه کلی

مراسم داشتیم الان هم اگر کسی تهران زندگی میکنه

توصیه میکنم این شب را بره خیابان خراسان خیابان ری

تیر دوقلو میدان شوش نمی دونید چه خبره خود من هر

سال بچه ها را میبرم انجا و تا ساعت ٢و ٣ بعد از نصف

شب برای دیدن می مانیم البته ما هر سال منزل یکی از

دوستان دعوتیم آنجا دعا کمیل می خوانند بعدش هم ذکر

میگیرن اکثر بچه ها روز نیمه شعبان را روزه میگیرن برای

 همین تا صحر بیدارن یادمه ÷ارسال رفتیم میدان خراسان

 یک سری جوان با روشن کردن صبط ماشین و صدای بلند

 داشتند میرقصیدن معرکه ای بود به یکی از آنها گفتم

التماس دعا گفت: محتاجیم به دعا گفتم اگر حالی بهت

دست داد ما را هم دعا کن گفت: چشم حاج آقا چشم.

همسرم گفت: این چه حرفیه این که داره لهو  میکند چه

حالی چه دعائی مسخرش میکنی گفتم: نه بخدا این با

عشقی داره برای امام زمان (عج) میرقصه این همان

 حکایت تارزنس که یک عمر توی مجلس گناه تار میزد وقتی

 پیر شد و بی کس هر جا رفت راهش ندادن روش نمی شد

بره خوانه یاد بچه های گشنه و زن چشم به راهش می افتاد

رفت قبرستون رو کرد به آسمون گفت خدایا یک عمر تو مجلس

 گناه تار زدم و برای عیاشا امروز می خوام برای تو بزنم  برای

مومنینت شروع کرد به تار زدن آنقدر با عشق تار میزد که از سر

پنجه هاش خون می بارید ولی احساس درد نمیکرد یکی آمد

 و یک کیسه زر داد گفت اینم مزد تاری که سر قبر پدرم

زدی و شادش کردی !!!! به خانمم گفتم اینم سری است

که این جوانان بلدن اینجوری خدا پرستی کنن اینجوری بلدن

عشق کنن اونم که اون بالاست میفهمم تو ببین چه عرقی

 میریزن ببین چقدر خوشحالن این حال یک نفر معمولی

نیست این حالت جذبه داره ولی نمی دونه چه جوری

 ابرازش کنه اینم یک جورشه!!!

ولی این برای اون جونی هست که نمی دونه نه برای یک

عالم عارف هر کس به اندازه درک و فهمش شما که بلدین

 برای امام زمان چه جوری دعا کننین و چه جوری شادش

 کنید (مثلا گناه نکردن) دیگر اگر مثل اون جوان لهو بکنید

مسئولید و باید پاسخ گو باشید تا زمانی که ندانید موردی

ندارد هر کاری کردی ولی از وقتی که فهمیدی و درک کردی

حقی نداری لهو کنی ما سماء داریم (رقص عرفانی) اما هر

کسی نمی تونه سماء کنه مگر به آنجائی برسه که ملائک

را ببینه آنجاست که ملائک می رقصند و سماء میکنند وقتی

شما ذکر می گوید از صوت شما و لحن و آهنگ گفتار شما

ملائک به وجد می ایند و می رقصند (سماء) میکنند و اگر

بتوانی به انجا برسی با انها می رقصی و........ این بحث

 طولانی نمی خواهم سر  شما را درد بیارم این جواب

 شما که فرمودید ( هر که از ذن خود شد یار من ) اینکه

در آخر و در مجموع باید گفت: هر کس به اندازه درک و

فهمش اون چوپان به اندازه چوپانیتش ولی موسی حقی

ندارد آنگونه باشد این دیگر کفر هست یک نفر عالم یک نفر

 منبری باید درک معرفت داشته باشد وگرنه حقی ندارد

تیکه بر جای بزرگان بزند و کلامی بغیر از کلام حق بگوید این

 مسئولیت دارد باری هر چقدر بخواهید مطلب دارم برای

 شما بگویم ولی می دانم دوستان خسته میشوند و گله

 میکنند برای همین فقط در انتها باز هم این عید سعید و

 این روز خجسته را به همه شما و خانواده محترم شما

تبریک عرض مینمایم امید وارم در پناه حضرتش سلامت

خوب و خوش و مینطور سبز و عاشق باشید.

یاعلی

+   معصومی ; ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

نمازاول وقت

هوالحق

باسلام

  با خبر باش که اسرار نمازاست حسین(ع)   

  نه فقط راز ، تجلی نماز است حسین(ع)

  ظهر عاشور ، در آن ولوله تیر و سنان           

   همه دیدند فقط فکر نماز است حسین(ع)

شاعر(کوچکترین خادم اهل بیت)

هروقت که جانمازت را باز کردی به یاد آور که روزی دعوتی

 امد و برای لحظاتی مهمان وبلاگ ما شدی.

هرگز فراموش مکن که محبوب تو فدای اقامه نماز شد و

حتی در ظهر عاشورا و چکاچک شمشیرها و بارش تیرها

، اقامه نماز اول وقت را به تاخیر نینداخت.

به یاد داشته باش که حبیب ابن مظاهر آن عاشق

حسین(ع) هم جان پاکش را هدیه نماز اول وقت محبوبش

 کرد .

پس تو هم :

با خود و خدای خود عهد کن ، که در هر شرایطی از نماز

 اول وقت محافظت کنی.

حالا اگر خدا خواست و نمازی اقامه کردی ، ما را هم

دعا کن.

خیلی التماس دعا داریم .

((کوچک ترین خدمتگذار شما))

_______________________________________

خیلی وقت بود می خواستم بنویسم در مورد بعضی از افراد

 که تا دهان باز می کنن بدون فکر مطالبی را می گویند که

باعث رنجش خدا و اهل بیت می شود شما هم حتمی

شنیدید می گوییم التماس دعا می گوید: ما که قابل

نیستیم ! ما بنده رو سیاه ! ما گناه کاریم! یکی باید برای

ما دعا کند!و....... این کلمات نشان از خساست فرد هست

اینکه ما قابل نیستیم یعنی چه؟ ارزش شما پیش خدا چقدر

 هست؟ خدا چقدر شما را دوست دارد؟ شما چقدر آبرو

 پیش اهل بیت دارید؟ آیا ما می توانیم ارزش خود را پائین

 بیاوریم؟ دقت کن:

می گوید یا حسین (ع) ما سگ درگه توئم. ما الاغتیم  ما

خرتیم ...... این ارزش امام را پائین می آورد می گویند

مریدهای امام همه سگن خودم شنیدم یکی می گفت :

ما گوسفندیم و حسین (ع) چوپان ماست این حرفا در

محافلی که عوام هستند خوبیت ندارد شاید این حرفا کنایه

 باشد شاید ایما و اشاره باشد ولی نباید در جمع گفته شود

این حرفا ارزش اهل بیت را پائین می آورد ما ادعا داریم

عاشق خدا هستیم خوب ما در این دنیا برای چه آمدیم آیا

غیر از بندگی و خدمت به خداست ؟ ما بغیر از بندگی و

خدمت به خدا برای چه زنده هستیم گفتم برای دوستان

در مراسم حج همه به دور یک تیکه سنگ جمع می شوند

در ظاهر همه به یک سنگ نماز می خوانند به سنگ رکوع و

سجود می کنند اما در باطن چطور؟ اینکه اگر دقت کنی

همه دایره وار به دور کعبه از تمام جهان بصورت دایره وار ، حال

این تیکه سنگ را بردار همه به کی رکوع و سجود می کنند؟

 بله همه به همدیگر من به نفر مقابلم و او به نفر مقابلش

 و..... این رمز آفرینش هست یعنی کعبه و بت خانه همه

بهانه معبود و مسجود همه توئی و تو .

می گوید هزار بار از این خانه بدان خانه برفتی یک بار از این

خانه بر این بام بیایید بیایید .

ما باید خدمت به خدا بکنیم باید خدمت به انسانها بکنیم

 اینکه می گویم هر وقت خودت را ندیدی یعنی اینکه همه

 را خود دیدی اینکه همه افراد بشر مثل خودت هستند و

 باید همه را دوست داشته باشی کار سختیه!!!!

هر وقت تونستی اول خودت را دوست داشته باشی و به

 خودت احترام بگذاری و بعد دیگران را دوست بداری و به

 دیگران احترام بگذاری یعنی کار تمام هست این آخر مطلب

 این یعنی همان پله انتهائی عشق.

ما قدر و منزلت خود را فراموش کردیم نمی دانیم چقدر ارزش

داریم و چقدر ارزش برای خدا داریم .

هر چقدر ما بندگی کنیم فیض بیشتری می بریم مانند آن

 تشنه لبی که تا سیراب نشده هر آیینه سراب می بیند

ولی آیا سیراب سراب می بیند؟

اینکه ما تا جان داریم باید بندگی کنیم و از خدا بخواهیم

 عمر ما را افزایش دهد تا بتوانیم بیشتر زنده باشیم تا بندگی

 کنیم .

هر کس بمیرد دیگر در سکون باقی می مانند (مگر قلیل

افرادی که کسب علم می کنند) و هر چه هست تا قبل

از مرگ هست اگر بمیریم دیگر این لذت را نخواهیم چشید

و حسرت این روزها را خواهیم خورد پس تا می توانیم

 بندگی کنیم و  خدمت به مردم اینکه اگر خواهر یا برادرت

 فال بفروشند کنار خیابان و تو آنها را ببینی چه حسی داری؟

باید حس تو نسبت به آن بچه های فال فروش هم اینگونه

باشد .

یا پدرت را هنگام تمیز کردن شیشه ماشین مردم ببینی چه

 حسی داری و اگر آن هنگام یکی بگوید ولش کن چرا پول

می دهی برور دنبال یک کا درست حسابی تو چه حالی

 می شوی؟

 یا مادرت را هنگام تی کشیدن کف یک شرکت یا سازمان

 چه حسی داری؟ اگر با دیدن همین مردم همان حسی

را پیدا کردی که نسبت به عزیزان خودت داشتی داری آدم میشی تازه باید امید وار باشی زنگار روی قلبت را نگرفته

 و امیدی هست باری خیلی نوشتم ببخشید من را دعا

کنید از تمام دوستان هم متشکر از اینکه به فکر من بودندن

 و چه با تلفن و ایمیل و در همن جا ابراز محبت کردند تشکر می کنم و می خواهم از همه دوستا اگر حالی داشتند

دعائی هم برای من بکنند خیلی التماس دعا داریم نماز

 اول وقت فراموش نشود .

یاعلی

+   معصومی ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

سخنان امیر المومنین

هوالحق

باسلام

دوستان باز هم ببخشید از تاخیر اما نوشتیم که این دو

ملعون چگونه و با چه نیرنگی حق شیعه و ولایت شیعه

را از ما گرفتند ولی امام نیز ساکت نماند هر چند که با

وضع موجود نمی توانست بیشتر فشار بیاورد و باید صبر

می کرد تا جامعه آماده پذیرش حکومت عدل می شد ولی

ایشون وقتی با دستانی بسته به مسجد وارد شدند خطاب

به ابوبکر نوشتیم چه ا گفتند و قتی امام (ع) وارد مسجد

 شدند عمر با لحنی بسیار زننده خطاب له ایشون گفت:

 بیعت کن و از این سخنان باطل دست بردار ! علی (ع)

فرمودند: اگر بیعت نکنم چه خواهید کرد؟ گفت: ترا با ذلت

و خواری می کشیم!!...... علی (ع) فرمودند: با کشتن من

بنده خدا و برادر رسول خدا را کشته اید . ابو بکر در جواب

گفت: بنده خدا بودن را قبول داریم و اما اینکه خود را برادر

رسول خدا خواندی ما قبول نداریم .

حضرت فرمودند: آیا انکار می کنید رسول الله (ص) مرا به

 برادری خویش برگزید؟ ابوبکر گفت: صحیح است و این

را سه بار تکرار کرد !

سپس امیر المومنین رو به مردم کرد و فرمودند: ای

 مسلمانان ای مهاجرین و انصار شما را به خدا قسم

می دهم آیا شنیدید در روز غدیر خم پیامبر (ص) اینچنین

فرمود و در جنگ تبوک چنین فرمود . (حضرت تمام

خطبه ای که پیامبر در روز غدیر خم فرموده بودند را برای

مردم دوباره ایراد کردند ) همه در جواب گفتند: بلی

شنیدیم.

ابوبکر از ترس اینکه مردم مبادا علی (ع) را یاری کنند و

او را کنار بگذارند جلوتر از مردم گفت: هرچه فرمودی حق

 است با گوشهای خود شنیدم و در قلبهایمان جای دادیم

 ولی بعد از ان از پیامبر (ص) شنیدم ک فرمود: ما خانواده ای

 هستیم که خداوند ما را برگزیده و گرامی داشته و اخرت

را برای ما بدنیا ترجیح داده است و برای ما اهل بیت نبوت و

خلافت را جمع نمی کند .

علی (ع) فرمود: آیا کسی از اصحاب پیامبر (ص) با تو بود

 که شهادت بدهد؟ عمر برخاست و با اشاره به ابوبکر گفت:

خلیفه رسول الله راست می گوید من این کلام را همانطور

 که ابوبکر گفت از پیامبر شنیدم .

بعد از عمر ابوعبیده سالم غلام ابی حذیفه و معاذبن جبل

 گفتند: ما هم این کلام را از پیامبر (ص) شنیدیم.

اما این پنج نفر در خانه خدا (کعبه) هم پیمان شده بودند که

 اگر پیامبر به قتل رسید!!! یا فوت کردند نگذارند خلافت در

خاندان ایشان بماند .

باز هم ببخشید زیاد نوشتم ولی این سخنانی هست که اهل

 سنت هنوز هم با اصرار به آن ایمان دارند و می گویند خاندان

نبوت باید بعد از پیامبر فقط نیایش می کردند نه خلافت و این

هنوز هم ادامه دارد همان بحث ولایت امام زمان (عج) در هر

صورت ببخشید ما را هم دعا کنید

یاعلی

+   معصومی ; ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

عرض پوزش به جهت تاخیر در نگارش

هوالحق

باسلام

ببخشید خیلی بزرگوارید  این بنده حقیر را ببخشید که

تاخیر در نوشتن شد به امید حضرت حق و به مدد مولا و

 با نفس شما سعی می کنم از این به بعد دیگر تکرار

نشود بازم پوزش از همه سروران بزرگوار و استادان خود

خصوصا :

مهرناز عزیز (درگودی دستان خدا) این عاشق بی خبر از

معشوق و  دوست عزیز م-عروج که از دوستان

می خواهم حتما به وبلاگ ایشون سر بزنند و در بحثی که شروع کردند شرکت کنند استفاده زیادی خواهید برد در

بحث شرکت کنید و نظر خود تون را کامل بنویسید نه با

 یک جمله نظر کامل بدین بحث خوبی رو شروع کردند غزل

عزیز رژانو دوست گرامی و محقق آقای سید موسوی این

دانشجوی بلند نظر و عاشق سید امیر حسین مولانا که

همیشه نظرات کوتاه می دهند مهشید عزیز و محمد جان

 که برای شادی روح مادرش یک فاتحه قرائت کنید ایشون

از طرف همه شما نایب الزیاره هستند همه شما را یاد

 می کنند و شما هم دعا برای روح مادرشون کنید محبوبه

عزیز که جدیدا آشنا شدیم یک گل بهشتی در جهنم که

بسیار فروتن هستند و بسیار قلم شیوائی دارند توصیه

می کنم مطالب ایشون را نگاه کنید نرگس خانم تاج سر

و استاد ما که بازم اینجا می گویم نرگس خانم من

نمی دونم چه جوری لینگ می دهند درنا خانم چند بار

زحمت کشیدن الان هم می گویم درنا خانم لینگ من را

برای نرگس خانم بگذارید راضی شدی خواهر!!!!!!! بنده

 در خدمت شما هستم نازنین عزیز و دوست گرامی لیلای

عزیز  دوست گرامی تریفه که وبلاگ جالبی دارند شهریار

این استاد عزیز و دوست قدیمی وبلاگ ما دوست......

 خراباتی که اشعار جالبی دارند و  جنگیران درنای عزیز

 ندا  خانم این دوست گرامی و ستایش عزیز و جناب

 اسدی که همیشه ما را شرمنده می کنند ببخشید بازم اگر

این پست دیر شد ولی حتمی طی این یکی دو روزه مطالب را

ادامه می دهم ما را دعا کنید

یاعلی

+   معصومی ; ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۱٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir