ساده گفتن

ساده گفتن

 

هوالحق

باسلام

يارب الحسين (عليهم السلام)اشف صدرالحسين(عليهم السلام) 

بظهور الحجه(عجل الله الفرجه)

يوالميلاد مولی الکونين حضرت اباعبداله الحسين(عليهم السلام) و علمدار

کربلا حضرت اباالفضل العباس ( سلام الله علیه) و حضرت سيدالساجدين

زين العابدين ( عليهم السلام ) را به همه عشاق تبريک عرض مينمايد و

التماس دعا از کليه دوستان را داشته .

(تقديم به همه دوستان خصوصا خواهران عزيز و خانم زهرا -ج-ک)

از لابلای مصاحبه با خانم سهيلا ارين :


خداوند در قرآن کريم حد و حدود حجاب را مشخص کرده است و ما هيچ گلي به سرمان نمي زنيم که حجاب را رعايت مي کنيم. من اگر حجاب را انتخاب کرده ام ، هيچ کاري براي خدا نکرده ام مثل اين که شما سرپرست يک خانواده ايد و موظف هستيد مخارج خانواده خود را تامين کنيد، اين وظيفه شماست و حجاب مسووليت و وظيفه ماست.
چادر در ايران يک نشانه است و من مي بينم که خيلي از اين نشانه ها به سنت برمي گردد و من به دنبال سنت نيستم. من در پي حقيقت هستم ، به دنبال آنچه خداوند از من مي خواهد. شايد در ايران براي برخي جوان حجاب به شکل چادر سنگين باشد، بخصوص با آنچه دور و برشان مي بينند. او مي تواند از يک روسري سفيد، يک مانتوي بلند و يک شلوار جين راحت که حدود خداوند را هم رعايت کرده باشد، استفاده کند. احتياجي نيست مثل يک زني که طبق سنت خانواده چادر سر مي کند، او هم براي شروع اين کار را بکند. خيلي زيباست که حجاب را در همه جاي دنيا رعايت کنيم. من کسي هستم که در غرب بزرگ شده ام و دائما در سفر هستم. چادر هميشه با من نيست ، اما حجاب هميشه با من است چيزي شيرين تر و لذيذتر از حجاب نمي شناسم.

ياعلی

 

+   معصومی ; ٩:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۳۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

تاخير

هوالحق

باسلام

 

امید وارم این روزها  از دست من دلگیر نشده باشید اکثر دوستان در جریان بودند که یک

 

عمل کوچک هفته گذشته انجام دادند و یک غده از درون کف دستم بیرون آوردند و

 

همین باعث شد تا نتوانم با شما ارتباط داشته باشم اکثر دوستان منت میگذارند و ایمیل

 

میفرستند ایمیلها را باید با حال خود دوستان جواب داد و این درد دست اجازه تمرکز

 

نمیداد به لطف حضرت دوست برطرف شد و دوباره عافیت مسلط گردید باری به دنباله

 

بحث برمیگردیم و خدا را شکر میکنیم که اجازه حضور در کنار شما را به این حقیر فقیر

 

داده یک مطلب دیگر برای دوستان ایمیل فرستادم که ایمیل شماره 17 چون جنبه عمومی

 

داشت برای اکثر دوستان ارسال گردید اما ایمیلهای دیگر چون به صورت درس و پرسش

 

و پاسخ بوده و دوستان حضور نداشتند مقداری در دوستان ایجاد توهم میکند اما قول

 

میدهم این کار را انجام بدهم و سعی بر این دارم بعلت کثرت علاقه دوستان این ایمیلها

 

را برای دوستان دیگر بفرستم آقای محمد جواد و علی آقا و همینطور آقا رضا و آقای

 

پیرپکاچکی ارسال میکنم اما ادامه صحبت :

 

اکثر دوستان قبول داشتند اما باز با ایمیل شهریار عزیز به نکته ای اشاره کردند اینکه اگر

 

 بچه ای بدون پا متولد شود تکلیفش چه خواهد شد خوب شهریار عزیز ایشون در

 

ورزشهای دیگر پرتاب دیسک این دونده شدن و امثال هم به این منظور است تا مطلب

 

گیرائی داشته باشد فقط مثال است اما ما یک در هزار را برای خود ملکه قرار دهیم و نیمه

 

خالی لیوان را ببینیم مقداری از عرف به دور است اما حال اینکه چرا کودکی را در

 

خانواده ای فقیر و کودکی را در خانواده متملک متولد میکند این تقصیر خدا نیست مقصر

 

خانواده هستند که در بهتر شدن و حلال شدن روزی خود سعی نکردند و یا اینکه خانواده

 

ای از مال حرام امرار معاش میکنن و خانواده ای از پول حلال این مقصر خدا نیست خدا

 

میفرمایند در پیدا کردن روزی بسیار دقیق باشید تا روزی حلال برای خانواده خود بیاورید

 

 و گرنه لقمه حرام در تربیت فرزندان تاثیر گذار هست اما تا آنجا که پدر مقصر است او

 

تنبیه میشود و این جبر نیست تا شما به تکلیف نرسیدین و نمیدانید خوردن لقمه ای که

 

پدر برای شما تهیه میکند حلال است اما از زمانی که عقل رس میشوید و خوب را از بد

 

 تشخیص دهید باید به دنبال نان و لقمه حلال باشید و از منابعی که مطما نیستید و یا شک

 

دارید استفاده نکنید شما شخصی را برای یک بار میبینید نمیدانید نماز خوان است یا کافر

 

 یا متدین باید فرض را بر این بگذارید که او مالش حلال است و خمس و ذکات مالش

 

 را میدهد و شک به او نکنید اما کسانی که میخواهند خود سازی کنند این را باید برای

 

خود جزو مکروهات بگذارند و هر لقمه ای را نخورند حتی اگر به مقدار سر سوزنی شک

 

 در پاک بودن آن دارند اما برای عام خلاف نیست این داستان واقعی است بخوانید:

 

یکی از دوستان من که اکثر شما هم میشناسید و یکی از مداحان اهلبیت هستند میفرمودند

 

در جوانی با چند تن از دوستان تصمیم به چله نشینی گرفتیم یک اتاقی اجاره کردیم و

 

نیت به چهله کردیم و در آن اتاق خود را مبحوس کردیم یکی از یاران مسئولیت تهیه

 

مایحتاج را داشتند یک روز صبح نماز صبح همه ما قضا شد الغرض به فراصت افتادیم

 

 علت را پیدا کنیم و نگذاریم خطا دوباره تکرار شود به کردار خود در روز قبل رجوع

 

 کردیم همه سکنات به مانند روزهای قبل بود از نظر وجه نیز اطمینان داشتیم چرا که همه

 

 پول از کار کرد خود ما بود و میدانستیم که حلال است ما هر روز مقداری گوشت

 

میخردیم صبح آب آبگوشت وشب گوشت کوبیده را میخوردیم با دوست مامور خرید به

 

درب مغازه قصاب رفتم قصاب را قسم دادم که آیا گوشت دیروز شما موردی نداشته

 

قصاب که مردی مومن بود و او را از قبل میشناختم گفت نه و مثل همه روز بوده و

 

گوسفند را خود او ذبح کرده بود و در ذبح آن بسیار دقیق شده بود به درب دکان نانوائی

 

 رفتیم از نانوا سوال کردیم او نیز همان پاسخ را داد به سراغ پسرکی که خمیر نانوائی را

 

درست میکرد رفتیم او را با وعده و عید و مقداری پول و قسم خواستیم بگوید در خمیر

 

 روز گذشته مشکلی نبوده مثلا فضله موشی یا نجاستی یا مثلا بریده شدن دست یکی از

 

کارگران و مخلوط شدن خون با خمیر اما او نیز با قاطعیت گفت خیر ما بنشن را از قبل

 

ذاشتیم اما باز به سراغ بقال رفتیم و او نیز از سلامت جنس خود خبر داد ما یک روز

 

 ماست میخوردیم و یک روز سبزی روز پیش سبزی خورده بودیم به سراغ سبزی فروش

 

 رفتیم او نیز منکر هر گونه آلودگی در جنس خود شد ناامید بودیم و ناراحت که

 

نتوانستیم علت را بیابیم در همین هنگام دیدیم کودکی با چرخ دستی سبزی از باغ آورده و

 

 دارد جلوی مغازه خالی میکند او را به کناری کشیدیم و به او نیز مقداری پول دادیم تا

 

اطمینانش جلب شود و از او خواستیم تا اگر موردی هست بگوید کودک گفت نه موردی

 

نبوده اما ما هر روز از شهر ری سبزی می آوریم با چرخ تا نازی اباد ( که این داستان در

 

آنجا اتفاق افتاده بود ) صبح زود همه دوستان به دنبال هم و به صورت دو و مسابقه با

 

گاری دستی سبزی را به مغازه دارها میرسانیم چون ما از کنار جاده حرکت میکنیم و

 

دست انداز دارد مواقعی پیش می آید که سبزی از چرخ جلوئی می افتد و ما بر می داریم

 

 و بر روی چرخ خود می اندازیم اما همه همین کار را میکنن این موردی ندارد از نظر

 

 خود ما و روکرد به ما و گفت اینکه گناه نیست ما همگی نفسی به راحتی کشیدیم و

 

خوشحال از اینکه سبب خواب ماندن و قضا شدن نماز صبح خود را یافته بودیم مقداری

 

 به کودک پول دادیم و با همان زبان کودکانه به او فهماندیم که این کار اشتباه هست و

 

باید از صاحب این بار که یا مغازه دار است یا باغدار اجازه بگیری وگرنه همان یک دسته

 

 سبزی حرام تمام بار گاری را حرام میکند چرا که مشخص نمیشود کدامیک حلال بوده یا

 

 کدام یک حرام .

 

این باز یک مثال بود دقت کنید من نمیخواهم بگویم همه باید اینگونه باشند خیر میگویم :

 

1-    ما باید خود خوب باشیم و خود حلال خوار نباید به دیگران اعتنا کنیم

 

2-    یک دانه گندم حرام یک انبار را نجس میکند باید مراقب بود

 

3-    اگر تا به حال توجه نداشتیم به لقمه ای که میخوردیم از حالا یک مقداری دقت

 

کنیم چرا که شخصیت خود ما و حتی فرزندان فردای ما نیز از همین لقمه ها شکل

 

میگیرد

 

4-    سعی کنیم بدن و جسم خود را پاک کنیم خصوصا الان که نزدیک ماه مبارک

 

هستیم بهترین موقع هست تا بتوانیم ذرات وجودی خودمان را پاک کنیم و از خدا

 

بخواهیم که اگر ندانسته لقمه ای حرام تناول کردیم آن را از بدن ما دور کند و کمک

 

کند تا از این به بعد بتوانیم روزی حلال تهیه کنیم و در این را ما را راهنمائی کند

 

باری بسیار طولانی شد ببخشید و عف کنید ما را دعا کنید خصوصا در این شبها  باز

 

هم از همه شما پوزش میطلبم .

 

یاعلی

 

+   معصومی ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٢۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

باسلام

 

ببخشید که دیر شد اما کوتاه مینویسم در ضمن متشکر از راهنمائی ها و نظرات بسیار

 

ارزش مند شما دوستانی که با ایمیل  هم سوال مطرح کرده بودند  جوابهای آنها را ارسال

 

کردم.

 

ایمیل  شماره 18 را فردا ارسال میکنم .

 

اما مکتب اگزیستالیسم یا مکتب((اصالت وجود)) خداوند که جهان هستی را آفرید قبلا یک

 

ماهیتی از کوه دریا درخت اسب سگ و خلاصه از تمامی آفرینش در ذهنش بوده و بعد بر

 

 اساس ان ماهیت دست به خلقت زده است.

 

مثال : در آفرینش اسب او میخواسته حیوانی خلق کند که نجیب ساکت زیبا بارکش و....

 

باشد اما در مورد انسان وضع به این گونه نبوده و مطلب به کلی فرق میکرده یعنی ابتدا

 

خداوند انسان را خلق کرد بدون اینکه ماهیت او را بسازد و صفت یا خصوصیاتی را در

 

آن نهاد بنابراین این انسان است که انسان بودنش را به اراده خویش میسازد و آفریننده ی

 

خویشتن خویش است و به تعبییری دیگر انسان آینده ی خویش است .یعنی آینده انسان در

 

 ذهن سازنده اش نبوده و این خود اوست که آینده اش را میسازد و این گونه تفکر دو

 

احساس را در انسان بیدار میکند

 

دلهره شدید

 

مسئولیت شدید

 

این مکتب به جبر اعتقادی ندارد و انسان را آزاد میداند و کسی که به جبر اعتقاد داشته

 

باشد دیگر مسئولیتی ندارد و مجبور نیست کاری انجام دهد و بارها شما این را از دهان

 

 دیگران شنیدید که خدا خواست تقدیر این بود و...... در این مکتب هرکسی مقتدا و امام

 

همه هست  پس انسان بایستی در زندگیش نمونه ساز و سرمشق ساز و قانونگذار همه ی

 

انسانها باشد پس چون ساختن خویشتن خویش صرفا به دست انسان نهاده شده پس باید

 

اعتقاد داشته باشیم که اگر(( یک افلیج قهرمان دو نشود مقصر خود اوست!!!!!!!))

 

نظر شما در مورد این نکته چیست آیا قبول دارید که خود او مقصر است یانه و دلیل

 

 متشکرم از اینکه راهنمائی میکنید منتظرم

 

میلاد حضرت علی (ع) را تبریک میگویم .

 

یاعلی

 

+   معصومی ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۱٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

جايگاه انسان (۱)

هوالحق

 

باسلام

 

اين بار چون خيلی طولانی شد ابتدا يک پوزش طولانی به همه شما

خوبان و بعد چون خيلی اين بحث مهم است  و نميتوانم کوتاه بنويسم در ۳

يا ۴ بخش مينويسم اما خواهش ميکنم  من را راهنمائی کنيد اگر جائی

اشتباه مينويسم و بگويد خوشحالم ميکنيد :

اما جايگاه ما در زندگی کجاست؟

انسان متعالی! حيوانی نشخوارکننده!لجن!فرشته!کداميک هستيم؟

اگر بخواهيم همچون حيوانی باشيم تکليفمان مشخص است اما اگر

 بخواهيم انسان باشيم چه بايد بکنيم؟

بايد وظيفه خود را دزر قبال زندگی بفهميم ! و بعد بر اساس شناخت و

 ظايفمان که طبعا زايش مسئوليت را در ژی دارد به آن عمل نماييم.

بانگاهی به ارگانيزم پيچيده و شگرف خلقت هر غباری و ظيفه ای بر دوش

 دارد . ابتدا نگاهی به طبيعت داريم  خداوند هر جانی را که آفريد در

 گوشش و ظيفه اش را نجوا نمود و به همين دليل است که از صبح

 آفرينش بوته ی گل ياس در هر پگاه بهاری سرريز گل می گردد قناری با

 تماشای بهار می خواند کبوتر در وقتی معين مادر ميشود و ماه در زمانی

معين شبهای مهتابی را برايمان به ارمغان می آورد و پروانه که وظيفه گرد

 افشانی گياهان را بر عهده دارد و بر دوش نرم و نازکش نهاده شده به نحو

شگرف اين مهم را به انجام می رساند .

از اين نوع در طبيعت بسيار داريم .

اما مصنوعات بشر ! يخچالی که سرما ندارد يا راديوئی که نوائی ندارد !

از همه مهمتر و شگفت انگيز تر ارگانيزم بدن است ! پيشرفته ترين دوربين

چشم است عظيمترين سيستم دفاعی گلبولهای سرباز خون هستند و

سيستم گوارشی با ميليونها ياخته در اين فرايند بس شگفت انگيز گوارش 

که غذا را از شکل جامد به کالری تبديل ميکند و در ماهيچه ها و خون

تزريق ميکند و سيستم عصبی بدن که خود يک کتاب کامل است .

با يک مقدار تفکر در هستی ديديم هر ذره وظيفه ای بس عظيم بر دوش

 می کشد .

اما وظيفه ما چيست ؟

می دانيم که هرگونه شناختی نياز به شعور دارد سپس رسيدن به

 معرفت و در نهايت عمل به آن معرفت تا رويت قله ی رفيع خود آگاهی .

اما اينجا بايد در مورد يک مکتب سخن بگويم مکتب اگزيستانسياليسم يا به

 قولی مکتب مسئوليت و آگاهی اگر اطلاعاتی در مورد اين مکتب داريد

 برايم بگويد و نظر شما در مورد اين مکتب چيست منتظر نظرات شما

 هستم .

ياعلی

+   معصومی ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir