ساده گفتن

ساده گفتن

 

+   معصومی ; ٢:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱/٢۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

سلام

توازابديت هرچيز می آيی

ولحظه ها

باتو آغاز می شود

وزير افتاب

به جز چشمان روشن تو و

تکرار دستان من

هيچ چيز تازه نيست.

 

ياعلی

 

+   معصومی ; ٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱/٢۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

سلام

ای ساکنان سرزمين ساده خوشبختی

ای همدمان پنجره های گشوده درباران

براوببخشاييد

براوکه ازدرون متلاشی است

ازتصورذرات نور ميسوزد

وگيسوان بيهودهاش

نوميدوار

ازنفوذ نفس های عشق می لرزد

 

فروغ فرخزاد

 

ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱/٢۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

سلام

تونبودی

دوزانو در برابرت نشستم

چهره ات را نگاه کردم

باچشمان بسته

تو نبودی

حرف زدم،حرف زدم،حرف زدم

اما نتوانستم دهان بازکنم

تونبودی

بادستهايم تو را لمس کردم

دست هايم به روی صورتم بود

                                               ناظم حکمت

 

 

ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱/٢۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

سلام

هرلحظهکه با هم بوديم جشنی بود عيد تجلی

ودر جهان من وتو تنها

همچون طوفانی سرمست فرود آمدی

بی حساب پله ها

ومرا ميان ياس های نمناک

به قلمرو خويش فراخواندی آن سو

آن سوی آينه

                                                            آلکساندرويچ تارکوفسکی

يک کلام کوتاه

چند نظر وچند تفکر بهتر از يک تفکر ونظر ميباشد همه ميدانيم .شما فکر نکنيد من تنبل هستم نه ولی نظرات شما برای من مهم هست من وقت ميگذارم ومينويسم مثل همه شما برای اينکه از شما چيزی يا بگيرم پس خواهش ميکنم فکر نکنيد من تنبل هستم واز شما ميخواهم ما را راهنمايی کنيد .

 

ياعلی

 

+   معصومی ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱/۱٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

سلام

سالها می آيند و می روند اما اين خاطرهاست که می ماند چه بد چه خوب اما نميدونم چرا ؟زمانی مشخص ومکانی مشخص اگر خاطره بد وخوبی باشد خاطره خوب بهتر وبيشتر در ذهن می ماند چرا؟

 

ياعلی

 

 

+   معصومی ; ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱/۱۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

 

هوالحق 

سلام

نميدونم ما اينجوری هستيم يا شما هم مثل ما هستيد يک زمانهای هست که بفکر دوستان ازدست داده خود می انديشيم يکی از آن زمانها عيد نوروز هست نميدونم چه خواسيتی داره بی اختيار آدم ياد کسانی می افتد که زمانی با هم بودن يا رفتن يا مردن اين حس نميدونم چرا بسراغ انسان می آيد ؟چی ميخواد از ما منظورش از اين ياد آوری چيست ؟ يک زمانی به ياد کسانی می افتی که به تو خيلی بدی کردن شايدم يک جورايی دلت براشون می سوزه ولی به يادشون هستی اما اين ياد آوری چی ميخواد به ما بگه؟ من که هنوز اين راز را نتونستم برای خودم حلاجی کنم کمک کنيد .

 

ياعلی

+   معصومی ; ۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱/۱٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هوالحق

سلام

عجب دنيايی است .

 

ياعلی

+   معصومی ; ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱/٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

+   معصومی ; ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱/٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir